هدایت شده از ׁ ִ Oblꪱquᧉ 🇵🇹
ما فقط دخترایی بودیم که توی خاورمیانه به دنیا اومدیم ، نه تصمیم به دنیا اومدن با ما بود و نه انتخاب خونه و مکان مون تازه این فقط شروع ماجرا بود ، هرچی بزرگ تر شدیم فهمیدیم انتخاب لباس پوشیدن ، تعیین گرایش و خود واقعی بودن هم دست ما نیست ، یکم بعد میفهمیم حتی نمیتونیم رشته و موضوع تحصیل مونو انتخاب کنیم و بعد از اون به خودمون میایم و میفهمیم که حتی نمیتونیم توی ذهن خودمون به خودمون اجازه بدیم که چیزی که اطرافیانمون دوست ندارن و دوست داشته باشیم . اطرافمون پر از آدمایی شده که هر کدوم واسه رسیدن به هدف خودشون همه چیز همه ی اطرافیانشونو میذارن زیر پاشون و ما نمیتونیم ازشون ایراد بگیریم ، چون حق دارن که به هر دری بزنن تا چیزی رو داشته باشن که میخوان ، در نهایت همه ی ما همینیم . " دلم میخواد از بالای لباسم یه دکمه رو باز بزارم تا گردنبندم مشخص بشه " . " چی ؟ اگر یکی از بزرگترای فامیل ببیننت چه فکری راجب خانواده ای که داخلش بزرگ شدی میکنن ؟ " ٫ " تو همهی این کارا رو میکنی که به چشم پسرا بیای " ٫ " دلت میاد زیبایی ت رو خرج نگاه های گذرا ی پسرایی کنی که دنبال دیدن قشنگی دخترای ساده ای مثل تو هستن ؟ " تمام این حرفا روی در و دیوار شهر و روستا و خونه هامون نوشته شده و کاری کرده که از زمانی که بچه بودیم و همه ی اینا تو ناخود آگاهمون بود تا الانی که بزرگ شدیم و متوجه همه چیز هستیم روی ذهنمون حک بشه ؛ " دخترم ، چجوری نگاه گذرای پسرایی که نمیشناسی رو ترجیح میدی به یه نگاه از امام زمان ؟ " در جواب این سوال ما باید میگفتیم باشه ، امام زمان هم محترم ولی چرا از پسرای سرزمینمون برامون هیولاهایی ساختین که هیچوقت نمیشه رفت سمتشون و هرکس رفته سراغشون دچار تجاوز و تعرض و یه عمر بدبختی شده ؟ چی سر دخترای ما آوردید که جای احترام به هم نوع خودشون احترام به هم جنس خودشون رو انتخاب میکنن و گوش دادن و قبول داشتن شیما کاتوزیان رو افتخار میبینن و برای جنس مخالفشون " چقدر این پیش بند بهت میاد " میخونن و مفهوم فمینیسم رو برتری و هر نوع توهینی که بخوان به جنس مخالفشون میدونن ؟ و حقیقت اونجایی بود که مسئله نه سر خودمون بود ، نه خانواده مون ، نه بزرگترها مون ، نه تک تک کسایی که باید به عنوان آشنا دوستشون میداشتیم ولی مجبور شدیم بخاطر طرز فکرمون و طرز فکرشون ازشون متنفر باشیم ، مشکل از اونجایی شروع شد که از وقتی بچه بودیم شروع کردن به کار کردن روی ذهن خودمون ، بزرگترامون ، کوچیکترامون تا بهمون یاد بدن این که آزاد باشی لباساتو انتخاب کنی بی بند و باری ، این که رفیق جنس مخالف داشته باشی خرابی ، این که خودتو به اطرافیانت ترجیح بدی دختر خوبی نیستی و این که به تمیزی و خوشگلیت برسی دنبال نگاه بقیه ای ! شلوغش نمیکنم ولی نیاز داشتم بنویسم تا بدونید هیچکس تو این دنیا نیست که حق مارو بگیره ، جنس مخالف مون دشمن مون نیست ، مادرمون هم مثل خودمون دختریه که اولین باره زندگی کردنو تجربه میکنه ، اگر خودمونو چند بار به ندرت به بقیه ترجیح بدیم آدمای بدی نیستیم و همه چیز در نهایت دست خودمونه ، بالاخره یکی یه جا باید شروع کنه تا حقمونو بگیره و نذاره تجربه کردن تک تک اینا برای ما تبدیل به سبک زندگی و عادت بشه .
در نهایت زنهای خاورمیانه از هرچه خالی باشند در سه چیز غنیاند، چشم های زیبا، غم های همیشگی و شجاعت ناگزیر ...
من به شخصه هیچوقت پسری رو ندیدم که حس کنم ازم بزرگتره ، منظورم از نظر سنی نیست حتی مردای متاهل هم از نظر من جای بچه هامن همین قدر تفاوت احساس میکنم و کاملا معتقدم رفتار هر مرد یا پسری بازتاب چجوری بودن دخترا و زن های اطرافشه ، اینه که شخصیتشو شکل میده
مثلا دیدید پسرایی که مامانشون به تنهایی بزرگشون کرده و بابا نداشتن چقدر محترم و جنتلمنن ؟
قطعا پسری که از طرف مادر خواهر یا خانومای اطرافش باهاش خوب رفتار شده بهش احترام گذاشته شده شعور و شخصیت و نحوه رفتار درست با خانوما بهش یاد داده شده نمیاد لاشی بازی در بیاره یا جای مرد نر بار بیاد ( این که گفتم با لوس کردن خیلی فرق میکنه )
ׁ ִ Oblꪱquᧉ 🇵🇹
قطعا پسری که از طرف مادر خواهر یا خانومای اطرافش باهاش خوب رفتار شده بهش احترام گذاشته شده شعور و شخ
حالا برعکس پسری که جلو چشمش خانوما مدام در حال عوض کردن همخواب و پارتنر بودن جلوی چشمش از بچگیش بهش فحش مادر دادن بهش یاد دادن که خانوما ارزش احترام گذاشتن رو ندارن قطعا جوری بار میان که خودتون میدونید