استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه ایشان در فرمایشی فرمودند اگر خواستی زن خود را طلاق بدهی بده ولی بدان «وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا»، اظهار کرد: یعنی اگر قانون نتواند حق را به صورت کامل ادا کند ولی تو بدان خداوند احاطه بر همه اعمال و رفتار بین شما و همسرتان دارد لذا طلاق ندهید ولی اگر دادید به معروف و احسان باشد.
وی با بیان اینکه سبک قرآن تلفیق کلام، فقه و اخلاق است و در تحلیل عیون هم باید این روش را به کار ببریم، افزود: در گفتمان علمی دوران امام رضا(ع) مرز بین دانشهای مختلف مانند قرون هفتم به بعد جدا نبوده است و درهم تنیدگی وجود داشت لذا شیخ صدوق هم قصد تفکیک احادیث را به صورت موضوعی نداشته است و ملاک و معیار او غرر و نفاست حدیث است یعنی روایتی که برجستگی خاصی دارد.
سبک تعلیمی امام رضا(ع) سبک قرآن است
استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه همچنین سبک تعلیمی حضرت رضا(ع) همان سبک تعلیمی قرآن است، گفت: یعنی توجه به تعهدات اجتماعی، احساسات و عواطف و عقلانیت و ... در تعلیم با هم است و انسان با همه ابعاد وجودی لحاظ میشود و شور و احساس در کنار عقلانیت مورد توجه است و احادیث امام رضا(ع) هم اینطور است.
وی افزود: مثلا در مناظره با عمران صابی اخلاق موج میزند؛ عمدتا مناظرات با این هدف است که فرد طرف مقابل را شکست بدهد به همین دلیل الان مناظرات علمی شکل نمیگیرد؛ امام رضا(ع) با عمران در نهایت تواضع و فروتنی و با ارسال یک مرکب خاص و هدایای ویزه با او برخورد کرد یعنی امام همه ابعاد را لحاظ فرمودند.
راد بیان کرد: چون اخلاق و تربیت نزد علمای گذشته تا قبل از اخلاق ناصری جدی گرفته نشده بود لذا احادیث اخلاقی هم مورد توجه نبوده است؛ البته ادعای بنده این نیست که کتاب عیون کتابی تخصصی در عرصه تربیت و اخلاق است و مدعی نیستم که هدف شیخ صدوق هم گزینش روایات اخلاقی بوده است ولی معتقدم که منبعی مهم در مباحث اخلاق و تربیت است و نباید از آن در تبیین نظریه اخلاق وحیانی به ویژه اخلاق اجتماعی غفلت کنیم.
وی تاکید کرد: بخش عمده احادیث این کتاب مرتبط با دوره ولایتعهدی امام و روایاتی است که حضرت در اجتماعات آن را بیان فرمودند مانند خطب امام علی(ع) در دوره حکومتشان که برونداد اخلاق اجتماعی در آن برجسته است زیرا اخلاق اجتماعی محصول کنش اجتماعی امام(ع) است.
راد با بیان اینکه کتاب عیون واقعا مروارید و ستاره است و شکوه امامت را به تصویر کشیده است به همان اندازه هم اخلاق و تربیت اسلامی را ترسیم کرده است که میتوان آن را به دنیا معرفی کنیم، تصریح کرد: تقریبا دوهزار و ۴۰۰ حدیث از امام رضا(ع) به ما رسیده که نزدیک به هزار حدیث از کتاب عیون است یعنی یک سوم آن؛ وقتی کتاب عیون مطالعه شود اخلاق تربیت برای حضرت رضا(ع) بسیار مهم و در متن و جوهره زندگی حضرت رضا(ع) است و اخلاق به مثابه ابزار برای مدیریت زندگی دیگران و کنترل اجتماعی نیست مثلا گاهی زهد در جامعه رواج یافته است تا مردم در تنگنا باشند و توان اعتراض نداشته باشند یعنی زهد اهرم کنترل اجتماعی شده است.
راد بیان کرد: الان هم گاهی گفته میشود که پیامبر(ص) و ائمه(ع) زاهد بودهاند و شما هم باشید یعنی به ما میگویند ثروت باید در دست دیگران باشد و شما همیشه نیازمند و یکی از دلایل عقبماندگی مسلمین در بحث فقرزدایی همین تفکر نادرست است.
