داستان های جز اول
- خلقت حضرت آدم و سجده فرشتگان: شرح ماجرای آفرینش حضرت آدم (ع) و فرمان خداوند به سجده فرشتگان بر او، و سرپیچی ابلیس از این فرمان.
- داستان هبوط حضرت آدم از بهشت: بیان علت هبوط حضرت آدم و همسرش از بهشت و زندگی آنها بر روی زمین.
- نجات بنیاسرائیل از دست فرعون: شرح نجات قوم بنیاسرائیل از ظلم و ستم فرعون که پسرانشان را میکشت و دخترانشان را به کنیزی میبرد.
- شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعونیان: معجزهی عبور بنیاسرائیل از دریا و در پی آن غرق شدن سپاه فرعون.
- پرستش گوساله توسط بنیاسرائیل: ماجرای انحراف بنیاسرائیل و گوساله پرستی آنها در غیاب حضرت موسی (ع) و توبه آنها.
- نزول "من و سلوى" و جوشیدن آب از سنگ: بیان نعمتهای الهی مانند نزول غذا (من و سلوى) و جوشیدن دوازده چشمه آب از سنگ برای بنیاسرائیل در بیابان.
- گناه عظیم و توبه بنیاسرائیل: در این بخش به توبه بنیاسرائیل پس از گوساله پرستی و عذابی که به خاطر گناهانشان دچار شدند، اشاره شده است.
- داستان اصحاب سبت: ماجرای قومی از بنیاسرائیل که در روز شنبه دست به صید ماهی زدند و به سزای اعمالشان رسیدند.
- ماجرای گاو بنیاسرائیل: داستان درخواست بنیاسرائیل از حضرت موسی (ع) برای ذبح گاو و اتفاقات پیرامون آن.
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا#داستانهای_قرآن
📲 https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
📲 https://ble.ir/Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
عبور از دریا
همه با نگرانی به حجم عظیم آب نگاه میکردند. باورشان نمیشد که پیامبرشان آنها را با خود تا آنجا کشانده باشد و حالا میان نیل و سپاه فرعون گیر افتاده باشند.
کم کم پچ پچ ها شروع شد.
-اشتباه کردیم
-آری باید همانجا می ماندیم
-آن زندگی با همه سختی و خفت بهتر از مرگ است.
یکی صدایش را بلند کرد.
-ای موسی ما را آورده ای که اینجا هلاکمان کنی؟
موسی (ع) نگاهی به قومش انداخت. آخرین نفر به سختی دیده میشد. اما او آرام بود. میدانست خدا با اوست.
یکی فریاد زد.
-آمدند آمدند...
حالا ناله ها بلند شده بود...
از ایمان آوردنشان پشیمان بودند. موسی نگران ایمان قومش شد. ناگهان ندا آمد و موسی عصایش را در آب زد.
نیل به چشم بر هم زدنی شکافته شد و...
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا|#داستانهای_قران
📲 https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
📲 https://ble.ir/Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
همراهان عزیز، طاعات و عبادات شما قبول درگاه حق.
در ادامه به برخی از موضوعات مهمی که در جزء دوم قرآن کریم به آنها اشاره شده است، میپردازیم. لطفاً درباره هر یک از این موضوعات، داستانک حدود ۵۰ تا ۱۰۰ کلمه بنویسید و برای ما به آیدی موسسه فرهنگی هنری افق بصیر ارسال فرمایید.
-در جزء دوم قرآن کریم، که شامل ادامهی سوره بقره است، داستانهای متعددی نقل شده است برخی از مهمترین داستانها و وقایعی که در این جزء به آنها اشاره شده، عبارتند از:
- داستان تغییر قبله: شرح چگونگی تغییر قبله مسلمانان از بیتالمقدس به سمت کعبه و پاسخ به بهانهجوییهای یهودیان.
- جریان بنیاسرائیل پس از موسی (ع): تکرار برخی از وقایع بنیاسرائیل، از جمله درخواست آنها برای تعیین فرمانده برای جنگ و داستان کسانی که در اثر وبا مردند و سپس زنده شدند.
- داستان گاو بنیاسرائیل (تکمیل): اگرچه اصل داستان در جزء اول آغاز شد، اما برخی ابعاد آن و درسهای مرتبط در این جزء نیز مورد توجه قرار میگیرد.
