eitaa logo
. اوهام .
13 دنبال‌کننده
194 عکس
41 ویدیو
5 فایل
• یانور 🌟 . • بریز قهوه تلخ جهاد در کامم که خواب را بپراند، که هشیار کند . • ساکن‌سیاره‌غم 🪐 .
مشاهده در ایتا
دانلود
هروقت میام بگم بابا منم آدمم، منم دیگه خسته شدم، دیگه توان ندارم! نمیتونم، یه کسی از یه گوشه‌ی قلبم راه‌میوفته میاد وایمیسه کنار گوشم زمزمه میکنه ؛ شهید ادواردو آنیلی . قفل میشم :)))))))))))))
میگه وَنَحْنُ‌أَقْرَبُ‌إِلَيْهِ‌مِنْ‌حَبْلِ‌الْوَرِيدِ [ ١٦ ؛ قاف ] بعضی آیه‌ها تفسیرشون شخصیت میسازه، کارخونه شخصیت سازیه . یعنی چی ؟ یعنی شخصیتی رو تربیت میکنه که میشه آینه تمام قد اون آیه‌ :) بعضی آیه‌ها تفسیرشون در یک شخصیت متبلور میشه . بعضی‌آیه‌ها تفسیرشون عَملیه . یعنی خوندن و تحقیق درمورد تفسیرشون کافی نیست . این آیه یکی از همون آیه‌هاست .. حالا کجا و در کدوم شخصیت ؟ من تفسیر این آیه رو وقتی برای اولین بار توی زندگیم روبه‌روی حرم امیرالمومنین [ع] ایستادم و گنبد رو دیدم فهمیدم :))))))))) فهمیدم خدا واقعا از رگ گردن بهم نزدیک‌تره . فهمیدم اینجا حتی من هم به خدا نزدیکتر شدم . چون خود امیرالمومنین هم در نزدیکترین مکان به خدا اولین نفس‌های مبارکشون رو کشیدن ؛ کعبه . خاصیت قرآن اینه که آینه‌هایی بسازه برای تربیت انتشار نور آیه‌هاش .
شما هم نیاز دارید گاهی مغزتون رو از کالبدتون بیرون بیارید و توی آب‌نمک بزارید تا وجودتون استراحت کنه از هجوم بی‌موقع افکار ؟
احساس میکنم اورثینكر بودن نه جالبه و نه کلاس داره و نه نشون‌دهنده متفکر بودن شخصیه . بلکه حتی باعث میشه یه آدمِ بدبین، شکاك، دورو، تحویل جامعه بده . تعادل نیاز این روزهای زندگیمه .
یه ایده گرافیکی توی ذهنمه که نیاز دارم یه گرافیست پیدا کنم یا حتی یه نقاش فوق‌العاده یا کسی که کار کامپیوترش فوله . و بتونه پرچم فلسطین رو به چفیه فلسطینی طوری گره بزنه که انگار چفیه شهیدی بوده که کنار درخت زیتون جامونده و زیتون‌های رسیده روی چفیش افتادن . . طوری که قسمت خونی چفیه امتداد پیدا کنه و سرخی پرچم فلسطین رو پوشش بده ؛ سبزی زیتون‌ها قسمت سبز پرچم رو برعهده بگیره ؛ رشته‌های مشکی چفیه دست به دست هم بدن و در امتداد چفیه بیشتر به هم متصل بشند و مشکی بودن پرچم رو تکمیل کنه ؛ و رفته رفته قسمتی از اون خطوط سیاه محو بشند و سفیدی که تشکیل میدن سفیدی میونه‌ی پرچم رو بپوشونه :))) حتی نمیدونم چقدر ممکن یا غیرممکنه ولی خب ایدست دیگه . .
هروقت یه حاجتی دارم ؛ زیر لب زمزمه میکنم ، اینقده خوبی‌ تو اینا که چیزی نیست :)))))♥️
بعضی آدما طوری توی ذوقم میزنن که با خودم میگم ؛ عجب .. چه طرز تفکر خطرناکی داشته و من نمیدونستم .