امامت اخلاقی
راد افزود: امامت و شخص امام در کنش و وظیفه در امتداد نبوت است؛ امامت حضرت حضرت رضا(ع) بسان بعثت نبی مکرم بود و ویژگی بعثت نبی اعظم(ص) انقلاب اخلاقی بود لذا اعجاز اخلاقی را به پیامبر(ص) نسبت دادهاند و امامت امام رضا(ع) امامتی اخلاقی است. از این رو حضرت رضا(ع) آگاهانه به دنبال تثبیت مکارم اخلاق در جامعه بودند و خودشان هم برترین شخص در تخلق به احلاق بود و امامت اخلاقی داشتند.
استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: دوره امام رضا(ع) دوره التقاط اخلاقی بود یعنی برخی دنبال سودگرایی اخلاقی بودند؛ برخی هم تحت تاثیر جریانات شبه عرفانی، زهدگرایی میکردند مانند قلندریه و ... که به امام رضا(ع) انتقاد داشتند که چرا شما شیکپوش هستید یا برخی مانند مرجئه به اصالت اخلاق قائل نبودند و یا برخی دنبال اخلاق خودبنیاد یونانی بودند؛ برخی قائل بودند که قدرت و سیاست بر اخلاق سیطره دارد لذا مخلوطی از این تفکرات وجود داشت ولی سیره رضوی اخلاق ناب قرآنی و نبوی را بازنمایی کرد و به عبارتی ایشان انقلاب اخلاقی را به عینیت رساند. 👇👇
وی تاکید کرد: امام رضا(ع) در تعریف ایمان، اصرار بر اخلاقگرایی داشتند برخلاف کسانی که عمل به فقه را مصداق ایمان میدانستند لذا جامعه دچار نابهنجاریهای اخلاقی شده بود. دستگاه خلافت عباسی هم مبتنی بر نظریه جدایی اخلاق از سیاست خود را ملزم به اخلاق نمیدانست و از اخلاق برای کنترل اجتماعی استفاده میکرد ولی ایشان نشان داد که اخلاق از سیاست جدا نیست و حاکم اسلامی هم باید مانند دیگران پیرو اخلاق باشد.
راد در پایان تصریح کرد: امام رضا(ع) نظریه در هم تنیدگی را در برابر نظریه گسست اخلاق مطرح کردند؛ ما دین و اخلاق و فقه را تفکیک میکنیم در حالی که امام اینطور نبودند. یعنی اخلاق با سایر اعضای دین در هم تنیده است و در همه عرصهها از جمله تجارت، دوستی و دشمنی و مناظره و علم باید رعایت شود یعنی انسان مؤمن در هر قلمرویی کنش داشته باشد نیازمند این اخلاق است و اخلاق جزء جداییناپذیر در اعمال انسان در خلوت و جلوت و در هر جایی است لذا در نظریه امام رضا اخلاق با خدا، خود، دیگری و محیط زیست و حیوانات هم وجود دارد.
لینک دانلود از ایکنا :
https://B2n.ir/z78186
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
📸 گزارش تصویری روز اول ۴
همایش ملی اخلاق و تربیت در سیره و معارف رضوی...
🗓 ۷شهریور ۱۴۰۳
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈
🔹 کانال اطلاع رسانی اخبار و برنامه های سازمان علمی وفرهنگی آستان قدس رضوی- نمایندگی قم 👇
🆔@scorazavi
اخلاق.m4a
حجم:
59.6M
صوت نشست علمی👆
عیون اخبارالرضا(ع)به مثابه کتاب اخلاق
🎙حجت الاسلام دکتر راد
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فلسفه نبوت ؛ پیشینه , رهیافت ها و کارکردها ( بخش اوّل)
✍️ علی راد
دانش کلام اسلامی با رهیافت های نقلی و عقلی خود از جمله علوم اسلامی کهن و ریشه دار در تاریخ و فرهنگ مسلمین است که تبیین , اثبات و دفاع از مقولات اعتقادی دین اسلام را بر اساس موزاین عقلی و نقلی بر عهده دارد . این دانش با استناد به آیات قرآن کریم و احادیث معتبر و مجموعه ای از اصول و قواعد عقل نظری , دیدگاه دین اسلام در حوزه مسائل اعتقادی و معارف ضروری دین را در شکل آموزه¬های اعتقادی ارائه می کند و به شبهات و پرسش های معطوف به هر کدام از این آموزه¬های اعتقادی پاسخ می¬دهد. شماری از شبهات اعتقادی بر آمده از متون سست و ضعیفی است که در قالب حدیث در میراث مسلمین روایت شده اند و شماری دیگر نیز برایند برداشتها و تفاسیر نا صواب از آیات و احادیث اعتقادی است .
