عا و قسمت ۹ یه طوری بود که انگار کل تیکههای قشنگ سریالو از اول دیدم😭 خیلی ناز بود
میخوام براتون از بچههای باشگاهمون بگم
به قول بکمن هیچ دوستی همتیمی نمیشه
پس بذارید با کسایی که واقعا حقشونه به یه جایی برسن آشناتون کنم، بازندهها، لوزرز. این اسمیه که خودم روشون گذاشتم
نه چون بازندهان، البته هستن ولی دلیلش این نیست
چون کلمه بازنده خیلی تاریکه، رنگ سنگینی داره رنگ محدودیت رنگ بی امکاناتی رنگ تلاش میده
ما یه استفن کِری مناطق محروم داریم
تک روی میکنه یه جوری که باید بیاید و ببینید، ولی فوقالعادهست شاهکار سه گام میره
واقعا باید به یه جایی برسه
گُلدِن تیریو ی باشگاه ما واقعا طلاییه. جوری که سه تاشون کنار همن جوری که با هم ادامه میدن جوری که ترکیبشون خفنه
آه امروز اساطیر با هم تیم آپ کردن.
واقعا مثل رویا میموند، تهی و جیمی و شماره ۲۶ (لقبایی که واسشون گذاشتم خودم)
خیلی طوفانی بودن، باید میدید شماره ۲۶ و تهی چجوری کنار هم وایساده بودن. یکیشون اسطوره قدیمی و با تجبره و اون یکیکشون تازه وارد تو عرصه اساطیری
جیمی خیلی مستقل شده
واقعا باید به سه تاشون افتخار کرد، جوری که شاهکارن
تهی برای جایگاهش واقعا تلاش کرده، جیمی خیلی به جایگاهش میاد و شماره ۲۶ واقعا لیاقت جایگاهش رو داره
عاشق ترکیب شماره ۲۶ و شماره ۷ ام.
شماره ۲۶ هوای شماره ۷ رو داره، واقعا انگار بهش افتخار میکنه و شماره ۷ هم خیلی باحال باهاش حرف میزنه، یه جور راحت
عین اسپایک و پیتر میمونن
بازیکن پارا المپیک با اون ماه گرفتگیش، نشستن و هم کلام شدن باهاس حس جالبی داره
انگار هرچقدر و هر مدت که دور بشه بازم بر میگرده و همونقدر راحته
اولین لباس شماره ۱۶، شونزده بود. شونزده یعنی بنی.
الان ۹ میپوشه ولی هنوزم بنیعه. هنوزم محکم میکوبه به حریف و یه جوری بازی میکنه انگار میخواد مصدومشون کنه.
شماره ۱۶ یه نوع خستگی و بی حالی مثل بنی داره، جفتشون بازیشون عالی بود، نه به اندازه کوینهاشون ولی عالی بود.
تنها فرق شماره ۱۶ باشگاه ما، اینه که غمگین نیست. میخنده و گرم میگیره. انگار بنی تو یه دنیای دیگه.