eitaa logo
بیگانه.
398 دنبال‌کننده
227 عکس
15 ویدیو
3 فایل
زمان داره بهت میگه شبیه خودت شو؟ « https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_6tbqjct&btn=r| »
مشاهده در ایتا
دانلود
٫
,
میخواهم دستانم را در شاخه های پر پیچ و خم درختان تاک حلقه کنم. میخواهم برگ های زردشان را در آغوش بگیرم. میخواهم با نردبانی که بوی انگور میدهد به ماه برسم. سایه ی کسی که گویی زنده نیست، حالا دور این حیاط چرخ میزند و یکهو تمام‌ اش تاریکی میشود. طناب آویزان را لمس میکنم، صدای سنجاقک می‌آید، درخت رو به رویم همچو خفاش بزرگی‌ست، احساس کردم هوای نا آشنایی را به ریه هایم میدهم، احساس کردم وجب به وجبم با وجب به وجب اینجا بیگانه است. احساس «نیستی» دارم، احساس «نیستی» دارم و برگ‌هایی که همچو بال های شاپرک اند روی زمین غنوده اند. گل های مصنوعی آواز تو خالی ای سر میدهند. درخت گریه میکند. آب تا نا کجا می‌ریزد و عنکبوتان بی آنکه شکار کنند، بر تن میله های کهنه، تار می‌بندند. خروس، به صبح نرسیده قوقولی قوقو اش میگیرد. چشم هایم میخارند، از فرط بینش "زوال" به ستوه درآمده اند. مچ پایم نبض دارد، گویی میخواهد حرفی به زمین بزند. زمین خسته، زمین رنجور، زمین محنت کشیده، زمینی که آلوده شده، زمینی که حالا بیگانه ای بر فراز آن ایستاده. شاید بگویید این آیینه است که حرف راست را در صورت آدم میکوبد، اما من میگویم تنها سایه واقعیت را میگوید. اصلا، واقعیت چیست؟ آیا بهترین و بدترینی وجود دارد؟ نمیدانم، پس سایه چه میگوید؟ مانند گوی آونگی که رها شده به این سو و آن سو میروم. آونگ گمشده آونگ گمشده آونگ گمشده. سنجاقک هم لابد میان شاخه های درخت گردو سر بر بالین گذاشته و خواب ستاره هارا میبیند. ماه نوری که از خورشید گرفته است را به صورتم میتاباند. حضورش مانند گرمای حضور مادر است، گویی محافظم است. گودی زیر چشم‌م مانند چاله های ماه بود که در بردارنده مه بود(؟) بوی سیگار ریه هایم را اذیت میکند، اما آشناست، همچو بغض گلو آشناست. همچو درد، اندوه خوابیده در سینه، همچو بوسه های کرم‌ شب‌تاب بر برگ شب‌بو، خاک میان قالی، همچو شکستگی شاخ گوزن، همچو لبخندی که مثل گل، پژمرده گشت و همچو ماهی ای که بالشت آن جلبک های سبز کف دریا بود. اما میدانم که چیزی که هیچ‌گاه با من بیگانه نبود، همین بیگانگی بود.
تموم شد، اونهمه خاطره.
هدایت شده از دُموعْ .
من هم باور ندارم اون‌همه خاطره مرد، آقای داریوش.
بعدا درست میشه، بعدا دیگه این حس و ندارم، بعدا فلان کار و میکنم، بعدا یادش میگیرم، بعدا میخونمش، بعدا تجربه اش میکنم، بعدا میخرمش، بعدا بهش میگم، بعدا بهش گوش میدم، بعدا ازش لذت میبرم، بعدا، بعدا، بعدا
هدایت شده از a tired ,
این دو روز مدرسه واقعا شبیه یه خواب بدی بود که توش گیر کرده بودیم
تموم شدنی نیست، این تموم بشه، بعدی میاد، بعدی، بعدی، بعدی، بعدی، بعدی، بعدی، بعدی، بعدی، بعدی، بعدی.
از اینکه دلم برای همه ی اینا قراره تنگ بشه حالم بهم میخوره
از اینکه قراره ازشون یه خاطره ی دور بمونه
من میتونستم الان رشت باشم