یکی جلوی این دوستان صاحبمنبر رو بگیره. آقایون به خدا موضعنگرفتن شما بهمراتب بهتر از این موضعای هیجانی، احساسی، ناآگاهانه و خودتحقیرانه است. کشور از سر ضعف و بهناچار وارد مذاکرات شد؟ بابا چرا زر میزنین و دل مردم رو الکی خالی میکنین؟ اگه از سر ضعف بود چرا امتیازای الکی ندادیم که از ناچاری و ضعف خارج بشیم؟ ایران لبنان رو رها کرده و چوبشو میخوره؟ این همه موشک و پهپادی که حزبالله داره میزنه رو از انبار خونهٔ عمهش آورده؟ اون سرداری که کنار سیدحسن نصرالله شهید شد هندی بود؟ این همه موضع به نفع حزبالله رو مقامات کشور چین دارن میگیرن؟ این همه تشکر از همراهی رو شیخ نعیم قاسم برای بلغارستان داره میفرسته؟ این همه پرچم حزبالله رو مردم روسیه دستشون گرفتن؟ یه کم از این دوستانتون که در انبوه ریش و پشم خودشون دارن غرق میشن و اطلاعات غلط بهتون میدن فاصله بگیرین و سرتونو از ایتا بیارین بیرون و یه کم واقعیتر به قضایا نگاه کنید و اصلا به فرض که دارید درست میگید، یه کم در گفتن و نگفتن حرفها و موضع ضعف و قدرتتون دقت کنید.
«میم ر میم»
https://ble.ir/mimremeem
هدایت شده از اخبار انفجاری
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 خداقوت
🔻 شهردار تهران گفته:
هفته آینده افتتاح ایستگاه مترو داریم.
🚀 همکاران ما در شهرداری تهران، زمان جنگ هم کار رو متوقف نکردن.
🆔 @akhbarenfejari
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اهل توجه به جزئیاتم. امروز فهمیدم که تو موی بلند دوست داشتی. مثل همه مردان عاشق ایرانی. اینجا از بلندی مویهای دخترک شهید ذوق میکنی و میگویی «این موها رو هم اگر کوتاه نکنند…». موهای خرمایی زهرا سادات خردسال خودت هم بلند بود.
تو دختر دوست بودی. دخترها را یکجور دیگری تحویل میگرفتی. من به چشم دیده بودم که میان سیل درخواستهای جمعیت دیدارهای جوانان، چفیه را اگر به پسرها میدادی، انگشتر را برای دخترها نگه میداشتی. تو دختر دوست بودی و دخترکان شهیدان دوست داشتند که هیچوقت به تکلیف نرسند تا از آغوش و بوسههای گرم پدرانهات بینصیب نشوند.
تو برای دخترهایت جشن تکلیف گرفتی، گفتی حسینیه را در دیدار بانوان صورتی کنند. چرا حاکم و رهبر هشتاد و چند ساله یک کشور باید همیشه چند انگشتر دخترانه همراه خودش داشته باشد؟ تو ذوق داشتی که به دخترها هدیههای دخترانه بدهی. پدرها دختر دوستاند. تو دخترفهم هم بودی. حالا خدا به دخترهایت بیشتر از پسران صبر بدهد!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
در مجموعه داستان وعده گاه شیر بلفور (ترجمه ابولحسن نجفی) داستانی هست درباره پسر نوجوانی که یک مقداری از اینکه پسر یک قهرمان شهید مقاومت فرانسه علیه اشغالگران است، احساس کسالت میکند. در واقع به نظرش سایه یک پدر قهرمان زیادی سنگین است و فردیتش را خدشهدار میکند. تا اینکه مجبور میشود به دلایلی با همرزمان سابق پدر ملاقات کند و از یکی از دوستان پدرش به کنایه میشنود «ترجیح میدادی پسر یک خائن باشی؟»
از اینجا سفر دردناک پسر به سمت کشف چیزی که کمکم چهرهی ترسناکش را نشان میدهد آغاز میشود. زمزمههایی هست که پدرش نه تنها قهرمان نبوده بلکه یک خائن بوده. یک آدمفروش که دوستانش را لو داده و باعث گیر افتادن و مرگشان شده. حالا دیگر پسر با اضطراب پرس و جو میکند و به هر دری میزند تا به وضعیت سابق برگردد. به وضعیتی که در سایهی پدر قهرمانش میتوانست آنقدر مشنگ باشد که پسر قهرمان جنگ بودن را خستهکننده بداند.
