38.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆#صوت جلسه بیست و دوم مدرسه قرآن و حدیث
استاد #راد جلسه 2
#بررسی_حجیت_ظواهر_قرآن
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
40.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆#صوت جلسه بیست و سوم مدرسه قرآن و حدیث
استاد #راد جلسه 3
#بررسی_حجیت_ظواهر_قرآن
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
49.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆#صوت جلسه بیست و چهارم مدرسه قرآن و حدیث
استاد #راد جلسه 4
#بررسی_حجیت_ظواهر_قرآن
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
لزوم نقد پارادایم های منتقله در میراث حدیثی - تفسیری امامیه
✍️علی راد
پارادایم های تفسیری, اجتهاد و خوانش انسانی از قرآن است, بنابراین قداست ذاتی و اعتبار ابدی ندارند و نقد پذیرند. سلطه و سیطره یک پارادایم زمانی مقبول و توجیه پذیر است که ضمن داشتن اصالت و اعتبار علمی از فرایند نقد علمی و تاریخی به سلامت عبور کرده و خلوص و وزانت علمی خود را اثبات نماید. بنابراین پارادایم¬هایی که فاقد این ویژگی باشند و صرفاً متکی بر پشتوانه¬های اجتماعی, سیاسی و تعصبات مذهبی سلطه و سیطره خود را توسعه و تثبیت نموده باشند, فاقد عیار لازم در تفسیر قرآن هستند. از جمله اینها, پارادایم¬های منتقله از سایر مذاهب و جریان¬های فکری در میراث و منابع فکری شیعه هستند که در ابتدا در قالب احادیث و طی فرایندی خاص به میراث امامیه منتقل یا وارد شدند و سپس مبنای نظریه یا آموزه قرار گرفتند. محققان امامیه این احادیث را اخبار دخیله یا منتقله نامیده و در اعتبار و انتساب آنان به معصومان تردید جدی دارند؛ گاهی نیز از تعبیر الروایة الواردة برای بیان تضعیف متون نقل شده از طریق غیر امامی بهره بردند . انتقال این احادیث و آموزه¬ها در عصر حضور معصومان به دلیل سیطره و سلطه فرهنگی- سیاسی سلطه پارادایم¬های غیر شیعی در جامعه علمی آن روزگار بود که ائمه با آگاهی کامل و با استفاده از ظرفیت آموزه تقیه به هم گرایی ظاهری با پارادایم غالب پرداختند لکن تشخیص آنان بر اصحاب اهل نظر و دقت ایشان میسور بود و فقیهان امامیه نیز با تکیه بر قواعدی خاص به تمییز گزاره¬های تقیه آلود پرداختند که البته میان فقهای قدماء و متاخر امامیه در تشخیص و حمل روایت بر تقیه اختلاف مبنا نیز وجود داشت و این در تکثیر شمارگان روایات موصوف به تقیه اثر گذاشت . بر خلاف آنچه برخی می پندارند همه مذاهب اسلامی اعم از مالکی, حنبلی, شافعی, حنبلی, ظاهری, طبری, زیدی, خوارج, ظاهری, وهّابی بر مشروعیت تقیه اتفاق نظر دارند و بر صحّـت آن از قرآن, سنّت و اجماع استدلال کردند لکن شیعه اثنی عشریه به دلیل شرایط خاص تاریخی که رنج و ستم بر امامان, اصحاب و پیروان ایشان تحمیل شد و شیعه بودن نوعی گناه تلقی شد, در عمل به تقیه بیش از سایر مذاهب اسلامی شهرت یافت .
فرایند دیگری که زمینه را برای انتقال پارادایم های غیر شیعی در میراث امامیه فراهم کرد ارتباطات فرهنگی و حدیثی راویان و مشایخ حدیثی امامی با راویان و مشایخ حدیثی سایر مذاهب بود که از برایند آن بخشی از احادیث و آموزه¬های آنان در میراث شیعی نقل شد. گزارش این احادیث نه به معنای تایید یا انتساب آنها به معصومان بلکه فقط به عنوان فعالیت حدیثی مرسوم میان محدثان بود؛ نمونه روشن آن ارتباط و تعامل حدیثی شیخ صدوق از محدثان بزرگ امامیه با برخی از مشایخ عامه است که زمینه راهیابی برخی از احادیث عامه در تصانیف حدیثی این محدّث را فراهم آورد و سپس از طریق آثار وی در سایر میراث روایی انعکاس یافت. به همین سان شیخ طوسی نیز از برخی محدثان غیر امامی روایاتی را در آثار خود گزارش کرده است که هم سوی با نگره زیدیان است . البته گزارش این احادیث از سوی محدثان و فقیهان شیعه نه به عنوان اعتقاد و تایید مضمون آنها بلکه فقط به عنوان یک سنّت و رسم رایج میان محدثان است؛ از این رو محققان امامیه توجه به این مهم را یکی از اصول مهم در رفع تعارض میان احادیث موجود در آثار این محدثان با فتاوای آنان دانسته¬اند . افزون بر شرایط تقیه, تعامل حدیثی امامیه با مشایخ عامه, عوامل دیگری چون اختلاط راویان در انتساب حدیث, دس و وضع جریانهای انحرافی در میراث حدیثی شیعه نیز انتقال احادیث غیر امامی در منابع شیعه نیز موثر بود.
