مطالعات اربعین ؛ ضرورت ها و عرصه ها ( بخش اوّل)
✍️ علی راد
درود و سلام خداوند بر حسین بن علی ( علیه السلام ) و یاران با وفایش که با قیام , بیان و خون خود اسلام و انسانیت را معنایی دوباره بخشیدند و حماسه ای بزرگ برای عبرت آیندگان رقم زدند و اینک, در آستانه یادمان اربعینِ آن قیام نجات بخش اسلام و قرآن , آن حماسه پُر از شعور و احساس , و آن تجلیگاه بصیرت و وفاداری قرار داریم که در امتداد عاشورا و غدیر, درس ها و عبرت ها , پیام ها و آموزه های متنوع دینی و انسانی در خود نهفته دارد که باید با درنگ و تامل در آن نگریست و برای امروز و آینده خود و امت اسلام توشه بر گرفت.
اربعین جزء مهم حماسه حسینی و مکمل آرمان و ارزشهای این مکتب است از این رو نباید اربعین را گسسته و بریده از قیام عاشوراء و عاشورا را نباید بریده از بعثت نبوی, غدیر و قرآن تفسیر نمود . آری , اربعین فقط بازگشت و مرور ساده و تاریخی یک عدد نیست , بلکه فراخوانی است بر بازخوانی حماسه عاشوراء و زنده نگه داشتن پیام آن در امتداد تاریخ , تا خفتگان در خوابِ غفلت و جهالت مقدس را از غلتیدن در آغوش جُور و طاغوت و فرو رفتن در حیرت و سرگردانی بیدار سازد و اهالی اربعین , همنوای با حسین بن علی ( ع ) ریشه ها و نمادهای کفر و شرک و ظلم و جُور را از سرزمین اسلام و دیار انسانیت بزدایند . آری و این است اربعین : اربعین قرآن و بعثت , اربعین غدیر و عاشورا, اربعین معرفت و اندیشه , اربعین جهاد و قیام , اربعین بصیرت و ایستادگی , اربعین آزادگی و وارستگی , اربعین رهایی از اسارت نفس و بندگی شهوت , اربعین اعتراض و انقلاب , اربعین آدم تا خاتم , اربعین زمین منهای کفر و شرک ؛ اربعین نماد تقابل حق و باطل , اسلام و شرک , توحید و کفر , حسینیان و یزیدیان تاریخ بوده و هست و خواهد بود است . اربعین روز تبلور تضادها و تقابل های تاریخ است و فرصتی است برای اندیشیدن .
بدون شک تبیین علمی و روشمند ابعاد متنوع پدیده اربعین از مصادیق احیای امر اهل بیت است که بر پایه حدیث رضوی مشمول رحمت خداوند به دعای معصوم است که فرمودند : رحم الله عبدا احیا امرنا . از این رو اهتمام نظری و علمی به اربعین یکی از الزامات نهادهای شیعی و به مثابه ای تکلیف مذهبی بر عهده نخبگان حوزه و دانشگاه است و این مهم از جمله نشانگان تعالی ایمان در جامعه اسلامی است . پدیده اربعین به همان اندازه که مهم , خطیر است به همان اندازه نیز حساس و شکننده است اگر دچار آسیب و انحراف شود و خرافه ها در آن رخنه کند می تواند موجب تضعیف دین شود و از اهداف متعالی خود منحرف گردد .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
مطالعات اربعین ؛ ضرورت ها و عرصه ها ( بخش دوّم)
✍️ علی راد
مقصود از مطالعات اربعین ؛ تبیین چیستی , ریشه ها , چرایی این پدیده ذو ابعاد از منظرهای مختلف هست . مطالعات اربعین را در یک نگاه می توان به دو گونه کلی برون دینی و درون دینی تقسیم نمود ؛
الف. برون دینی : ظاهر گرایی در مطالعه اربعین و اکتفا به ظهورات و نمادها , عدم الزام مرجعیت قرآن و سنّت در تبیین و تحلیل اربعین در رویکرد برون دینی , تفسیر آزاد از ماهیت و ابعاد اربعین و غفلت از ارتباط و انسجام آن با آموزه های اسلامی از جمله شاخص های این رویکرد در مطالعه و تفسیر اربعین حسینی است .
ب. درون دینی : مرجعیت قرآن و سنّت در تبیین عمیق و روشمند اربعین بر پایه مبانی و اصول دانش های دینی , ارزیابی اربعین با آموزه های اسلامی و ارائه تفسیری منسجم از آن با دیگر مناسک شیعی از جمله اصول و رویکردهای رویکرد درون دینی در مطالعه اربعین حسینی است .