داستان استقلال ایران هم برای بعضی از شهروندان ایرانی که در کشور مستقلی بدنیا آمدهاند و حتی اشکال ملایمتر استعمار را لمس نکردهاند، چنین نقشی داشته. امتیاز زیستن در یک کشور مستقل که نتیجهی خون صدهاهزار نفر است، چنان برایشان بدیهی شده که کسل کننده به نظر میرسد. کافی است این حباب ترکی بخورد تا بفهمند که چیزهای بسیار بدتری از کسل کنندگی در جهان وجود دارد.
اما مشکل اینجا است که وقتی این حباب ترک بخورد دیگر این فهمیدن خیلی اهمیتی ندارد. استقلال را در این زمان و در جایی از جهان که ما هستیم، نزدیک به محال است که بتوان بازپس گرفت. بنابراین در موقعیت عجیبی هستیم که عدهای باید پای لانچر و پدافند تکه پاره شوند تا عدهای بتوانند از تجمل مشنگ بودن در یک جهان بیرحم برخوردار باشند.
* علی محمدولی
«خروج»
https://ble.ir/khorouj
هدایت شده از وحید یامین پور
نظر نامحبوب
دغدغه و غیرت انقلابی برخی از شما که شبها در تجمعات بازوی ضعیف مرا میفشارید، برای من مقدس است ولی نه مقدستر از نظام جمهوری اسلامی. من نمیدانم برخی چطور خودشان را از این نظام شجاع که اینگونه دلیرانه با قدرتمندترین دشمن تمام اعصار و دورانها میجنگد، مومنتر و شجاعتر میدانند؟ چطور در دل و ذهنشان خطور میکند که نظام و فرماندهان اسطورهای آن را متهم کنند به تنازل و کمکاری و سستی(یا زبانم لال به خیانت)! میگویند چرا سپاه پاسداران کم زد یا دیر زد یا... کم و زیاد و دیر و یا زود در یک عملیات سنگین و پیچیده نظامی و اطلاعاتی را چطور تشخیص میدهند؟ این اعتماد به نفس در قضاوت سردارانی که خود و تمام خانوادهشان شهادتطلبانه در میداناند را از کجا آوردهاند؟ میفهمم که نگران نفوذ و فشار این و آن هستند اما چگونه در این معادلات همواره سرسختی و ایمان و شجاعت مسئولان و فرماندهان را نادیده میگیرند؟ آیا از سرداران بزرگ ما، از قاآنی و وحیدی و موسوی و... که کل و جوانی و عمر خود را با مجاهدان حزبالله سپری کردهاند و داغ صدها برادر بر دلشان مانده، بیشتر نگران صحنه ی نبرد شدهاند؟ گمان میکنند ما و حزبالله و انصارالله و مقاومت عراق هرکدام جداگانه و بیارتباط با هم برای خودمان میجنگیم؟
همه حق دارند نظرشان را بگویند و صدالبته دغدغهها و ابراز نگرانی ملت انقلابی باید شنیده شود.
اما نظر نامحبوب من این است که برخی از این احوالات تحت تاثیر شبهههای رسانههای دشمن است. اگر دشمن جنگ روانیاش را در 18 و 19 دی بر روی مخاطب غیرانقلابی متمرکز کرده بود تا آنها را به خیابان بیاورد، حالا جنگ روانی را بر مخاطب حزباللهی متمرکز کرده تا آنها را از خیابان به خانه برگرداند؛ تا روایت فتح را به سرخوردگی و تردید و بیاعتمادی به یکدیگر بدل کند.
