آخه مسئله اینجاست کس دیگه ای تو خونه ما معمولا بستنی نمیخوره
با بستنی عروسکیم چیکار کردید😭😭😭
نمیدونم شاید چون منم همونقدر که نیل عاشق تئاتره عاشق تئاترم، شاید چون ببشتر از یه فیلم یا کتاب معمولی با شخصیتها همزادپنداری کردم و داخلش غرق شدم.
شاید چون من برای تادم نیل بودم. و اون به سادگی یادش رفت من نیل بودم.
نیل و انجمن شاعران مرده یعنی اون سال تحصیلی، یعنی نون شیرمال و هشت کتاب سهراب سپهری، یعنی تو آفتاب نشستن و زنده باد شب و درود بر شب گفتن، یعنی برادران نازی به جز هیتلر، یعنی منطقیه و هاشم و سهراب.
نیل و انجمن شاعران مرده یعنی اون سال تحصیلی که به رنگ پاییز و برگای زرد و نارنجی و شهر و ادبیات ایرانه.
تو پشت بوم میشستم و با گوشه شالم چشمامو از نور خورشید حفظ میکردم، نون شیرمال رو آروم گاز میزدم و میذاشتم تو دهنم آب بشه، لاکپشتم برای خودش میچرخید و من و اون از هر دری حرف میزدیم.
کادوی تولدش براش یه داستان کوتاه نوشتم و دادم وقتی اصلا انتظارشو نداشتم تولدمو بهم تبریک گفت.
روزای خوبی بود.
و اونقدرام پایان بدی نداشت راستش...
هدایت شده از ⋆ستارگان سقوط کردهی کهکشان⋆
کتاب The Perks of Being a Wallflower چیزی بیشتر از یه کتابه.
تو ایتا میگردم و میگردم و هی آدمای خوش سلیقهتر و کانالای خوشگلتری پیدا میکنم
شاید اگه بشر انقدر گاهی رو مخ نمیرفت میشد گفت آدما زیبان.
شایدم اصلا رو مخ نباشن و مشکل از من باشه به هر حال
شماره "۱"
تو ایتا میگردم و میگردم و هی آدمای خوش سلیقهتر و کانالای خوشگلتری پیدا میکنم شاید اگه بشر انقدر
امروز مربیم برگشته میگه یکم بیشتر اجتماعی باش با بچهها حرف بزن از خودشون بپرس و اینا🤣🤣
مربیمم فهمید من کیم
(ازش یه سوال پرسیده بودم که میشد از خود بچهها هم بپرسم_)
شماره "۱"
کتاب The Perks of Being a Wallflower چیزی بیشتر از یه کتابه.
وای این چرا انقدر خوبه
جلومو بگیرید کل کانالشو فور نزنم_