هدایت شده از کانال رسمی بنیاد شهید پالیزوانی
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
📣 بنیاد شهید پالیزوانی (رحمةاللهعلیه) برگزار میکند:
همایشِ «نظریه ولایت فقیه؛
مبانی، تاریخچه، شبهات و شخصیت شناسی»
🔹 ویژه خانمها و آقایان
🔹 برخط و حضوری
👤 مدرس: دکتر علی غلامی
🗓 زمان : پنجشنبه ۹ بهمنماه | ساعت ۸ الی ۱۷
📍مکان: مرکز همایشهای رازی دانشگاه علوم پزشکی ایران
⏳ مهلت ثبتنام: ۳۰ دیماه الی ۵ بهمنماه
🌐 ثبتنام از طریق سایت به نشانی
www.shahidpalizvani.ir
🔺️ پشتیبانی ثبتنام: ارسال درخواست به معاونت روابط عمومی دسته همایش، در سایت شهید پالیزوانی (رحمةاللهعلیه)
#بنیاد_شهید_پالیزوانی(ره)
📲 اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | روبیکا
هدایت شده از •| روضه خون |•
سلام بر تو ..
كه تصورِ ميزانِ مهربانیات
دل را ذوب میکند ..
@Rozekhon
سعی میکنم در نهایتِ سادگی صورتبندی کنم:
من، خواسته یا ناخواسته، جنایتی در حق دوستم انجام میدهم و دوستم، به حق معترض میشود. نفرِ دیگری، که حسود است و دشمن است و نیتِ شومی دارد و خواهانِ نابودیِ من است، از این موقعیت سواستفاده میکند و در کنارِ دوستم میایستد و از اعتراضِ دوستم حمایت میکند! در این وضعیت، من به کدام شخص و به کدام کنش اولویت خواهم داد؟!
از یکسو، دوستم موردِ ظلم قرار گرفته و اعتراضش، حقخواهانه و کاملاً درست است و از یکسو آن دشمن، میخواهد که سواستفاده کند. به کدام یک اولویت بدهم؟
اعتراضِ دوستم را خفه کنم و مسئله را پاک کنم تا دشمنم به هدفش نرسد؟ این انتخاب، در وهلهی اول، خلافِ دوستی است! زیرا در این انتخاب، من دغدغهی خودم را دارم و به جایِ اولویت دادن به دوستم، به دفعِ دشمنم میپردازم. در این حالت، حتی ممکن است که دوستم را نیز دشمن بدانم! با خود بگویم که اگر دوستم بود، پس چرا با دشمنم همصدا شده؟! اگر دوستم بود، پس چرا نمیبیند که دشمنم کنارش ایستاده؟!
اما واضح است که غلط است! دوستم، دشمنِ من نیست، بلکه این منم که به خاطرِ شکست نخوردن از دشمن (همان نفر سوم)، حتی دوستم را هم دشمن میبینم؛ زیرا نکتهی اساسی، در همان نقطهی شروع است: فرضِ اولیهی این متن، چه بود؟ من جنایتی در حق دوستم کردم!
به عبارتی دیگر، دوستم با دشمنم همدست نشده! بلکه من، با نشنیدنِ اعتراضِ دوستم، جایِ خودم را به عنوان یک دوست، خالی گذاشتم و دشمن، این جایِ خالی را پر کرده! من با ندیدنِ اشتباهاتم، در عمل دوستم را تقدیمِ دشمنم کردم ... .
لذا اگر در این موقعیت فرضی، از دوستم انتظار داشته باشم که ساکت باشد تا دشمنم سواستفاده نکند، نه تنها خلافِ دوستیست، بلکه حتی خلافِ اخلاق است! اگر دوستم مظلوم است و از سویِ من موردِ ظلم قرار گرفته، لاجرم باید اعتراضش را بشنوم و پاسخگو باشم؛ حتی اگر دشمنم از این موقعیت سواستفاده کند. وگرنه با ساکت کردنِ دوستم، دچارِ ظلمِ مضاعف میشوم: هم بهت ظلم کردم و هم ازت انتظار دارم که ساکت باشی و نقدم نکنی و حقت را مطالبه نکنی تا دشمنم سواستفاده نکند.
لذا پرسش اساسی همین است که اولویت چیست؟ ناکام شدنِ دشمنم به قیمتِ خفه کردن دوستم یا شنیدنِ اعتراضِ دوستم و تلاش برایِ جبرانِ اشتباهم حتی به قیمتِ خدشهدار شدنِ غرورم؟ دیدنِ رضایتِ دوستم مهمتر است یا دیدنِ ناکامیِ دشمنم؟
این وظیفهی من است که پیشقدم شوم و با شنیدنِ صادقانه و عذرخواهیِ درست، دوستم را از دشمنم پس بگیرم؟ یا این وظیفهی دوستِ مظلومم هست که خودش مسیرش را از دشمنم جدا کند و بیاید کنارِ من بیایستد؟! باید دوستم را مواخذه کنم که چرا بهانهای دستِ دشمنم داده یا باید خودم را مواخذه کنم که چرا در حق دوستم اشتباه کردم و باعث شدم که این موقعیت پیش بیاید؟!
البته همهی اینها با این فرض نوشته شده که من در حق دوستم اشتباهی انجام دادهام؛ سهواً یا عمداً.
https://t.me/mirza_ehsan_alef
هدایت شده از مــصــــبـاح الـــهـــدیٰ💚
گروه فرهنگی هنری مصباح الهدی برگزار میکند.
