شماره "۱"
داشتم فکر میکردم چقدر همه چیز درمورد جبرجغرافیاییه.
اینکه زاده آسیایی و جبر جغرافیایی
اینکه لنگ در هوایی و صبحونهت شده سیگار و چایی...
وای حس میکنی توم خیلی چیزا هست
مثلا کلی هیجان و علاقه درمورد کتابها، آهنگها، فیلمها، شخصیتها... نمیدونم حس میکنم درونم خیلی خیلی بزرگ و پررنگه
انگار احساساتم آتیششون بیشتره
و نمیدونم این خوبه یا بد
شماره "۱"
وای حس میکنی توم خیلی چیزا هست مثلا کلی هیجان و علاقه درمورد کتابها، آهنگها، فیلمها، شخصیتها...
چون بیرونی دارم که نمیتونه اونها رو نشون بده
و به خاطر این باعث میشه شبیه آتیشی به نظر بیام که زیر زغال دفن شده
شماره "۱"
چون بیرونی دارم که نمیتونه اونها رو نشون بده و به خاطر این باعث میشه شبیه آتیشی به نظر بیام که زیر
(زغال اینجوری بود دیگ_؟ چرا حس میکنم آشنا نیس)
کسایی که بچه صدام میکنن آدمای جالبین
نه چون بچه صدام میکنن
چون نیازمند یه نوع رابطه خاص هست برای اینجوری صدا کردن