eitaa logo
_نوارکاسِت
1.2هزار دنبال‌کننده
868 عکس
156 ویدیو
16 فایل
[آرشیوی از مطالب خوبی که می‌خونم.] https://abzarek.ir/service-p/msg/4166915 ناشناس‌ها توی لینک پاسخ داده می‌شه،چک کنید
مشاهده در ایتا
دانلود
''زندگی یه سری قوانین داره ولی خواست خدا حتی از اوناهم قوی‌تر و بالاتره''
سلام 🤍 عصر بارونی و پاییزیتون بخیر. اینجا مدتیه که فعالیت منسجم و درست و حسابی نداره. بیشترش بخاطر کنکور بود و حالا هم که تموم شده، من هرکاری میکنم نمیتونم روند اینجا رو مثل سابق فعال کنم. بخاطر همین تصمیم گرفتم این پیام رو اینجا بنویسم و ضمن تشکر از اینکه هنوز لفت ندادید و اینجا هستید، بگم که فکر نکنم بخوام و بتونم اینجا رو مجددا فعال کنم و به روند سابق برش‌گردونم. فقط گاهی پیام‌های خوب و مفیدی که ببینم رو فوروارد میکنم. ازتون ممنونم و امیدوارم اگر ناراحتی و مشکلی بوده رو به بزرگی خودتون ببخشید و حلالم کنید. [لینک ناشناس توی بیو میمونه اگر حرفی چیزی بود درخدمتم☘]
ثُمّ بَکَیا جَمیعاً ساعة؛ سپس هر دو در واپسین خلوت عاشقانه خویش، سخت گریستند. بغض روزها فروخردهٔ سنگ‌شده در گلویشان ناگهان شکست و بالاخره اشک ریختند. سپس زهــراء چون مادری سالخورده و عطوف سر به زانوی علی گذاشت و دست‌های نحیف رنگ‌باخته‌ بر گونه‌هایش کشید که اشک نریز عزیزقلبم؛ چاره چیست؛ بگذار آخرین تصویر چشمانم از علی، همان چهره مردانه استوار باشد که هرگز چین به گوشه چشمانش نمی‌آمد. اشک‌ نریز؛ که تو خود شایسته‌تری بر اشک‌ریختن، و از طلوع‌ فردا تو مظلوم‌ترین مرد تاریخی. یکّه و تنها. همین.
فَوَقع عَلی_ علیه‌السلام_ علیٰ وَجهَهُ؛ سپس دو طفل خردسال، گوشه‌آستین بر دهان و هق‌هق کنان، بر پشت درب‌های مسجد آهسته گفتند که مادر ما فاطمه برای همیشه از دنیای پست شما رفت؛ حالا آسوده باشید. ناگهان علی، سخت به چهره بر زمین خورد. و جهان تاریک شد. و هیچ هنوز روشن نشده. و علی هیچ هنوز برنخاسته. «فَوَقع عَلی_ علیه‌السلام_ علیٰ وَجهَهُ» آخرین جمله تاریخ جهان بود؛ و جهان برای همیشه ایستاد. که سقوط علی، سقوط عالم بود. همین.
ثُمّ جَلَس علی شَفیرِ القَبر باکیاً حزیناً؛ آنگاه در تاریکای بقیع، سطح زمین را چنان مسطّح و صاف ساخت، که گویی نازکای تن ظریف هیچ دردانه و علت خلقتی زیر خروارها خاک سرد قبرستان مخفی‌نشده. که گویی پدر خاک، حتی صاحب قبری کوچک از زمین برای محبوب خویش نیست؛ بعد چون طفلی یتیم بر فراز قبر نشست؛ زانو به آغوش کشید و یکّه و تنها اشک ریخت. بی‌ آنکه کسی باز سر به زانویش بگذارد و بگوید اشک نریز عزیز قلبم. که تو از حالا مظلوم‌ترین مرد تاریخی. همین.
فَرَجَعَ؛ تاریخ هیچ‌ننوشته که «فَرَجَعوا». تاریخ هیچ فعل جمع ننوشته. تاریخ حواس‌جمع بوده. رسم در تمام جهان است که بعد از دفن و تجهیز میت، طایفه و عشیره متوفی زیر شانه‌های خانواده‌اش را بگیرند و گلاب بر چهره‌اش بپاشند و به خانه بیاورندش. هم‌صحبتش شوند و سه روز غذا طبخ کنند و لحظه‌ای تنهایش نگذارند. تاریخ اما نوشته که «فَرَجع». تنها برگشت. بی‌هیچ همراه. سپس با خانه‌ای ساکت مواجه شد. و تاریک. و سرد. و بستری خالی از فاطمه در آن کنج مهیب و کشنده خانه. آنگاه تکیه بر دیوار زد و نشست؛ کوهی تکیه‌زده بر دیوار. گریست و شانه‌هایش لرزید و از ریش‌هایش قطره اشک چکید و زیر لب گفت که من حالا مظلوم‌ترین مرد تاریخم. همین.
هدایت شده از خبرگزاری فارس
خداحافظیِ شرافتمندانهٔ مهندس ایرانی با گوگل 🔹علیرضا ذاکری، مهندس ایرانی شاغل در گوگل به‌علت همکاری گستردهٔ این شرکت آمریکایی با رژیم صهیونیستی، همکاری با آن را متوقف کرد و نوشت: خوشحالم که اعلام کنم گوگل را ترک کرده‌ام؛ زیرا این تصمیم نشان‌دهندهٔ ارزش‌های من است. 🔹ذاکری در این مورد نوشته: پس‌از اطلاع از مشارکت گوگل در پروژهٔ «نیمباس» نگرانی‌های خود را برای چندین ماه بیان کردم. متأسفانه باوجود تلاش بسیاری از کارکنان، مدیریت این شرکت تصمیم گرفت موضع خود را حفظ کند و نگرانی‌های جمعیِ ما را نادیده بگیرد. زندگی به‌گونه‌ای که با ارزش‌های اصلی شما در تضاد باشد، فوق‌العاده چالش‌برانگیز است. انتخاب گزینهٔ خروج از گوگل آسان نبود، اما لازم بود. @Farsna