اوکۍ. باشہ!
دیشب یکی که چند سال پیش روش کراش بودمو دیدم دوستان
اخرشم نتونستم برم باهاش حرف بزنمT~T
پ.ن: درسا درحال فشار خوردن که پاشو برو ببینش
فردا قراره فندق رو ببریم (من و خالم) شیرخوارگان و حقیقتا دارم به یکی از آرزوهام میرسم🥹