میدونم که مدتهاست خبری ازم نبوده و الانم ساعت عجیبی برای حرف زدنه ولی از شدت استرس خوابم نمیبره و نمیدونم چی کار کنم
دیشب سر کار بودم که دوستم بهم زنگ زد.
گفت: خوبی؟ گفتم: نه! و زدم زیر گریه.
وقتی بهش گفتم که علاوه بر تمام فشارایی که این مدت روم بوده واسه اعلام نتایج هم خیلی استرس دارم بهم گفت: تو پارسال موقع اعلام نتایج استرس داشتی؟ گفتم: اصلا!
گفت: چون میدونستی خوب تلاش نکردی و انتظار نتیجه هم نداشتی ولی امسال میدونی که همهی تلاشتو کردی و استرست هم به خاطر اینه که میترسی نتیجهی تلاشهات رو نبینی. تو امسال صد خودت رو گذاشتی و از اینجا به بعدش دیگه کاری از دستت بر نمیآد. فقط باید بسپریش به خدا.