در رویکرد برون دینی اربعین به مثابه یک جریان و اجتماع انسانی – معنوی تعریف می شود که سالیانه یکبار در زمان و مکانی مشخص برای ابراز احساسات و عواطف مذهبی از سوی شیعیان نسبت به امام حسین ( ع ) برگزار می شود . در این رویکرد اربعین صرفاً پدیده ای تاریخمند و ایستا و محدود است . البته این رویکرد به دلیل نگاه خشک و سطحی به پدیده اربعین و عدم درک روشن از ریشه ها و فلسفه اربعین قدرت تبیین عمیق از عمق و قلب این آیین را ندارد و دستاورد تبیین آن از اربعین در حد یک تظاهرات انسانی است حال اینکه اربعین فراتر از این است.
برایند این نگاه ها به اربعین در برون داد این پدیده دینی اثر گذار است و حتی می تواند در یک گذار تاریخی به تقسیم اقسام اربعین و ظهور گونه های مختلف آن چون اربعین پویا و موثر , اربعین ایستا و تاریخمند , اربعین فرد گرا و اربعین امت گرا و ... بینجامد .
متاسفانه از عصر حضور تا کنون - تا دو دهه اخیر - به دلیل شرایط فرهنگی , سیاسی و اجتماعی حاکم علیه شیعیان در طول تاریخ اهتمام روشمند و جامع نگر به پدیده اربعین چندان زمینه لازم برای بروز و طرح در مراکز علمی حوزه و دانشگاه را نیافته است , هر چند در نصوص حدیثی و میراث فقهی , تاریخی , کلامی و عرفانی تشیع می توان داده های مرتبط و متناسب با اربعین را می توان رد یابی نمود ولی به طور مستقل و جدی به این فرهنگ توجه جدی نشده است . در این میان نباید از نقش معدود محققان غفلت نمود که در مقام پاسخ به برخی از ابهامات و نقدها تک نگاری های مهم را درباره اربعین پدید آوردند ولی این آثار نگاه های تک بعدی و محدود به برخی از ابعاد اربعین را داشته و دارند .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
مطالعات اربعین ؛ ضرورت ها و عرصه ها ( بخش سوّم)
✍️ علی راد
برخی از مهم ترین عرصه های مغفول اربعین پژوهی عبارتند از :
یک. ایجاد ساز وکار و بستر علمی مناسب برای هم اندیشی , و نقد و نظر نخبگان حوزه و دانشگاه درباره ابعاد متنوع پدیده اربعین ( گفتمان سازی اربعین در میان نخبگان).
دو. تبیین علمی و روشمند ابعاد متنوع پدیده اربعین از منظر دانش های مختلف علوم اسلامی و انسانی ( اربعین در آوردگاه علوم انسانی و اسلامی) .
سه. تقویت مرور ادبیات علمی موجود درباره اربعین و ترسیم چشم انداز آینده مطالعات اربعین . ( آینده پژوهی اربعین با نگاه به گذشته و افق آینده ).
چهار. تقویب نگرش چند وجهی و میان رشته ای به پدیده اربعین به منظور تبیین ابعاد متنوع و آموزه های خرد و کلان این پدیده ( رویکرد میان رشته ای در تبیین و تفسیر اربعین).
پنج. استخراج مقولات , جستارها و مدخل های مهم اربعین به منظور نگارش فرهنگ نامه و دانشنامه های مرجع در شناساندن این پدیده چند وجهی به جهان .
شش . تجربه نگاری و تاریخ شفاهی اربعین .
هفت . عرفان اربعین : تبیین ابعاد عرفانی و شهودی اربعین.
هشت . فقه اربعین : تبیین مسائل فقهی اربعین از منظر مذاهب فقهی .
نه. الهیات اربعین: تبیین مبانی کلامی و اعتقادی پدیده اربعین.
ده. تاریخ و تراث اربعین.
یازده. اربعین در نگره مذاهب و ادیان.
دوازده. مطالعه فرهنگی و اجتماعی اربعین.
سیزده. مطالعه سیاسی اربعین.
چهارده. مطالعه تمدنی اربعین.
پانزده. اربعین و تقریب مذاهب و ادیان.
