eitaa logo
. اوهام .
13 دنبال‌کننده
194 عکس
41 ویدیو
5 فایل
• یانور 🌟 . • بریز قهوه تلخ جهاد در کامم که خواب را بپراند، که هشیار کند . • ساکن‌سیاره‌غم 🪐 .
مشاهده در ایتا
دانلود
علایقم رو نوت‌گوشیم از همتون بهتر بلده .
تاحدودی این تنهایی من رو رشد داده، تنهایی که از خردسالی باهام بوده تا الان، توی هر سن به یه نحو . میگم رشدم داده چون روحیم شب‌کنکور تنها موندن نیست به هیچ‌وجه و این برام سهمگین‌ترین اتفاق بوده اما تنهایی‌های قبل بهم یادآوری کردن که هه، چیه مگه ؟ از پس این برمیای . دفعه قبلی یادت رفته ؟ ولی این رشد اصلا خوب نیست . این یعنی هرلحظه احتمال وقوع هرچیزی رو دادن، یعنی پذیرش بی‌ثباتی، بلاتکلیف بودن و معلق بودن . که خب من همشونو هستم .
کاش میشد هیچوقت یک‌سری اتفاقاتی که آدم‌ها سعی در پنهون کردنش دارن رو کشف نکنم . میدونم ندونستنش به زندگیم آسیب زده ولی راستش برای دونستن اونهمه غم من خیلی تنها و کوچیک بودم ..
اینکه همیشه بدوی و خودتو به درودیوار بزنی و زمین‌وزمان رو بدوزی به هم و درنهایت حرف بخوری و اولین سیبل هدف‌گیری بقیه باشی انصافا دور از انصافه . ولی من همونم . کلا هیچوقت حق با من نیست .
تلاش میکنی تا رضایت عزیزترینات‌ رو کسب کنی ولی اونا همین رو جزو وظایفت میدونن و معتقدن تو حتی لایق یه خداقوت هم نیستی، چه برسه به تشکر و افتخار و تعریف . تو همیشه بی‌مصرف‌ترین آدمی هستی که دیدن و بلکل یادشون میره توی چه مواقعی کنارشون بودی ..
بعد از تجربه تمام اینها ترجیح دادم غم و شادیام مال خودم باشه . لازم نباشه به کسی پاسخگو باشم . درپاسخ به حرف ناحق مقابله کنم نه سکوت . توضیحم رو یک‌بار اعلام کنم نه بیشتر . و راستش هر قیمتی میخواد داشته باشه من میپذیرم تا دچار این نشم که با اجبار کسایی رو بپذیرم که به اسم نزدیکن بهم ولی درحقیقت نقش غریبه‌ها رو برام ایفا میکنن .
دلم برای نوشتنام، کتاب خوندنام، پادکست گوش دادنام، مداحی گوش دادنام، شعر خوندنام، طراحی کردنام، نمازام، توسلاتم، اعمال مستحبم تنگ شده . من هزینه زیادی رو پرداخت کردم که شامل همه اینها بود، اما کسی یک‌بار نپرسید چرا ؟
من خلاق بودم، خوش‌صحبت بودم، مودب بودم، ولی راستش با هربار تحقیر تمام ویژگی‌های قبلی شخصیتم رو خورد و خاکشیر کردم و تبدیل به یه آدم سنگدل، تکراری، فراری‌ازجامعه و ناسازگار شدم .
دلم برای آدمای زندگیم تنگ نشده، دلم برای خود قبلیم تنگ شده که با تمام ویژگی‌های مثبتی که داشت اون افراد رو هم کنار خودش داشت . به گذشتم حسودیم میشه .
هرچقدر به عقب برمیگردم و نگاه میکنم توی مهمترین شرایط و موقعیت‌ها من طبق معمول تنها بودم و برای دوستام تعریف کردم که راستی فلان‌موقع تنها بودم و خاطراتی که تنهایی ساخته بودمو تعریف میکردم .
کاری باهام کردین خودمم نمیتونم دوست‌داشته باشم .
دلم میخواد پیش همه جمع بشم و بگم و بخندم،از خوابم بزنم و خاطره خوبی از امشب به یادگار بزارم، ولی راستش نه، انقدر تنها هستم که تصمیم بگیرم توی این اتاق باصدای خروپف کسای دیگه و فن کولردوتیکه بخوابم .