اونلحظه که توی مسیر خرمآباد و اراك بزاقدهنتو قورت میدی و دیگه گوشت کیپ نیست >>>>
من به دوربین میگم دُربین،
محاسبه و مصاحبه رو قاطی میکنم،
بین فِلِش و فِلَش شک میکنم . و خلاصه اینقد متمایز .
خیلی ناناعت میشم ناشناسو چک میکنم هیچ پیام جدیدی ندارم، درسته که عادت کردم کسی بهم پیام نده، ولی مگه شما منید که انقد ساکتید ؟ ده عاخه دوکلوم سخن بگین .