شانزده. اربعین و فرق شیعی.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
عبد الله بن عمر و انفعال فقیهان در واقعه کربلاء
دلالت های تاریخی و گفتمانی
✍️ علی راد
عبدالله بن عمر ( 73 ق ) پسر خلیفه دوّم , شوهر خواهر مختار ثقفی و باجناق عمر بن سعد, هماره به احتیاط و عدم مداخله در حوادث صدر سیاسی پس از رحلت نبوی شناخته شده بود, او با امام علی ( ع ) بیعت نکرد لکن سر انجام با معاویه بیعت نمود ؛ او سر انجام با حیله حجاج بن یوسف از دنیا رفت. بر پایه روایت بخاری , پس از واقعه شهادت حسین بن علی (ع) شخصی از عبد الله بن عمر درباره حکم خون پشه ( پاکی و نجاست یا کشتن آن در ایام حج) سوال نمود . او چون از کوفی بودن پرسشگر اطمینان یافت از پاسخ به سوال او اجتناب ورزید و با لحنی تحقیر آمیز گفت : اینان را بنگرید که اینک از حکم خون پشه ای ناچیز سوال می کنند و نظر شریعت را جویا می شوند حال اینکه فرزند رسول خدا ( حسین بن علی ) را کشتند و هیچ نپرسیدند و دم فرو بستند و این در حالی است خودم از زبان مبارک پیامبر شنیدم که حسن و حسین دو گل خوشبوی او از دنیا بودند . متن این روایت به گزارش بخاری چنین است :
روایت اوّل : « حدثنا موسى بن إسماعيل حدثنا مهدي حدثنا ابن أبي يعقوب عن ابن أبي نعم قال كنت شاهدا لابن عمر وسأله رجل عن دم البعوض فقال ممن أنت ؟ فقال من أهل العراق . قال : انظروا إلى هذا يسألني عن دم البعوض وقد قتلوا ابن النبي صلى الله عليه وسلم وسمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول هما ريحانتاي من الدنيا » (صحيح البخاري , ج 7 , ص 74 ) .
روایت دوّم : « حدثنا محمد بن بشار حدثنا غندر شعبة عن محمد بن أبي يعقوب سمعت ابن أبي نعم سمعت عبد الله بن عمر وسأله عن المحرم قال شعبة احسبه يقتل الذباب فقال أهل العراق يسألون عن الذباب وقد قتلوا ابن ابنة رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال النبي صلى الله عليه وسلم هما ريحانتاي من الدنيا» (صحيح البخاري , ج 4 , ص 217 )
تحلیل دلالت ها:
یک. عبد الله بن عمر در مواجه با جریان های سیاسی روزگار خود منطق دو گانه داشت لکن پس از واقعه شهادت حسین بن علی ( ع ) اعتراض خود را آشکار ساخت و نشان داد که این امر خطای بزرگ مسلمین و بر خلاف سنّـت قطعی رسول خدا در تکریم و تعظیم امام حسین ( ع ) بود.
دو.عبدالله بن عمر به فقدان بینش سیاسی شماری از دین ورزان فقه گرا روزگار خود اعتراض داشت که چگونه در مقابل جنایت بزرگ قتل حسین بن علی ( ع ) سکوت پیشه کردند ولی به دنبال تبیین طهارت یا نجاست خون ناچیز پشه هستند !! این افول اندیشه و جمود فکر برای ابن عمر بسیار شگفت انگیز بود.
سه. بر پایه روایت ابن عمر , دستگاه خلافت توانسته بود نوعی وارونگی معکوس در دیانت عوام و دین شناسی نخبگان ایجاد کند به گونه ای که اندیشیدن و پرسیدن درباره حکم خون پیشه در ایام حج یا طهارت یا نجاست آن به مسئله ای بنیادین در فقه فقیهان عراق تبدیل شده بود اما همین نخبگان درباره مسئله بسیار بزرگی چون قتل حسین بن علی ( ع ) دچار نوعی سکوت – انفعال بودند زیرا مسائل واقعه کربلاء هیچ بازتاب و انعکاسی در فقه ایشان نداشت و برای آنها اصل قتل حسین بن علی ( ع ) پرسش بر انگیز نبود .
