هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/vahm_133
صاحب این خانه ذوق شاعری دارد؛ طبع شعر دارد اما نمیدانم چرا خانه اش را برای خودش نمیبیند! نمیدانم چرا میترسد از آنکه روزی رها شود؛ درست است رها شدن ترسناک است اما ترسیدن از آن زخم بیشتری میزند. خانه ات را برای خود ببین عزیزِجانم.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/Reda_aa
چقدر صاحب این خانه را دوست داشتم گویی نماد چوب معلم را دارد؛ حرفش را رک میزند و از کسی ترسی ندارد.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/joinchat/916391483C37bb404e71
چقدر این خانه برای لذت بخش و آرامش دهنده بود؛ مخصوصا قاب عکس های آویز شده بر دیوارش.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/sardar133128/315
قلبم با دیدن این قاب همه اشک شد؛ نتوانستم بر دیوار کوب های دیگر نگاه اندازم.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/ir_Babone/1267
بیخیال قلم این حقیر شما قلم صاحب خانه را بچسبید.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@naele128
میترسم جسارت کرده باشم در محضر ایشان قلم بر دوات زنم؛ صاحب این خانه خوب بلد است احساسش را به زبان آورد خوب بلد حرف بزند؛ خوب بلد است بگوید اما گویا نگفته هایی دارد که همچون چنگ روحش را زخم کرده است.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/joinchat/2632123956Ce19f3b69d5
صاحب این خانه فیلم دوست است، میشود ساعت ها با او فیلم تماشا کرد و مطمعن بود او چیزی را از قلم نمیاندازد.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@motakef_ir
صاحب این خانه بسیار مهمان نواز است؛ حرف هایش را صادقانه بیان میکند و مهمان هایش را دوست خود میداند
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/hhhaaafffaaa
صاحب این خانه گویا از درس خواندن خسته است و نمیداند موحبت درس خواندن را. درس بخوان جان دلم
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
@Akhtarak_Mh
چه خطی دارد صاحب این خانه؛ گمان میکنم اگر من این هنر را داشتم ورقه ای از دستم در عمان نبود.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/giahZende/3066
این صاحب خانه همچو من گمان میکند.
هدایت شده از منمینویسمتوبخوانی.
https://eitaa.com/joinchat/4208002498Cb632e728df
اینجا همانند نامش است؛ همانند نامش گرمای خورشید و نور درخشان آن را دارد؛ این خانه شباهتی بسیار با روز های پنجشنبه دارد، پنجشنبه هایی که همه را خانه عزیزجان جمع میکرد و مهمان چند برش هندوانه بر روی ایوان میشدیم.
*ببخشید نازم لینکت رو اشتباه گذاشتم