بنابراین احادیثی که از طریق این عوامل در منابع حدیثی و تفسیری شیعه ظهور یافتند, فاقد اصالت و مرجعیت تفسیری هستند و نباید عیار در تفسیر قرآن قرار بگیرند لکن گاه کشف ویژگی منتقله بودن این پارادایم ها ممکن است مغفول مانده باشد. آموزه تقیه در اندیشه شیعه بر این مهم تاکید دارد که زمینه¬ها و شرایط سیاسی- فرهنگی عصر معصومان به دلیل سلطه و سیطره فکری در صدور احادیث امامان شیعه اثرگذار بودند و به ادوار بعدی نیز منتقل شده است؛ بر تفسیر پژوه بایسته است که پارادایم اصیل شیعی را از پارادایم¬های منتقله از سایر جریان¬ها و مذاهب تفکیک نماید و از استناد و ارجاع به پارادایم منتقله در تفسیر آیات خودداری نماید.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
نمونه ای از مطالعات پارادایمیک در تفسیر قرآن ( 1)
تفسیر طبری و پارادایم جمال یوسف(ع)؛ تحلیل و نقد
✍️علی راد
چکیده
در روزگار محمدبن جریر طبری (310 ق)، «پارادایم جمال بدیع یوسف علیهالسلام» نظریه¬ای فراگیر و از نظر اعتبار، مسلّم و قطعی نزد اکثر مفسران، مورخان و محدثان مسلمان بوده است. از جمله ادله طرفداران این پارادایم، استدلال به مفاد آیه شریفه «... فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلاَّ مَلَکٌ کَریم» (یوسف،31) میباشد. این استدلال در «جامعالبیان» طبری بازتاب ویژهای یافته و اعتبارسنجی مستندات وی، مسئله اصلی این نگاشته است. برآیند پژوهش، آسیبپذیری رویکرد تفسیری درباره آیه فوق است و بر پایه ادله پارادایم رقیب، تبیین و اثبات میشود که: «طبری از جمله طرفداران پارادایم جمال بدیع یوسف علیهالسلام است. او تلاش زیادی را در کتمان پارادایم رقیب نموده و بر مجموعه مستندات و ادله وی، مناقشات جدی وارد است.»
کلیدواژهها : جامعالبیان طبری , پارادایم جمال یوسف علیهالسلام , مطالعات پارادایمی , تاریخ تفسیر , نقد تفاسیر ,
لینک دانلود مقاله : https://hekmate-baleghe.whc.ir/article_414.html
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
نردبان شکسته : نقد تصویر بخاری در کتاب «سیرة الامام البخاری» از غلو تا اسطوره
✍️علی راد
عبد السلام مبارکفوری از جمله مدافعان سرسخت و تندروی بخاری در سده معاصر است. او در کتاب پُر برگ خود با عنوان سیرة الامام البخاری : سید الفقهاء و امام المحدّثین به دفاع تمام عیار از شخصیت بخاری , اصالت و اعتبار تمامی احادیث کتاب الصحیح بخاری می¬پردازد ( نک: مبارکفوری , عبدالسلام , سیرة الامام البخاری , 2 جلد , دار عالم الفوائد , مکه , 1422ق ) . مبارکفوری در جلد نخست کتاب سیرة الامام البخاری تلاش دارد شخصیت علمی , حدیثی , رجالی , فقهی بخاری را تبیین کند . در جلد دوّم بیش تر به اشکالات و شبهات مخالفان و منتقدان بخاری علیه شخصیت و احادیث کتاب الجامع الصحیح او می¬پردازد. در بخشی از کتاب اسطوره بخارا به تقریر , تحلیل و نقد تصویر مبارکفوری از شخصیت و اندیشه های بخاری پرداخته ام. تا کنون کتاب مبارکفوری به زبان های فارسی , عربی و انگلیسی نقد نشده است از این رو این پژوهش فرا رو نخستین کوشش شخصی در تحلیل انتقادی آن است و نزدیک به صد نقد خرد و کلان بر مدعیات مبارکفوری در این کتاب وارد است که بخش هایی از این نقدها به زودی منتشر خواهد شد: ان شاء الله.
شاهکار مبارکفوری در اقتباس و معماری است او مطالب شرح وحال بخاری را از منابع پیشین اخذ کرده است و با عباراتی کم و بیش و گاهی با توضیحاتی در پانوشت تکرار کرده است لذا او استاد تکرار و اقتباس و البته غلو و اسطوره سازی از بخاری است و قصد او این بود که این کاستی را برای مخاطب اردو زبان برطرف کند و ایشان را با شرح و حال بخاری آشنا نماید لذا ترجمه این کتاب به عربی اساساً توجیهی نداشت که بستوی زحمت آن را برای خود هموار کرد . بخش قابل توجه ای از کتاب مبارکفوری از حجة الله البالغه دهلوی است به ویژه در جلد دوم فراوان از آن بهره برده و به طور مستقیم و غیر مستقیم عبارات دهلوی را گزارش و تحلیل کرده است . بخش دیگر از کتاب مبارکفوری اقتباس صریح از کتاب تحفة الأخباری فی ترجمة البخاری و اندیشه های ابن خلدون است . مبارکفوری در کسوت مترجم نگاشته های عربی به اردو ظهور یافته است که با افزوده های پژوهشگر نسخه چاپ اول این کتاب و تحقیقات بستوی از پَر کاهی کوه ساخته اند . از این رو نه مبارکفوری و نه بستوی نتوانسته یا نخواسته اند که جستاری را به تبیین نوآوری مبارکفوری در این کتاب اختصاص دهندبه جز اینکه به زبان اردو تالیف ( ترجمه !!) شده است و شناخت اردو زبانان از بخاری را آسان نموده است. ترجمه عربی بستوی چندان بدیع و ممتاز نیست و بسیار ساده و عامیانه است که در غالب مترجمان اردو به عربی این کاستی را شاهد هستیم .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad