هدایت شده از حرف بیحساب| جواد موگویی
48.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزهای جنگی- ۸۰
یکشنبه ۱۴۰۵/۱/۲۳
ماجرای جنگ ۲
بهروایت جواد موگویی
روایت پانزدهم:
مذاکره شرافتمندانه!
@javadmogoei
هدایت شده از آنِمن
ما توی کوچه هایی که روی دیواراش نوشته مرگ بر دیکتاتور برای تو قدم برمیداریم.
هدایت شده از کانال حسام الدّین براتی
فضا برای برخی به سمتی رفته که وقتی از مظلومیت و نبرد عاشورایی حزب الله گفته می شود به جایی رژیم صهیونیستی از جمهوری اسلامی که سید حسن عزیز ما آن را خیمه حسین ابن علی می نامید ناراحت و عصبانی میشوند.
این هم از مظلومیت انقلاب ماست...
@he_barati
هدایت شده از ادراکات | فاطمه رایگانی
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از دو ساعت قبل که این فیلم را دیدم نفسکشیدن برایم سختتر شده. هزار بار خودم را در موقعیت این رزمندهٔ مظلوم لبنانی تصور کردم. آن لحظه که جسم مجروحش را پای درخت کشیده، آن دم که با کوادکوپتر انتحاری رژیم صهیونیستی ملعون چشم در چشم شده، وقتی که جز ذکر حسین نجاتی برایش نمانده، و لحظهٔ انفجار… امان از آن لحظهٔ انفجار…
کاش خواهر نداشته باشی برادر… کاش مادرت هیچ وقت این صحنه را نبیند… کاش به پاکی خون تو خداوند نجات بنت جبیل را برساند…
این بار هشتگ نمیزنم که ببینید… شاید شانههایتان تاب این غم را نداشته باشد….
@edraakaat
یکی جلوی این دوستان صاحبمنبر رو بگیره. آقایون به خدا موضعنگرفتن شما بهمراتب بهتر از این موضعای هیجانی، احساسی، ناآگاهانه و خودتحقیرانه است. کشور از سر ضعف و بهناچار وارد مذاکرات شد؟ بابا چرا زر میزنین و دل مردم رو الکی خالی میکنین؟ اگه از سر ضعف بود چرا امتیازای الکی ندادیم که از ناچاری و ضعف خارج بشیم؟ ایران لبنان رو رها کرده و چوبشو میخوره؟ این همه موشک و پهپادی که حزبالله داره میزنه رو از انبار خونهٔ عمهش آورده؟ اون سرداری که کنار سیدحسن نصرالله شهید شد هندی بود؟ این همه موضع به نفع حزبالله رو مقامات کشور چین دارن میگیرن؟ این همه تشکر از همراهی رو شیخ نعیم قاسم برای بلغارستان داره میفرسته؟ این همه پرچم حزبالله رو مردم روسیه دستشون گرفتن؟ یه کم از این دوستانتون که در انبوه ریش و پشم خودشون دارن غرق میشن و اطلاعات غلط بهتون میدن فاصله بگیرین و سرتونو از ایتا بیارین بیرون و یه کم واقعیتر به قضایا نگاه کنید و اصلا به فرض که دارید درست میگید، یه کم در گفتن و نگفتن حرفها و موضع ضعف و قدرتتون دقت کنید.
«میم ر میم»
https://ble.ir/mimremeem
هدایت شده از اخبار انفجاری
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 خداقوت
🔻 شهردار تهران گفته:
هفته آینده افتتاح ایستگاه مترو داریم.
🚀 همکاران ما در شهرداری تهران، زمان جنگ هم کار رو متوقف نکردن.
🆔 @akhbarenfejari
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اهل توجه به جزئیاتم. امروز فهمیدم که تو موی بلند دوست داشتی. مثل همه مردان عاشق ایرانی. اینجا از بلندی مویهای دخترک شهید ذوق میکنی و میگویی «این موها رو هم اگر کوتاه نکنند…». موهای خرمایی زهرا سادات خردسال خودت هم بلند بود.
تو دختر دوست بودی. دخترها را یکجور دیگری تحویل میگرفتی. من به چشم دیده بودم که میان سیل درخواستهای جمعیت دیدارهای جوانان، چفیه را اگر به پسرها میدادی، انگشتر را برای دخترها نگه میداشتی. تو دختر دوست بودی و دخترکان شهیدان دوست داشتند که هیچوقت به تکلیف نرسند تا از آغوش و بوسههای گرم پدرانهات بینصیب نشوند.
تو برای دخترهایت جشن تکلیف گرفتی، گفتی حسینیه را در دیدار بانوان صورتی کنند. چرا حاکم و رهبر هشتاد و چند ساله یک کشور باید همیشه چند انگشتر دخترانه همراه خودش داشته باشد؟ تو ذوق داشتی که به دخترها هدیههای دخترانه بدهی. پدرها دختر دوستاند. تو دخترفهم هم بودی. حالا خدا به دخترهایت بیشتر از پسران صبر بدهد!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
در مجموعه داستان وعده گاه شیر بلفور (ترجمه ابولحسن نجفی) داستانی هست درباره پسر نوجوانی که یک مقداری از اینکه پسر یک قهرمان شهید مقاومت فرانسه علیه اشغالگران است، احساس کسالت میکند. در واقع به نظرش سایه یک پدر قهرمان زیادی سنگین است و فردیتش را خدشهدار میکند. تا اینکه مجبور میشود به دلایلی با همرزمان سابق پدر ملاقات کند و از یکی از دوستان پدرش به کنایه میشنود «ترجیح میدادی پسر یک خائن باشی؟»
از اینجا سفر دردناک پسر به سمت کشف چیزی که کمکم چهرهی ترسناکش را نشان میدهد آغاز میشود. زمزمههایی هست که پدرش نه تنها قهرمان نبوده بلکه یک خائن بوده. یک آدمفروش که دوستانش را لو داده و باعث گیر افتادن و مرگشان شده. حالا دیگر پسر با اضطراب پرس و جو میکند و به هر دری میزند تا به وضعیت سابق برگردد. به وضعیتی که در سایهی پدر قهرمانش میتوانست آنقدر مشنگ باشد که پسر قهرمان جنگ بودن را خستهکننده بداند.
