مامانجون، همیشه از دستم عاصی بود. چون خلالهای بادومی که سهم کاسههای شله زرد بود رو گوشهی باغچه قایم میکردم تا گنجشککها گرسنه نمونن. ظرفهای شله زرد که میرسیدن به خونهها اما، گنجشککها هم سر سفرهی تو مهمون بودن.
دلم میخواد تئو باشم
راه برم گند بزنم به روان ملت
در آخرم مثلا کار خوب بکنم یکی رو نجات بدم
متاسفانه من برعکسم
کار خوب میکنم، در انتها ملت معتقدن گند زدم به روانشون