eitaa logo
08
72 دنبال‌کننده
13 عکس
0 ویدیو
0 فایل
خوش آمدی! بنشین که چایِ تازه دم دارم، آه ای خیالِ دلنشین؛ بنشین که غم دارم.
مشاهده در ایتا
دانلود
ترسم این است که به تو هدیه کنم شعرم را و تو آن را به کسی..وای ولش کن اصلا.
شب‌های هجر را گذراندیم و زنده‌ایم ما را به سَخت‌جانی خود این گمان نبود.
میبوسمت و نیست ازین بوسه گریزی تقصیر خود توست که اینگونه عزیزی
شاعران را شب کند شاعر وگرنه روزها کاسب و علامـه و معمار و بنّا می‌شوند.
خم کردن سر پیش کسی جایز نیست؛ جز بوسه ی یاری که قدش کوتاه است!
اشک هایش در استکان کمر باریک می‌چکید. این روزها داشت به نوشیدن چایِ شور عادت می کرد..
هرگز از گردشِ ایام دل آزرده مباش! بامدادی است پیِ هر شبِ تاری؛آری!
شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران من که میسوزم و پروانه ندارم چه کنم ؟
من دل نفرین ندارم پس دعایت میکنم عاقبت دلداده یاری شوی، مثل خودت!
من به بند تو اسیرم تو زِ من بی‌خبری؟ آفرین، معرفت این است که زِ من می‌گذری ..
سر زیبایی چشمان تو دعوا شده است بین ماه و من و یک عده اساتید هنر..