➕️ @Yaminpour
1 \
دربارهی دی
پیش از هرچیز بگویم من با کسی که سخنش را با تکیه بر 40 هزار کشته در دی 404 شروع کند بحث نمیکنم. چون چنین کسی مخاطب مستقیم یا غیرمستقیم اینترنشنال است و بدون تعارف نیاز به دورههای سمزدایی دارد. نه صرفا برای اینکه برای گفتگوی سیاسی صلاحیت پیدا کند؛ برای اینکه بتواند امورات روزمرهی زندگیش را اداره کند. چنین کسی حس واقعی از عدد ندارد و اگر به او بگویند رقم واقعی کشتههای دیماه نه 40هزار که 4میلیون است، قطعا باور میکند و همانقدر درباره منبع عدد 4 میلیون کنجکاوی میکند که دربارهی منبع عدد 40 هزار کشته کنجکاوی کرده بود.
اما اگر شما جزو این اشخاص نیستید، بهتر است بدانید نسبت کشته به زخمی یک نسبت تقریبا محاسبهپذیر است و برای 40 هزار کشته ما میبایست بیش از 300 هزار زخمی میداشتیم که چند برابر ظرفیت خالی بیمارستانی در کل ایران است و چون آمار اصلی ادعایی مرتبط به 72 ساعت است، میبایست زخمیها را کنار خیابان و حیاط بیمارستانها میدیدیم. گذشته از اینکه جز آمار 6 هزارتایی هرانا که تعداد زیادی اسم کوچک (بدون شماره ملی و حتی نام فامیلی) در آن بود هیچکس حتی تلاش نکرد عددهای ادعاییاش را مستند سازی کند. جان ایرانی است و کی به کی است؟ هفتهای ده هزار تا میگذاریم رویش. در همین فضا است که حدود یک ماه بعد از جنگ اخیر ترامپ تصمیم گرفت 13هزار تا بگذارد روی عدد کشتهها و 32 هزارتای قبل از جنگش را بکند 45 هزار تا. جان ایرانی به همین ترتیب تبدیل شد به چیزی که با نوسان 10هزارتایی بالا و پایین میشود. جان بیارزشی که آماده است با بمبهای سنگر شکن و چه بسا اتمی گرفته شود. درواقع کل هدف همین بود. آمادهسازی ذهن و گوش ایرانی برای اعداد بالایی که قرار بود در جنگ داخلی و خارجیِ پیش رو گرفته شود. مثل اتفاقی که در سوریه افتاد. از یک جایی دیگر حتی نشمردند. 500 تا شد 500هزار تا و آب از آب تکان نخورد. اگرنه همان عدد اعلامی دولت انقدر زیاد بود که آدم را بیخواب کند. سه هزار و صد و هفده نفر که بسیاریشان هنوز اولین قرار عاشقانه زندگیشان را نگذاشته بودند. اغلب جوان، زندگی نکرده و پر از آرزو.
_نوارکاسِت
1 \ دربارهی دی پیش از هرچیز بگویم من با کسی که سخنش را با تکیه بر 40 هزار کشته در دی 404 شروع کند
2 \
تماشای فجایعی که در 18و 19دی اتفاق افتاد برای من شبیه محقق شدن تدریجی کابوسی بود که دستکم دوبار قبلا آن را دیده بودم. اول در لیبی و بعد در سوریه. کابوسی که فکر میکردم بخاطر جنگ 12روزه امکان رخ دادنش کم شده است. به این دلیل که مردم ایران دیده بودند که اسراییل داخل پایتخت ایران پهپاد بلند میکند. یعنی وجود یک دشمن با امکان عملیات جدی داخل ایران و همچنین دارای انگیزه واقعی برای به راه انداختن یک جنگ داخلی، صرفا تحلیلی برآمده از شواهد نبود که بشود نادیدهاش گرفت؛ واقعا حضورش را دیده بودیم و صدایش را هم دوازده شب پیاپی در پایتخت شنیده بودیم.
