eitaa logo
شماره "۱"
366 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
558 ویدیو
24 فایل
برای آنان که روزی میان صفحات کتابی جا ماندند، همان کسانی که این دنیا برایشان کافی نیست. باد حرف‌هات رو به من می‌رسونه🌬: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_oxe4875&btn=Vidar نوشته‌ها یکم مرتب‌تر میرن اینجا: https://eitaa.com/bearskin_16
مشاهده در ایتا
دانلود
شماره "۱"
["نفس بکش مرد نفس بکش... خواهش می‌کنم." پیتر زجه زد. و باران شدیدتر بارید.]
[_چرا می‌خوای تو سیرک کار کنی؟ +این آرزوی منه جناب. تمام زندگیم. چه دلیلی محکم‌تر از جنگیدن برای رویا؟]
شماره "۱"
[_چرا می‌خوای تو سیرک کار کنی؟ +این آرزوی منه جناب. تمام زندگیم. چه دلیلی محکم‌تر از جنگیدن برای روی
[پیتر من می‌ترسم باهاش دیدار کنم... اگه ما رو نخواد چی؟ اگه ازمون متنفر باشه؟ پیتر یعنی اون شبیه بابا شده؟ من می‌ترسم پیتر.]
شماره "۱"
[پیتر من می‌ترسم باهاش دیدار کنم... اگه ما رو نخواد چی؟ اگه ازمون متنفر باشه؟ پیتر یعنی اون شبیه باب
[و دستان یکدیگر را گرفتند و با هم روی صحنه رفتند. دوشاشدوش یکدیگر، آنها خانواده آپلگیت بودند. تنها آپلگیت‌های باقی مانده و حالا یک سیرک داشتند. مارگارت فریاد زد:《خانم‌ها و آقایان.》 و نمایش شروع شد.]
_داستان نوشته نشده مارگاریت آپلگیت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شماره "۱"
_داستان نوشته نشده مارگاریت آپلگیت
امروز خیلی ناگهانی از پس ذهنم بیرون کشیدمش و وای چقدر دلتنگش بودم تبدیل شد به یکی دیگه از گزینه‌هام برای داستان بعدی پسران خیابان
الان من استیکر جدا کننده ندارم چه گلی به سر بگیرم
_مجبوری همیشه انقدر خسته باشی؟ +مجبوری همیشه انقدر غمگین باشی؟ _دنیا آدم رو غمگین می‌کنه. +و خسته.
گفت: به من بگو ای ستاره، آدمیام از آن بالا چگونه‌اند؟ ستاره پاسخ داد: شانه‌های همه افتاده و گلوهایشان از بغض ملتهب شده. همگی یک شکل‌اند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شماره "۱"
No.54 کنسلی، مربیم، بچه‌های کوچولو، بیبی سیتر و صندلی بازی‌ها، تیمو، نخودفرنگی، دکتر نیما، آمبرلا آک
No.55 کیک شکلاتی، سرزنش، آمربلا آکادمی، پی‌دی‌اف های بکمن، مایع خام کیک، شماره هفت، "دارم میرم پیش دوست پسرم🗣"، ده کیلو، باخت و شادی، کتاب، منجوق و پارچه مشکی، خانواده آپلگیت.