برای دومین بار نمايش زیبای خاتون به مناسبت نیمه شعبان اجرا می شود.
جهت هماهنگی اجرا در مدارس و مساجد و حسینیه ها با شماره ذیل تماس حاصل فرمایید
09913482213
یا در ایتا به آیدی@Khatoon_mesbah پیام دهید.
@mesbaheboda
هدایت شده از مُرتاح
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میتونم برای تک تک جملاتش، کیلو کیلو اشک بریزم.
هدایت شده از شهاب پارسا
در دنیایی که ترامپِ خودش رو لایق جایزهی صلح نوبل میدونه و نتانیاهو دلسوز کودکان و مردم غزه است، همون بهتر که اسم سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی قرار بگیره.
هدایت شده از [ هُرنو ]
۴. من سینهچاک دربست جمهوری اسلامی نیستم. دوستانی دارم که هستند و دوستانی دارم که لحظه به لحظه منتظر سقوطش هستند. به هر دو بابت این استحکام نظر غبطه میخورم. من بارها به آن جایگزین جمهوری اسلامی فکر کردهام. هیچبار، مطلقا هیچباری نبوده که گزینهٔ بهتری پیدا کنم. جمهوری اسلامی در این سالها محاسن داشته و معایب. عیبهایش هم یکی دو تا نیست. فساد دارد، ناکارآمدی دارد، مردمش را ناامید میکند، آدمهای نادانی دارد که انگار تفریحشان آزار مردم است و... روزی حتما از کثافتی که داخل پادگانهای آموزشی در جریان است مینویسم. از بلایی که سر جوان ایرانی میآورند. همینقدر هم حسن و خوبی دارد. من زیر بار گرانی دارم له میشوم. در همین یک سال گذشته حداقل سه بار تکهطلایی از پساندازمان را برای خرج معمول زندگی فروختهایم. لذا طبیعی است که عقل معاش من، به جایگزین جمهوری اسلامی فکر کند. اما مادامی که جایگزین (یا جایگزینهای) پیشنهادی برای جمهوری اسلامی، یکی از یکی مستهجنتر، کثیفتر و نکبتتر هستند انتخاب من نخواهند بود. انقلاب خمینی، بهشتی و طالقانی و مطهری و بازرگان و خامنهای و شریعتی و چمران داشته و الان دوستان منتقدم حاضر به براندازیاش هستند؛ در حالیکه جایگزینهای پیشنهادی برای فردای براندازی، حتا پنج اسم از کَست پیشرویشان ندارند.
۵. جمهوری اسلامی حق مطلق نیست. اما در جهان فکری من، اسراییل و آمریکا شر مطلقند. تا زمانی که گزینهٔ جایگزین جمهوری اسلامی، آمریکا و اسراییل و جیرهخورهای این دو باشد، برای بقای جمهوری اسلامی هر کاری بتوانم میکنم. اگر لازم باشد خونم را هم میدهم. تا جایی که بتوانم ایراداتش را فریاد میزنم که به گوش کسی برسد و به سهم ناچیز خودم تلاش میکنم که گوشهای، فقط و فقط گوشهای از این مملکت را کمی روشنتر کنم. فکر نمیکنم راهی به جز اصلاح از پایین وجود داشته باشد. جمهوری اسلامی آرمانی دارد که هنوز با آن فاصله دارد. خیلی زیاد. مادامی که در مسیر رسیدن به آن آرمان باشد، میارزد که پاش ایستاد.
۶. این روزها حال من ناخوش است. من همزمان هم غصهدار آن نوجوان شانزده سالهای که گلوله خورده هستم و هم آن سرهنگی که بیست و هفت بار چاقو خورده و آخرسر گوش راستش بریدهاند و دستش دادهاند. اما باور دارم برای بهبود اوضاع این خاک، باید سهم خودم را ایفا کنم. قدم اولش تلاش به خوب کردن حال خودم، همسرم و دخترانم است. که بتوانم به قدر خودم مراقب آشنایان نزدیکم باشم که بتوانم در مرحلهٔ بعدی، کاری که فکر میکنم درست است را انجام بدهم. من همهٔ تلاشم را میکنم که زندگیام را به روتین عادی خودش برسانم. اینجا هم تلاش میکنم که به زندگی عادی برگردم. نه بلد هستم که چشم روی بدبختیها و مشکلات و فسادها ببندم و نه بلد هستم صبح قرارداد دولتی و نیمهدولتی ببندم و شبش استوری اعتراضی بگذارم، و نه بلد هستم در کشور دیگری زندگی کنم و به هموطنانم در ایران حکم بدهم که چه بکنند و چه نکنند. راستش را بخواهید مدتی است دیگر دنبال اقناع کسی هم نیستم. گوشهای نشستهایم و با چند نفر دیگر مجله در میآوریم به امید اینکه ادبیات پناه است و نجاتدهنده. این چند خط را نوشتم که بعداً شرمندهٔ خودم نباشم.
اگر حوصله کردید و تا اینجای متن آمدهاید، قدردان شما هستم.
خدا عاقبت همهٔ ما را بخیر کند.
@hornou هُرنو | روزنِ نورگیرِ سقف
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 رهبرانقلاب، صبح امروز: مدام میگویند ما ناو فرستادیم
✏️ ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است
👈 امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
📥 پست | استوری
🖥 Farsi.Khamenei.ir