چهار. به دلالت روایت ابن عمر , سکوت و انفعال در فقه کوفه و گفتمان فقیهان کوفی نسبت به جریان شهادت حسین علی ( ع ) سیطره و هژمونی داشت. این سکوت و انفعال خواسته دستگاه خلافت در زدودن آثار و پیامدهای جنایت بزرگ قتل زاده رسول خدا ( ص ) بود و ابن عمر این سکوت و انفعال را روا نمی دانست زیرا با آگاهی از سنّت وسیره نبوی در تعامل با امام حسین ( ع ) , قتل آن ریحانه نبوی را به هیچ وجه توجیه پذیر نمی دانست .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
#نکات_حدیثی
💠 ارزش کار حدیثی
🔹 کار حدیث و دفاع از میراث حدیثی امامیه، کار بسیار ارزشمندی است و در عین حال مشکل. شیخ الطائفه، جناب #شیخ_طوسی، محیی مذهب شیعه است. ایشان به بغداد هجرت نمودند و کرسی تدریس در آن شهر برقرار کردند و بر اساس انظار چهار مذهب اهل سنت نیز نظر میدادند. زندگی شیخ طوسی عبرت انگیز است و همهی آثار ایشان از فقه و اصول و رجال و ... و تسلط ایشان بر تمامی علوم بهت انگیز است. وی بعد از آتش سوزی کتابخانهاش در بغداد به شهر #نجف هجرت کرد و حوزه ارزشمند نجف از یادگارهای ایشان است.
🔸وقتی ما نجف بودیم، قبر شیخ طوسی شکافته شد و بدن و کفن ایشان صحیح و سالم بود. مرحوم آقای #خویی که در فقه و اصول پهلوانی بودند، روزی در فکر بودند و وقتی از ایشان علت را پرسیدیم، فرمودند: در فکر هستم که شیخ طوسی که بود و ما که هستیم؟!
🔹احادیث یادگار ائمه معصومین (علیهمالسلام) است و حشر با حدیث #اکسیر_احمر. اثر انس با احادیث این است که وقتی بدن #شیخ_صدوق بعد از هزار سال از قبر پدیدار شد، پیکر ایشان تازه و سالم بود. و وقتی آقا علی مدرس این واقعه را دید، نظرش در باب معاد برگشت.
🔸علامه #مجلسی با بحارش دین و مذهب را زنده کرد. كوچک شمردن زحمات علامه مجلسی در تأليف بحارالأنوار، نشانهی #جهالت است!
📚 برگرفته از فرمایشات حضرت آیت الله العظمی #وحید خراسانی (مدظله) در دیدار دستاندرکاران همایش "واکاوی اصالت میراث حدیثی شیعه" (اردیبهشت 1397)
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
گزیده ای از کتاب حدیث گرایی ابوحنیفه «گسست بین ابوحنیفه و ابوحنیفه متخیل» تالیف عدنان فلاحی
سادت نظريةٌ في القرن الخامس تفيد أن أبا حنيفة كان من "أهل الحديث"؛ لأن فقهه يقوم على أحاديث وأخبار الآحاد، كما انتشر شبهُ إجماع بين العلماء على أن مَن كانوا أقرب زمنيًّا إلى أبي حنيفة اعتقدوا عقيدتهم هذه نفسها في أبي حنيفة، وهي نظرية تجبرنا على ضرورة قبول أنه لم يحدث أي انقطاع معرفي بين ما نعرفه اليوم من مبادئ الفقه الحنفي وتعامله مع الأحاديث النبوية وبين آراء الفقيه المطلق أبي حنيفة في زمانه. يحاول هذا الكتاب، من خلال قراءة متأنية لوثائق تصب في مصلحة النظرية التمامية، إظهار الفرق والتمييز والانقطاع بين "أبوَي حنيفة": أبي حنيفة عند القدماء وأبي حنيفة "متخيَّل" في صورة تطورت خلال الزمن وتُقدَّم اليوم كما تخيلتها مجموعة من المؤرخين والفقهاء والمتكلمين والمحدثين، وكأنها الصورة "الوحيدة" الموافقة للواقع.وقد اقتُبس اسم المفعول "متخيَّل" في عنوان الكتاب من عنوان كتاب السلف المتخيَّل لرائد السمهوري، الذي اقتبس الكلمةَ من أحد أعمال عزمي بشارة باسم الطائفة، الطائفية، الطوائف المتخيَّلة.