هم معلوم بود که جنگ 12روزه پایان کار نیست و هم معلوم بود که نه آمریکا نه اسراییل امکان وارد کردن سرباز برای جنگ زمینی ندارند.درواقع بعد از باتلاق عراق آمریکا تصمیم گرفت دیگر نیروی زمینی داخل کشورها نفرستد و بخاطر همین هم در لیبی و هم در سوریه، او بمباران میکرد و کسانی از داخل به نیابتش روی زمین میجنگیدند. ترکیب قومیتی و مذهبی هر دو کشور این امکان را برایش فراهم کرد که بدون اینکه جان سربازش را روی زمین به خطر بیندازد یک جنگ تمام عیار برای فروپاشی نظم سیاسی و اجتماعی در آن کشورها اجرا کند. اما مشکل اینجا بود که ایران نه مثل لیبی ترکیب قبلیهای داشت نه مثل سوریه زمینهی مذهبی برای ورود جنگجویان بینالمللی سلفی. پس میبایست نیروی روی زمین را جور دیگری میساختند. نیرویی که انگیزهاش نه مذهبی است نه قومیتی، بلکه خونخواهی است.
برای به حرکت درآوردن چنین نیرویی نیاز به کشته داریم. از هر طرف و به هر طریق و اگر کسی شک داشت باید وقتی که ترامپ گفت اگر کشتهها زیاد شود ورود میکنم، برطرف میشد. به وضوح مسیر را نشان داد: «اگر میخواهید وارد شوم باید کشتهها زیاد شود». مثل وقتی که در سوریه درست بعد از آنکه اوباما گفت اگر اسد از شیمیایی استفاده کند دخالت نظامی میکنم، بلافاصله بعدش شیمیایی زدند و گفتند «بیا! این هم شیمیایی». اینجا هم بعد از حرف ترامپ هم انگیزه وجود داشت هم نیروی عملیاتی برای بالا بردن تعداد کشتهها. فراخوان پهلوی هم همراستا با همین هدف تظاهرات را به شب کشاند. از اینجا به بعد کار مشکل نبود: ترکیب بدنه جوان و بیتجربه کف خیابان با خشونت و ترسی که آن نیروی عملیاتی ایجاد میکرد در واکنش بانیروی امنیتی که با چیزی ناشناخته مواجه شده بود، فاجعه را رقم زد. صحنهای که در آن ایرانیها را میکشند تا به بهانهی خونخواهیشان بیشتر بکشند.
اگر کسی کل صحنه را نمیبیند؛ اگر هنوز فکر میکند با سلسله رویدادهای ارگانیک سر و کار داشتیم و آنچه درخیابان گذشت بخشی از لجستیک فرود بمبها نبود؛ احتمالا دارد از باورهایش محافظت میکند.
_علی محمدولی
«خروج»
https://ble.ir/khorouj
هدایت شده از عج؛
سریال «اهل ایران» مهدویان رو دیدم. اگر اشتباه نکنم حوالی روز بیستم جنگ بود که تریلرش اومد بیرون و اعلام شد بهزودی پخش میشه؛ یعنی احتمالا از همون روزهای اول جنگ فیلمبرداریش شروع شده و واقعا دست مریزاد داره کارش.
سرپرست تیم نویسندگان، یزدانیخرمه. شخصیتپردازیها خوبه و درومده، دیالوگها بعضیجاها متناسب، بعضیجاها کلیشه و شعاری و بعضیدیگر خام و ناپختهان. و بیشتر از اینکه ایراد از نوشتن باشه، از نوع بیان و بازیه. اکثر بازیها اگزجره نیست و قابل قبوله ولی خب کمتجربگی و آماتوربودن بازیگرها به سریال ضربه زده.
یزدانیخرم و مهدویان همین چند ماه پیش فیلم «نیمشب» که دربارهی جنگ دوازدهروزه بود رو ساختند و همین روزها هم در حال اکرانه. یزدانیخرم توی مصاحبههاش دربارهی اون فیلم گفت که سناریوهای مختلفی رو نوشتن و بررسی کردن و در نهایت به سناریوی نهایی نیمشب رسیدن. و من فکر میکنم سناریوهای نهایی نشدهی اون فیلم، اینبار با اتفاقات جنگ چهلروزه درآمیخته و تبدیل به این سریال شدن.