M. Rasouli enc_17241912219528146952489.mp3
زمان: حجم: 2.7M
اتفاقی گوشش دادم ؛ حیف میشد با هم گوش ندیم :)
درمورد کارفرهنگی باهاتون یه صحبتی دارم . [ آورده‌شده‌ازعراق‌وکربلا ]
. اوهام .
درمورد کارفرهنگی باهاتون یه صحبتی دارم . [ آورده‌شده‌ازعراق‌وکربلا ]
ما روزی که کربلا رسیدیم توی یه حسینیه [ منازل‌عربی‌معمولاهمراه‌خونه سالن‌بزرگی‌به‌اسم‌حسینیه‌یا‌مضیف‌دارن ] سکونت پیدا کردیم . بعد از استراحت و بیداری با یه گروه چهارنفره مواجه شدیم که ابتدا فکرکردیم مثل ما مسافر هستند . بعد از نمازظهر و نهاری که توزیع شد چهار دختری که به سنشون نمیخورد بزرگترینشون حتی بالای ۲۵ سال سن داشته باشه، برنامه‌شون رو شروع کردند . برنامه با نوحه خوانی و به قول ما " اگرایة " شروع شد و بعد سینه‌زنی معروف خانم‌های عرب . همزمان با نوحه‌خوانی اون دخترخانم دوتا همراه دیگه که احتمالا حدود ۱۵ تا ۱۸سالشون بود گوشه‌ی حسینیه دخترهای کوچیک‌تر رو جمع کردند و به عربی براشون توضیح‌هایی از واقعه عاشورا و دلیل شلوغی شهرشون [ کربلا ] توضیح میدادند و ازشون سوال میپرسیدند و خیلی تونستن با بچها ارتباط عمیق برقرار کنند چون تا آخر همه دخترها گوش و چشمشون به اون دوتا خانوم دوخته شده بود . هدایای خیلی قشنگی هم گرفتند . جالب‌تر اینکه به دو زبان هم هدیه تهیه کرده بودند . هم فارسی برای ما ایرانی‌ها و هم عربی برای بچهای عراقی .. هدایا شامل یک دستبند با اسم‌اباعبدالله و دفترچه‌ای برای ثبت‌خاطرات اربعین ١٤٤٦ و قول‌وقرارهایی با حضرت بود . در کنارش هم تربت یا مهر بهشون هدیه میدادند . به سنین مختلف دسته‌بندی شده . مثلا این هدیه که توی عکس میبینید مربوط به سنِ نوجوون‌هاست . حتی جمله‌نقل‌قول شده هم چون فهمیدند ایرانی هستیم فارسی نوشته شده بود . هیچوقت نگاه اون دختر رو یادم نمیره . با صلابت و وقاری که توی چشماش موج میزد وقتی بسته هدیه رو دستم داد حس کردم زمان متوقف شده . و من هم البته .. بعد از نوحه و وقتی که همین خانم شروع به سخنرانی کردند [ عجب‌خطبه‌هایی‌. عجب‌کلامی. عجب‌کلماتی. ] با خانومی که روضه میخوندن همکلام شدیم و متوجه شدیم این گروه هرسال حسینیه به حسینیه میچرخند . خانوم روضه‌خون استاد دانشگاه هستند و خانومی که سخنرانی کردن دکترا دارن . زیرنظر موسسه‌های حوزوی آیت‌الله‌سیستانی هستن و مطالبی که تبلیغ میکنند رو استاد حوزشون براشون تفسیر میکنند . یه جمله‌ای که بین صحبتشون خیلی من رو تکون داد این بود که چادری که روی سر شما خانم‌هاست عبای روی دوش امام‌زمان هست ! میگفتند شما امروز که اینجایید یعنی تسلی میدید به قلب امام‌زمان که اگر ما سال‌ها قبل نبودیم امسال وقتی حضرت‌زینب وارد کربلا میشن ما هستیم . کنارشونیم ! بعد از اتمام صحبتشون گفتن اگر سوالی از احکام شرعی یا واجبات دارید ما درخدمت شماییم . فرهنگی‌ترین کاری که دیدم این بود ! دخترهای عراقی واقعا دارن زینبی عمل میکنن ! این گوشه‌ای از معجزه‌اربعین بود که چشم نالایق ما شاهدش بود :)))♥️. این حُسین کیست ؟ .
-