کاش ساده بودم. الان حتی غبطه میخورم به حال اون کسی که فقط محرما روضتو چشیده.. مثل من ادعا نمیکنه.
من مثل بچها شدم، که میومدن به یه بزرگتری که بزرگتر خودشون ازش حرف شنوی داشت درخواست میکردن پادرمیونی کنه برای جلب رضایت..
الانم من رفتم به شهیدسجادزبرجدی گفتم توروخدا؛ میشه بیای مامانمو راضی کنی ؟
امروز قلم یکیو خوندم و قشنگ احساس کردم چقد سخیف و سطحی و بدردنخور مینویسم :) بی سر و ته! بی نتیجه! بی عمق!
درسته قیافمو توی آینه نمیبینم ولی قشنگ میفهمم از دست خودم و کارام و حرفام قیافم نسبت به خودم چه شکلیه! انزجار به تمام معنا از یک بیچاره.