شماره "۱"
"شب بخیر ارواح"
و به قول راوی که خیلی دلتنگشیم، شب بخیر ای کسی که هیچکس بهش شب بخیر نمیگه.
من هیچوقت دلم نخواسته شبیه مادرم، یا شبیه پدرم باشم.
هیچوقت نخواستم شبیه ستاره سینما یا پولدارترین آدم جهان باشم.
هیچوقت نخواستم همهچیزو بدونم و بلد باشم...
من فقط دلم خواسته جای یه نفر باشم؛
خودم.
این خودم از کسی فرمانبرداری نمیکنه، سرکشه.
خودم عقایدشو خودش میسازه، نمیزاره افکار کسی بهش تحمیل بشه.
خودم از قضاوت نمیترسه چون خودشه.
خودم محدود نمیشه...
خودم از مرگ نمیترسه، چون جوری زندگی کرده و نخواد به عقب برگرده، لذت برده.
خودم اشتباه خیلی کرده، اشتباهای بزرگ و کوچیک، ولی ناامید نشده چون خودش اون تصمیم رو گرفته نه به اجبار.
خودم زمین خورده، ترسیده ولی در آخر خودش بوده، تغییر نکرده رشد کرده...
خودم مشکلاتشو خودش حل کرده.
خودم دنبال رویاهاش دویده تا جایی که نفسی براش نمونده، نزاشته آرزوهاش رنگ حسرت بگیره.
خودم حتی پول هم نداره، ولی اینکه با کمترین چیزا بهترینای خودشو خلق کرده رو دوست داره و عاشقشه.
نمیدونم الان "خودم" کجاست؟ یا چقدر گم شده.
نمیدونم روزی برمیگرده؟ خودشو نشون میده؟
یا اصلا خودمی مونده؟
فقط میدونم خودم بودن جرعت میخواد و بهایی داره که واسش آماده نیستم...
#yggdrasil
فکر نکنید دلم از کسی گرفته که یا امروز کسی کاری کردهها
اینا چیزاییه که ریز ریز جمع شده
https://eitaa.com/109519069/555
بسی زیبا نوشتی
نمیتونم بیشتر بگم چون وصف با کلمات سخته، کار من نیست
شماره "۱"
خیلی چیزا رو نمیدونم ولی از یه چیزی مطمئنم از هر راهی که شده اقدام خواهم کرد، هر جور که شده و به هر
فراموش شدن چیز عجیبیه
از خاطر رفتن...
تو کلمهشم غم نهفتهس، حتی از یاد بردن چیزای بد هم غمناکه.
ولی سرنوشت همه در فراموشیه، کسی جاودانه نخواهد شد.
چرا، مگر حماسه خلق کنی. شاید کردی؟
همه چیز ممکنه ولی خیلیها فراموش میشن.
خیلیها فراموش شدن!
ولی کاش وقتی فراموش شدم، وقتی یه گوشه دنیا به خاک سپرده شدم...
یه بچه که تازه سواد دار شده، وقتی از سنگ قبرم رد میشه سعی کن با حروف جدیدی که یاد گرفته اسمم رو بخونه و ذوق کنه.
کاش یه جا یکی متنم رو بخونه.
کاش سالها بعد دوستم واسه نوهش از دوستیش با من بگه.