- داستان هابیل و قابیل (اشاره): هرچند شرح کامل در جزء اول است، اما مفاهیم مرتبط با آن در بخشهای مختلف قرآن از جمله جزء دوم بازتاب دارد.
- داستان چهار پرنده حضرت ابراهیم (ع): در این جزء به داستان زنده شدن چهار پرنده برای حضرت ابراهیم (ع) اشاره شده که نشانهای از قدرت خداوند بر احیای مردگان است.
- داستان طالوت و جالوت: شرح گزینش طالوت به عنوان فرمانده بنیاسرائیل و نبرد آنها با جالوت و پیروزی ایمان بر کفر.
@Ofogh_basir1404
#افق_بصیر | #بصیرا |#ادبیات
https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
https://ble.ir/Ofogh_basir
هدایت شده از قاب فیروزه ای
#قاب_فیروزه_ای
ایظهورتدردهارا
بهتریندرمان ، بیا💙 ִִֶָ࣪
#استوری
🕌 مسجد جمکران را اینجا ببینید 👇
🆔 @Ghab_firozei
🌄 رمضانِ بیفایده
✍🏻 عینصاد
❞ بعضى وقتها ابرى مىآيد، امّا نمىبارد. برق مىزند، امّا نمىبارد. فرصتها را مىدهند، امّا ما بهره نمىگيريم. رمضانها آمده و رفته، اما جز خيس خوردن چركها چيزى برايمان باقى نمانده است.
در همين شبهاى ماه رمضان، كه ما دور هم مىنشينيم و مىگوييم ماه رمضان جديد آمد. بايد مواظب باشيم و به خودمان فكر كنيم، ولى مانند كسى هستيم كه به حمام آمده است، ولى نه براى تطهير، كه براى بازى.
وقتى بچه بوديم، نزديك عيد كه مىشد، ما را به حمام مىفرستادند. چند تا بچه بوديم، بدجنس و بازىگوش. گاهى سه ساعت در حمام مىمانديم...همديگر را مىزديم و پوست همديگر را مىكنديم... وقتى مىآمديم خانه، پشت گوشها و پاهامان همه كثيف مانده بود. مادر ما هم كه خيلى دقيق بود، پشت گوشها و آرنجهاى ما را نگاه مىكرد و مىپرسيد: اينها چيه؟! ما را تنبيه مىكرد و گريه مىكرديم.
ما حمّام رفته بوديم، اما بازى كرده بوديم. در مقام تطهير نبوديم.رمضانها آمده و رفته، امّا ما لَعْبِ به رمضان داشتهايم و جدّى نبودهايم
📚 #اخبات | ص ۳۰
#علی_صفایی_حائری
#رمضان
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #به_وقت_آگاهی
📲 https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
📲 https://ble.ir/Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
آن رود الهی
طالوت نگاهی به اطرافش انداخت. کمی نگران بود. میدانست بعضی از بزرگان و ثروتمندان با او مخالفت میکنند اما انتخاب او از جانب خدا بود و کسی حق مخالفت نداشت.
با همه اینها وقت جنگ با جالوت از راه رسید طالوت مانند همه پیامبران باهوش بود. برای اینکه در ادامه راه بداند چه کسی می ماند و که بهانه میگیرد و سپاه را از هم میپاشد از آنها امتحان آسانی گرفت. در مسیر رفتن به محل جنگ به نهر آبی رسید. از سپاهش خواست تا به اندازه کف دست آب بخورند. به آنها گفت اگر بیشتر بنوشند کنار گذاشته میشوند و این برای قومی که خود را برگزیده میدانست باعث ننگ بود.
در این میان عده خیلی کمی یک کف دست آب خوردند و دیگران حرف پیامبرشان را ندید گرفتند.
طالوت با دیدن این وضعیت سری تکان داد همان تعداد اندک را با خود برد. میدانست که با همانها پیروز خواهد شد.
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #| #ادبیات|
📲 https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
📲 https://ble.ir/Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir
برترين داستان شش كلمهاى جهان به عنوان ''اندوه'' از آلیستر دانیل:
«هیچ حواسم نبود
دو فنجان ریختم...»
✾࿐༅•🍃📝🍃•༅࿐✾
#افق_بصیر | #بصیرا | #| #ادبیات|
📲 https://eitaa.com/joinchat/1076888912C70d8a81a23
📲 https://ble.ir/Ofogh_basir
🌐 www.ofoghbasir.ir