أما مصطلح "الحديثية"، فيشير إلى نهج محدّثين وفقهاء من القرن الثالث فصاعدًا، ميزوا أنفسهم بلقب "أهل الحديث"، على الرغم من أن استنباط الأحكام الفقهية من الحديث النبوي لم يكن خاصًّا بهم، بل استخدمته طوائف المسلمين كلها، باستثناء قلة ذكرها الشافعي في كتاب جماع العلم، فها هي كتب الجرح والتعديل زاخرة بأسماء الرواة الخوارج والقدرية والمرجئة وأهل الرأي، ومنهم من وثّقه البخاري، مع أن تصحيح الأحاديث وتطبيقها في مناهج استنباط الأحكام كانت في ميدان آخر؛ إذ أدت الاختلافات في تصحيحها إلى أن يكون عدد المقبول منها متفاوتًا بين جماعة وأخرى، إلى أن حلّ زمن المتوكل العباسي، وفيه استطاعت جماعات متأثرة بمنهج الإمام أحمد ترسيخ نفسها ممثلة وحيدة لأهل الحديث وتهميش الفرق الأخرى، إلى درجة استغراب إطلاق لقب أهل الحديث على المعتزلة، الذين يقول أحد كبار علمائها، وهو القاضي عبد الجبار: "وأما ظنُّ مَن يظن في أصحابنا أنهم ليسوا من أهل الحديث فليس كما قاله". وحاولت هذه الجماعات أيضًا فرض تطبيق منهجها في تصحيح الأحاديث واعتباره الطريقة "الوحيدة" لـ "الحديثية"، ووصم المقاربات الأخرى بالبدعة والانحراف.
يصف الكتاب الصورةَ السائدة اليوم عن "أبي حنيفة الحديثي"، والتي تُظهره متّبعًا نهج الشافعي وأحمد والبخاري وأمثالهم، بالـ "متخيَّلة" تمامًا والمشوَّهة وغير الواقعية، ويذهب إلى أن هناك انقطاعًا جوهريًّا بينها وبين الصورة الحقيقية لأبي حنيفة، الذي كانت حديثيته تختلف اختلافًا جذريًّا عن تلك الرسمية التقليدية. ثمّة دراسات كثيرة حول أبي حنيفة، لكنّ عملَين منها يعدّان من أهم الأعمال التي استقى منها الكتاب موضوع بحثه، وهما مكانة الإمام أبي حنيفة في الحديث، لمحمد عبد الرشيد النعماني؛ ومكانة الإمام أبي حنيفة بين المحدثين لمحمد قاسم عبده الحارثي. ومن المؤلفات المهمة كذلك: أبو حنيفة: حياته وعصره - آراؤه وفقهه لمحمد أبو زهرة؛ والإمام الأعظم أبو حنيفة النعمان لمصطفى الشكعة؛ وأبو حنيفة النعمان إمام الأئمة الفقهاء لوهبي سليمان غاوجي؛ ونشر الصحيفة في ذكر الصحيح من أقوال أئمة الجرح والتعديل في أبي حنيفة لمقبل بن هادي الوادعي؛ وأبو حنيفة بين الجرح والتعديل لشاكر ذيب فياض. إضافة إلى كتاب بالإنكليزية لمحمد أكرم الندوي، وعنوانه: Abu Hanifah: His Life, Legal Method and Legacy. ومن المؤلفات التي خصصت فصولًا منها للحديث عن أبي حنيفة: ضحى الإسلام لأحمد أمين؛ ومن إسلام القرآن إلى الإسلام الحديث لجورج طرابيشي.
فصول الكتاب
خُصص الفصل الأول من الكتاب لعرض موجز عن حياة أبي حنيفة وخلفيته العلمية وطرق تحصيله العلم، واستعراض أساتذته وتلاميذه، والمحن التي مرَّ بها في العصرين الأموي والعباسي. ويتضمن الفصل الثاني أدلة على الانقطاع الكبير بين حديثية أبي حنيفة التاريخي وحديثية أبي حنيفة المتخيَّل، مع ذكر انتقادات مجموعة كبيرة من المحدثين والفقهاء على امتداد القرون من الثاني إلى السادس ثم المعاصرين لأبي حنيفة وبيان صوابها من خطئها. ويركز الفصل الثالث على تفسير أدلة الفصل الثاني وتصنيفها، ونقد أهم مشهورات علم الحديث للمتأخرين في حديثية أبي حنيفة التي تصبّ في مصلحة وجوده المتخيَّل. أما الفصل الرابع فقد خُصص مع خاتمة الكتاب لعرض نتائج البحث، التي تتضمن الكشف عن الفكرة الأساسية منه وهو الانقطاع بين الفقه الحنفي و"الإمام الأعظم" أبي حنيفة، بمعنى آخر: بين أبي حنيفة وأبي حنيفة المتخيَّل. وقد تناول الملحق أهمَّ نظرية مخالِفة لنظرية كتاب الحديثية المتخيَّلة، وهي التي تضمنها كتاب محمد عبد الرشيد النعماني مكانة الإمام أبي حنيفة في الحديث.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad