eitaa logo
اوکۍ. باشہ!
80 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
140 ویدیو
2 فایل
حس کنید... عطرِ مست‌کننده‌یِ نسکافه را ! . 💙 ما مسافرِ سفرِ بی‌نهایتیم ♾️ . . اینجا چنل روزمرگیِ یه دختر خیلی احساسیه:) . . مِرینا (Merina): الهه زیبایی و خوش قلبی فو (Fou): دیوانه‌. دیوانه‌ی چیزی یا کسی بودن . بستی: Private گمشده: @sunken4
مشاهده در ایتا
دانلود
رفتار همشون واقعا خیلی خوبه. انگار نه انگار که تازه اومدم تو جمعشون. تحویلم میگیرن. باهام وقت میگذرونن. خودمونی حرف میزنن. خیلی زوده واسه گفتنش ولی دوسشون دارم🥹💙.
سر پستم ایستاده بودم که یه آقایی اومد سمتم و ازم آدرس مردونه رو پرسید تشکر کرد و گفت "میدونی یاد چی افتادم؟ یاد خادمای حرم امام رضا(ع) هم پر دارن و می‌ایستن (یعنی با دیدن من یاد اون خادمین افتاده بود)" ازش تشکر کردم و خداحافظی کردم ولی دلم رفت سمت گنبد طلا و خادمای مهربونش‌.چقدر دلم براش تنگ شده. کاش قسمتم بشه دوباره برم حرم و محو زیباییش بشم🥲❤️‍🩹.
یکی به خانم عبدالحفیظی از حرم امام رضا(ع) زنگ زد. از بستن چشماش و گذاشتن دستش روی سینه‌ش فهمیدم داره به امام رضا(ع) سلام میده. توی دلم یه "خوش به سعادتش" گفتم و نگاهمو چرخوندم تا بیشتر از این دلم آب نشه. همون لحظه خانم عبدالحفیظی با لبخند گوشیو گرفت سمتم و گفت "بیا سلام بده. حرم امام رضا(ع)ست." گوشیو گرفتم و با چشمای بسته و دستی روی سینه، سلام دادم و در عرض دو جمله باهاش حرف زدم. گوشیو برگردونم و یه خدایا شکرت از ته دلم گفتم🥺🤍.
شبتون بخیر خوشگلا 🌚💫
هدایت شده از نهج‌البلاغه 🇮🇷
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⎝❤️‍🩹⎞ : تو دستگاه امام حسین(ع) سریع خودتو مشغول کن🥲 ╭❀••••• @pnahj_ir •••••❀╯
- ۱۴۰۳/۰۴/۲۲
وای وای خستگی امشب >>>>>
امشب من و مائده اندازه چهارتا مرد کار کردیم😂😭. پارچه های مشکی که توی کوچه زده بودن، پایینشون از میله ها باز شده بودو توی هوا بودن. من و مائده توی خاک و خولا می‌گشتیم سیم پیدا کنیم تا پارچه هارو به میله‌ها ببندیم. خود مردا سیمارو با انبر دست میبستن ولی ما با انگشتامون تابشون میدادیم😭🤏🏼.
هنوز تا اون موقع آقای هوشیار نیومده بود که ازش بریم انبر دست بگیریم😂🥲.