داستان استقلال ایران هم برای بعضی از شهروندان ایرانی که در کشور مستقلی بدنیا آمدهاند و حتی اشکال ملایمتر استعمار را لمس نکردهاند، چنین نقشی داشته. امتیاز زیستن در یک کشور مستقل که نتیجهی خون صدهاهزار نفر است، چنان برایشان بدیهی شده که کسل کننده به نظر میرسد. کافی است این حباب ترکی بخورد تا بفهمند که چیزهای بسیار بدتری از کسل کنندگی در جهان وجود دارد.
اما مشکل اینجا است که وقتی این حباب ترک بخورد دیگر این فهمیدن خیلی اهمیتی ندارد. استقلال را در این زمان و در جایی از جهان که ما هستیم، نزدیک به محال است که بتوان بازپس گرفت. بنابراین در موقعیت عجیبی هستیم که عدهای باید پای لانچر و پدافند تکه پاره شوند تا عدهای بتوانند از تجمل مشنگ بودن در یک جهان بیرحم برخوردار باشند.
* علی محمدولی
«خروج»
https://ble.ir/khorouj
هدایت شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدستر از نظام جمهوری اسلامی. من نمیدانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها میجنگد، مومنتر و شجاعتر میدانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور میکند که نظام و فرماندهان اسطورهای آن را متهم کنند به تنازل و کمکاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! میگویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص میدهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانوادهشان شهادتطلبانه در میداناند را از کجا آوردهاند؟ میفهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده میگیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزبالله سپری کردهاند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه ی نبرد شدهاند؟ گمان میکنند ما و حزبالله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بیارتباط با هم برای خودمان میجنگیم؟
همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغهها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهههای رسانههای دشمن است. اگر دشمن جنگ روانیاش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزباللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بیاعتمادی به یکدیگر بدل کند.
➕️ @Yaminpour
1 \
دربارهی دی
پیش از هرچیز بگویم من با کسی که سخنش را با تکیه بر 40 هزار کشته در دی 404 شروع کند بحث نمیکنم. چون چنین کسی مخاطب مستقیم یا غیرمستقیم اینترنشنال است و بدون تعارف نیاز به دورههای سمزدایی دارد. نه صرفا برای اینکه برای گفتگوی سیاسی صلاحیت پیدا کند؛ برای اینکه بتواند امورات روزمرهی زندگیش را اداره کند. چنین کسی حس واقعی از عدد ندارد و اگر به او بگویند رقم واقعی کشتههای دیماه نه 40هزار که 4میلیون است، قطعا باور میکند و همانقدر درباره منبع عدد 4 میلیون کنجکاوی میکند که دربارهی منبع عدد 40 هزار کشته کنجکاوی کرده بود.
اما اگر شما جزو این اشخاص نیستید، بهتر است بدانید نسبت کشته به زخمی یک نسبت تقریبا محاسبهپذیر است و برای 40 هزار کشته ما میبایست بیش از 300 هزار زخمی میداشتیم که چند برابر ظرفیت خالی بیمارستانی در کل ایران است و چون آمار اصلی ادعایی مرتبط به 72 ساعت است، میبایست زخمیها را کنار خیابان و حیاط بیمارستانها میدیدیم. گذشته از اینکه جز آمار 6 هزارتایی هرانا که تعداد زیادی اسم کوچک (بدون شماره ملی و حتی نام فامیلی) در آن بود هیچکس حتی تلاش نکرد عددهای ادعاییاش را مستند سازی کند. جان ایرانی است و کی به کی است؟ هفتهای ده هزار تا میگذاریم رویش. در همین فضا است که حدود یک ماه بعد از جنگ اخیر ترامپ تصمیم گرفت 13هزار تا بگذارد روی عدد کشتهها و 32 هزارتای قبل از جنگش را بکند 45 هزار تا. جان ایرانی به همین ترتیب تبدیل شد به چیزی که با نوسان 10هزارتایی بالا و پایین میشود. جان بیارزشی که آماده است با بمبهای سنگر شکن و چه بسا اتمی گرفته شود. درواقع کل هدف همین بود. آمادهسازی ذهن و گوش ایرانی برای اعداد بالایی که قرار بود در جنگ داخلی و خارجیِ پیش رو گرفته شود. مثل اتفاقی که در سوریه افتاد. از یک جایی دیگر حتی نشمردند. 500 تا شد 500هزار تا و آب از آب تکان نخورد. اگرنه همان عدد اعلامی دولت انقدر زیاد بود که آدم را بیخواب کند. سه هزار و صد و هفده نفر که بسیاریشان هنوز اولین قرار عاشقانه زندگیشان را نگذاشته بودند. اغلب جوان، زندگی نکرده و پر از آرزو.