من تووماچ نیستم ؟
عادت ندارم حس میکنم باید یه هفته پیام ندم بعد بیام دوسه تا عکس بذارم و اینا
روزمرگی با طعم املت ربی
همه چی خوبه
منظورم اینه که نه نیست
ولی خب چه کار کوفتی ای میتونم در موردش بکنم
روزمرگی با طعم املت ربی
یه موقعایی فراموش میکنم که مردم واقعا درمورد من فکر میکنن و من یه آدم واقعی ام که مردم درموردش میدونن
از شنبه تا الانو یکجووووری هدر دادم و تلف کردم که واقعا خودمم سوپرایز شدم
من واقعا از بیکار بودن متنفرم اونم وقتی انگار یک چرخه طولانی و بینهایته و معلوم نیست کی میتونم ازش خودمو بکشم بیرون . دوست دارم برگردم به روزایی که سرم در حد مرگ شلوغ بود ، وقت اینستا و تیکتاک رفتن نداشتم ، آرزوم بود بتونم یساعت وقت جور کنم یه قسمت سریال ببینم یا بیست صفحه کتاب بخونم .
بیکاری و استراحت فقط وقتی خوبه که به عنوان یه جایزه باشه ، بین روزای شلوغ حال میده یهو یه روز بتونی لش کنی ولی نه وقتی تبدیل به روند عادی زندگیت شده.
با اینکه یکم سرماخوردم و حالم بد
ولی
فردا یک کاری میکنم نمیدونم چه کاری فقط یک کاری .
تلاش میکنم برای بیرون کشیدن خودم از لای درزای تنگ و چسبناک تخت .