eitaa logo
اوکۍ. باشہ!
80 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
140 ویدیو
2 فایل
حس کنید... عطرِ مست‌کننده‌یِ نسکافه را ! . 💙 ما مسافرِ سفرِ بی‌نهایتیم ♾️ . . اینجا چنل روزمرگیِ یه دختر خیلی احساسیه:) . . مِرینا (Merina): الهه زیبایی و خوش قلبی فو (Fou): دیوانه‌. دیوانه‌ی چیزی یا کسی بودن . بستی: Private گمشده: @sunken4
مشاهده در ایتا
دانلود
بچااااا بیاین کلی خبر اوردممم
امروز خیلی روز پرماجرایی بود اولیش ورود یه هنرجوی جدید به کلاسمون بود که از همدان اومده بود ولی خبر اصلی اینه که ... گاز و بو پیچید تو مدرسمونننن حدودای زنگ سوم بود که یکی از بچامون به دبیر گفت خانم من هروقت بوی گاز و اسپند و اینا بهم میخوره حالم بد میشه و سرم درد میگیره بچا جدی نگرفتن حرفشو ولی بعد از گذشت زمان کم‌کم بچا داشتن یکی یکی سردرد میکردن که خودمم جزو اونا بودم😀 وسطای زنگ سوم رفتیم همه تو حیاط یکمی که گذشت کل بچای مدرسه ریختن تو حیاط. بعضی از بچه‌ها بشدت حالشون بد بود. تا اون موقعی که من بودم ۴-۵ تا امبولانس اومدن. انقدر که حال بچامون بد شده بود که داشتن گریه میکردن. ما تو مدرسه‌مون دوتا ساختمون داریم که یکیش کلاسا توشن و اون یکی کارگاها هستن که بهش میگن ساختمان مادر. کلاس ما تو ساختمان اولی بود که بو نمیومد ولی بچا داشتن سردرد میکردن. و خب از کلاس خودمون ۴-۵ نفر بردنشون بیمارستان. ولی بچایی که تو ساختمان مادر بودن بشد حالشون بد شده بود. من و مت که رفتیم تو ساختمان مادر خیلی به وضوح میتونستیم بو رو حس کنیم. اینجور که فرماندار میگفت، پشت مدرسه پلاستیک اتیش زدن و بوی اتیش پیچیده. ولی بویی که من حس کردم اصلا بوی اتیش و پلاستیک و اینا نبود. بوی خاصی بود که تاحالا نشنیده بودمش خلاصههه بالای ۷۰ نفرو بردن بیمارستان و من الان به سردردِ کمتر شده، در خدمت شما هستم. و الانم بچا دودلن که برن مدرسه یا نه فردا رو. که خودمم به شخصه همین وضعیتو دارم خبرگزاری اوکی. باشه!، پت😀✨
حالا این وسط کی فردا امتحان پودمان ریاضی داره؟ من😀
ولی من نباید اینکه "مسموم بشم و برم بیمارستان" واسم یه فانتزی بشه💆🏻‍♀
دیشب بعد از مدتها ۱ ساعت و نیم داشتم با رفیقم حرف میزدم. روحیه‌م کلی عوض شد با دیوونه‌بازیاش
قلب و احساسات آدما، خیلی مهمن:)
وقتی ایتامو بروزرسانی کردم: عه تلگرام😀
اوکۍ. باشہ!
وقتی ایتامو بروزرسانی کردم: عه تلگرام😀
ولی نباید فونت پروف چنل بهم بریزه:))))
-
هدایت شده از اوکۍ. باشہ!
قلبم مملو از غمه
امروز میخواستم ولاگ درست کنم از خریدام؛ ولی تنها چیزی که تو اتوبوس هنگام برگشت یادم افتاد، فیلم و عکسای نگرفته‌م بود.