آموزه نبوت از جمله موضوعات مهم و گسترده در قلمرو دانش کلام اسلامی است و جُستار پُر برگی از کتاب های کلامی را به خود اختصاص داده است و فلسفه نبوت از جمله مسائل مهم آموزه نبوت است که ضمن تبیین چرایی بعثت پیامبران , نگرشی فراگیر از نقش و کارکرد پیامبران در چارچوب دلالت های نصوص دینی و هدایت های عقل نظری ارائه می¬کند . این نگرش در ارزیابی و داوری عملکرد پیامبران به مثابه یک اصل یا قاعده ایفای نقش می¬کند , تشخیص ناصواب بودن انتساب گفتارها و رفتارهای ناهمسوی با جایگاه نبوت به پیامبران را تسهیل می¬نماید , هر گونه گفتار یا رفتاری را که با فلسفه نبوت ناسازگار باشد , مردود اعلام می¬کند .
بحث از فلسفه نبوت را میتوان هم زاد با نبوت اوّلین پیامبر، حضرت آدم ( ع )دانست زیرا پرسش از چرایی و غایت، آغازین مساله انسان در مواجه با پدیدههای مادی و قدسی (هم برای خود پیامبر و هم برای مخاطبان وی) امری طبیعی است چرا که ذهن بشری در مواجه با پدیدهها، پیجوی این حقیقت است که علت و غایت پدیداری چیست؟ مقصود از فلسفه نبوت تبیین چرایی بعثت پیامبران است. پرسش از اینکه اهداف یا غایت اصلی خداوند از بر انگیختن پیامبران در ادیان ابراهیمی چیست؟ پرسش اصلی فلسفه نبوت است. از این رو بحث از فلسفه نبوت، نوعی نبوت شناسی از طریق غایات و اهداف است و نتایج آن در تبیین حقیقت و گستره نبوت و هم چنین وظایف پیامبران سودمند است؛ لذا بحث از فلسفه نبوت، مهم و ذو ابعاد است.
هر چند در قرآن اصطلاح فلسفه یا حکمت نبوت به کار نرفته است اما قرآن به دو گونه متنوع , تصریح و تلویح , به تبیین حکمت و چرایی بعثت پیامبران پرداخته است. در یک روایت اصطلاح فلسفه نبوت به کار رفته و موضوع پرسش راوی از معصوم بوده است . احادیث نیز متاثر از قرآن به همین سبک اهداف نبوت را بازگو کرده اند. شاید به توان کتابهای موصوف به علل الشرایع در آثار حدیثی را از نمونههای برجسته مواجه اسلام با مساله فلسفه آموزههای دینی بر شمرد که از جمله آن ها فلسفه نبوت بوده است. البته این سخن به این معنا نیست که فلسفه و حکمت تمامی آموزههای دینی در آیات و روایات تبیین شده است بلکه از نمونههای ارائه شده میتوان ضمن اصل کشف حکمت مندی تمامی آموزههای دین، به حکمت برخی از آنها در حد ارشاد نصوص دینی نیز دست یافت و حکمت پاره ای از آموزها نیز بیان نشده یا به دست ما نرسیده است. اما فلسفه نبوت نظر به اهمیت آن در اصول عقاید از جمله آموزههای است که نصوص فراوانی در آیات و روایات به آن اختصاص یافته است.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🔻عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بررسی کرد:
❇️ جایگاه تقابلی امام رضا (ع) با نظریه سکولاریسم دینی و اخلاقی
◻️ دستگاه خلافت عباسی مبتنی بر نظریه جدایی دین و اخلاق از سیاست و حکمرانی تلاش میکرد که خود را ملزم به اخلاقیات نکند و از آن به عنوان اهرم فشاری برای کنترل اجتماعی و بدنه عمومی جامعه استفاده کند. اما امام رضا (ع) در ولایتعهدی نشان داد که اخلاق از سیاست، وزارت و صدارت جدا نیست و حاکم و والی همانند دیگر افراد و آحاد جامعه اسلامی ملزم به رعایت اخلاق هستند.