اما فارغ از همهی این حرفها، این دست از آثار هنری بیشتر از اینکه از نظر کیفیت بررسی و رتبهبندی بشن، ساخت و وجودداشتنشونه که مهمه. این فیلم/سریالها برای مسابقه و جایزه و جشنواره ساخته نمیشن؛ تاریخ شفاهی و زبان گویای اونن. ساخته میشن تا زمان رو متوقف کنن و یک برهه از تاریخ رو هایلایت کنن برای اینکه لابهلای صفحات پر اتفاقش گم نشن. کار مهدویان و تیمش، بسیار بسیار بسیار ارزشمند و مهمه. به اندازهی تمام آدمهایی که بخشی از سد دفاعی و چرخدندههای این جنگ بودند. به اندازهی از خودگذشتیهای کادردرمان، هلال احمر، شهرداری، آتشنشانی و بقیه. جمعکردن تیم تولید و سریالساختن در حالی که شهر و کشورت داره بمبارون میشه جسارت فوقالعادهای میخواد. واقعا دمش گرم.
این سریال از پلتفرم شیدا داره پخش میشه و توی روبیکا هم میتونید رایگان ببینید. اگر رسانهای دارید، دربارهش اطلاع رسانی و تبلیغ کنید.
ساعتی پیش برای جمعی خصوصیتر گفتم، اینجا هم مینویسم.
وقتی مذاکرات ایران و آمریکا شروع شد، نظری نوشتم که نه مورد پسند همفکران بود و نه اساسا به آن پرداخته میشد. من بدون تعارف در برابر اسراییل و نیروهای آمریکا در منطقه جنگطلبم و از سالها پیش در باب مبانی فلسفی، اجتماعی و اقتصادی این جنگطلبی قلم میزنم، برچسب جنگطلبی مقابل امپریالیسم را ننگ نمیدانم و به آن افتخار میکنم. در آن جایگاه اما، حرف من به عنوان یک سوژهی رادیکالِ ضد آتشبس این بود که ایران برای اولین بار در قرن بیست و یکم با آمریکا وارد مذاکره شده (من مذاکرات قبلی را جلسات تسلیم و تنبیه علیه ایران میدانم و نه مذاکره، چون ایران هیچگاه موضع برابری در برابر دشمنش نداشت) فلذا امکانِ بالقوهای جهت بهرهجویی مثبت وجود دارد. بهرهی مد نظر چه بود؟ یک کلام: «خارج کردن اسراییل از چرخهی تصمیمسازی». و اما به رویداد نادر امروز عنایت کنید: آتشبس در لبنان برقرار شد. بدون دخالت نظر اسراییل. سفیر ایران یک ساعت قبل از اعلامیهی ترامپ، خبر آتشبس را به متحدانش اعلام کردهبود. کابینهی نتانیاهو بعد از اعلام ترامپ، از آتشبس مطلع شدند. آتشبس لبنان دوام داشته باشد یا نه، نفسِ این میزانسن که اسراییل از معادله خارج مانده در آن، بزرگترین پیروزی دیپلماتیک جمهوری اسلامی است. اگر این خط دنبال شود و اسراییل چه از حیث نظامی و چه از حیث دیپلماسی به حاشیه راندهشده، و آمریکا تبعات مادی حضور خود در معادلات خاورمیانه را ببیند، انتهایش هم انزوای اسراییل است، هم خالی شدن منطقه از نیروهای ایالات متحده.
_آرشام بهمن نژاد
«ماجرا»
https://ble.ir/majara1917
هدایت شده از خاله ریزه و مدادَک ✏️
خواستد مارا دفن کنند، ما..
بذر بودیم :» 🌸
پیشاپیش روز دختر های اصیل ایرونی مبارک.
🩹@Medadak_ir