خب انشالله اومدیم ک بمونیم
همون طور ک قول دادم، (امروز) اخرین امتحانمو دادم و اومدم.
اوکۍ. باشہ!
میشه واسه فو دعا کنید؟ عمل داره @OKBashe
اوه مرسی آنیل واقعا اون زمان نیاز داشتم به دعاهاتونT~T
خب بزارین از برنامههام برای چنل و تابستونم بگم
برای تابستون ک کلی برنامه دارم که میخوام هرشب گزارشی از کارهای اون روزم رو باهاتون در میون بزارم.
برای چنل:
اول باید یه فوت کنم تا گردو غباراش از بین بره. بعدش باید دست به کار بشم و برقش بندازم. چجوری؟ با حذف پیامهایی که مود خوبی ندارن.
و بعد از اون میخوام مثل یه مروارید ازش نگه داری کنم
هرچیزی رو نگم؛ نفرستم.
چون هم نت و زمان خودم از بین میره و هم نت و زمان شما
سعی میکنم نه خیلی پر حرف بشم و نه خیلی کم حرف. میانهرو
برنامه های دیگم هست ک چون هنوز جای فکر دارن مطرح نمیکنم تا اوکی بشن.
خب؟
اهم اهم
حالا وقت تعریف کردن اتفاقاییه که تو این نبودم برام افتاد...
جدید ترینش خبر تموم شدن امتحاناته=))
خبر بعدی
عمل جراحی که انجام دادمه
استخون بند اول انگشت اشارم شکست و کلا غضروفش جدا شد. جمعه ظهر (هفتهی قبل) این اتفاق افتاد
شنبه صبح که عکس گرفتیم و رفتیم پیش ارتوپد، گفت که باید عملش کنم. شنبه ساعت ۷ بعد از ظهر بستری شدم. ساعت ۱۱ رفتم توی اتاق عمل و ساعت ۱۲ عملم تموم شد. منو بیهوشی کامل کردن. ساعت ۱:۳۰ به هوش اومدم و حدود ساعت ۱:۴۵ هم اوردنم تو بخش.
وقتی به هوش اومدم، انقدرر درد داشتم و گریه میکردم اروم اروم، که برام ۳-۴ تا مسکن زدن.
خلاصه زنده اومدیم بیرون از اتاق عمل
و خب امروز رفتم و پانسمانمو عوض کردم
امروز مثل پارسال رفتم و موهامو کوتاه کردم
با اینکه خود آرایشگره تازه از خواب بیدار شده بودو کلی خوابش میومد خوب در اورد.
عصری قراره بعد از مدتهااا یه عروسی بریم. با این انگشت زیبا مطمئنم امروز همه سینجیمم میکنن.