تنها چیزی که باعث میشه تنفر درونم عمیقتر بشه ، اینهکه من با چشمای خودم دیدم که اکسیر شفای من توی دستهای تو بود، اما نجاتم ندادی و فقط نابودیمو به تماشا نشستی.
به ما میپیوندید ؟
من محجبه و مخالف
خواهر بزرگتر بودن هستم.
#انجمن_حمایت_از_خواهران_ستم_کش
من واقعا نمیفهمم وقتی میتونم انقدر خوب کارام رو با برنامه انجام بدم ، چه اصراری دارم که حتما بزارم دقیقۀ نود ، که همراه بشه با ترس و لرز و شب بیداری و دست به دامن خدا پیغمبر شدن.
الان چند وقته مدام میام اینجا تایپ کنم که اره میخوام یهمدت در اینجا رو تخته کنم ، چون از پسش بر نمیام و نمیتونم ادامه بدم. اما بعدش میگم ممکنه همین فردا بازم برگرده حسوحال خوب نوشتن و دوباره جون دادن به اینجا.
خلاصه همچین وضعی دارم الان،
ممنونم ازتون اگر میمونید و تحمل میکنید.
من همیشه فکر میکردم هر بار که این رنج رو تجربه میکنم از دفعۀ قبل آسونتره. احتمالا چون توش خبره شدم. اما وقتی دوباره گیر افتادم توی این تلۀ تکراری، فهمیدم نه هربار بازم تازگی داره. هیچچیزی نمیتونه باعث بشه این درد فروکش کنه. پس رنجها هیچوقت کیفیتشون رو از دست نمیدن. و تازه با هربار تجربۀ دوبارهش ، زخم های کهنه هم سرباز میکنن..