. «سایههای ممنوعه»
Part⁴
<اسم شخصیت اصلی>
. یوری
_______________________
ویو یوری::یهو بیدار شدم و دیدم روی زمین نشستم و دستام به میلیه ی پشتم بستس،خیلی ترسیده بودم و یه پسر رو دیدم موهاش چترین کوتاه به هم ریخته بود و انگار خیلی منتظر من بود و چشاش،چشاش خیلی تیز بود
(اسمش فیلیکسِ)
فیلیکس::بهبه مثل اینکه مهمون داریم،چقد منتظرت بودمم،خبخب از کجا شروع کنیم؟
یوری::تو تو کی هستی؟با من چیکار داری؟من با جین قرار داشتم نه تو
فیلیکس::من فیلیکسم کوچولو،من عضو اعضای مافیام و میخوام یه چند روزی پیش خودم و امارتم نگهت دارم،آها جین اون خب راستش اون یکی از کارمندامه و الان پیش دوستاشه
یوری::خواهش میکنم بزار من برم هرچی میخوایی بهت میدم(حالت گریه)لطفا بزار برمم
فیلیکس::اخیی(صورتشو گرفت)واقعا نمیتونم همچین دختر گوگولی رو ول کنم بزارم بره
(یوری در همین هِین دستاشو باز میکنه و میخواد فرار کنه)
ماکی::قربان برم دنبالش؟
فیلیکس::این کوچولو انقد ضعیفه که خودم با یه دست میگیرمش
راویی::فیلیکس با یه دست یوری رو میگیره و سیگار یکی از همکاراشو میگیره و میزنه به گردن یوری
یوری::ایی(درد و سوزش زیاد)
راوی::یوری میفته و فیلیکس میگرتش و به امارت میرن
ویو یوری::چشمامو باز میکنم و میبینم توی اتاقم و گردنم زخم شده در قفله و نمیدونم که چیکار کنم ،درو میخوام درو یاز کنم اما مث اینکه قفله
ادامشو میخوای جوین بده
https://eitaa.com/Oooo_maya