بنابراین نمیتوان و نباید احادیث امام رضا (ع) را بریده از جامعه روزگار آن حضرت خواند، تعبیر و تفسیر کرد.
https://hawzahnews.com/xd3pD
@HawzahNews / خبرگزاریحوزه
فلسفه نبوت ؛ پیشینه , رهیافت ها و کارکردها ( بخش دوّم)
✍️ علی راد
در تبیین فلسفه نبوت چهار رهیافت دینی، تاریخی، عقلی و عرفانی در گسترده تاریخ کلام اسلامی پدید آمده است . منابع، روش و فرایند تحلیل هر کدام از این رهیافت با یکدیگر متفاوت است و میزان اعتبار نتایج آنها نیز در یک تراز نیستند. مقصود از رهیافت دینی، تبیین فلسفه نبوت بر پایه نصوص ادیان ابراهیمی است که خاستگاهی وحیانی دارند از این رو اعتبار این تبیین، همان اعتبار آموزههای وحیانی است زیرا هیچ نوع آمیختگی به احتمال و حدس در آنها راه ندارد، مواجه¬ای مستقیم و بدون واسطه با پدیده نبوت و غایات آن دارد.
تبیین رهیافت دینی از نبوت مستند به مصدری است که اصل و لزوم، ماهیت نبوت و اوصاف نبی را تعیین کرده است و شناختی تام و حضوری از پدیده نبوت دارد لذا بیتردید نتایج رهیافت دینی به فلسفه نبوت از واقع نمایی و جامعیت بیبدیل برخوردار است زیرا سایر منابع معرفتی بشر را به اندازه وحی را توان شناخت ماهیت نبوت را ندارد.
در رهیافت دینی، هم وحی و هم خود پیامبران به بازگویی حکمت نبوت پرداختهاند. در ادیان ابراهیمی نظر به اهمیت فلسفه نبوت، به این مهم توجه و در قرآن و احادیث اسلامی نیز جایگاه خاصی را یافته است. بر پایه رهیافت دینی چون خداوند حکیم است به طور قطع در ذات نبوت نیز حکمت و غایتی را نهادینه است که غایات آن معطوف به انسان و علت آن در پیوند با ربوبیت و هدایتگری وی است زیرا خداوند در غنای مطلق است و از بعثت پیامبران به دنبال جذب نفع و دفع ضرر نبوده است لکن اقتضای ربوبیت خداوند بر انسان، بعثت پیامبران است.
رهیافت تاریخی با استناد به نقش و کارکرد تاریخی - تمدنی پیامبران در تاریخ اجتماعی بشر به تبیین فلسفه نبوت پیامبران می¬پردازد؛ به واقع در این رهیافت، نبوت همانند سایر پدیدههای اجتماعی - انسانی دارای زمنیههای تاریخی و پیامدهای تمدنی است که در سبک زندگی و ظهور تمدنهای انسانی اثر گذار بوده است که غیر قابل انکار است. این رهیافت رویکردی جامعه شناختی به نبوت و کارآمدی آن دارد و از طریق تحلیل جایگاه تمدنی نبوت در تاریخ بشری به بازکاوی فلسفه نبوت میپردازد .
نتایج رهیافت تاریخی نظر به کاستی منابع تاریخی در توصیف ادیان , شخصیت پیامبران و تاثیراث پیدا و ناپیدای فرضیههای تاریخ نگاران در گزارش سیره و سیمای پیامبران و فرضیههای جامعه شناسان در مقام عمل با مشکلاتی روبروست و جامعیت لازم را ندارد زیرا احتمال عدم انعکاس بخش مهمی از دستاوردهای اجتماعی، اخلاقی، تربیتی در نصوص تاریخی و تاریخ نگاری سوگیرانه تمدن های بزرگ از سوی موافقان و مخالفان آن وجود دارد.
رهیافت عقلی رویکردی انتزاعی به فلسفه نبوت دارد با نگاه معرفت شناسی خاص به ماهیت نبوت و ضرورت آن، فلسفه نبوت را تحلیل میکند. فیلسوفان در تبیین فلسفه نبوت با این رهیافت به نبوت شناسی میپردازند . رهیافت عرفانی به عارفان اختصاص دارد که بر پایه دو رویکرد فیضی - شهودی یا عرفان نظری به تحلیل فلسفه نبوت میپردازند .
روشن است که جامعیت و اعتبار نتایج سه رهیافت اخیر مشروط به اعتبار مبانی و منابع معرفتی آندو و عدم مخالفت نظریه نهایی آنها از فلسفه نبوت با آموزههای قرآنی و سنّت قطعی است . نقد و بررسی این مهم از مجال این پژوهش خارج است و فقط قصد داشتیم به این مهم اشاره کنیم که فلسفه نبوت را میتوان از رهیافتهای متنوعی بررسی کرد لکن در این بخش از پژوهش بحث را به تبیین فلسفه نبوت در رهیافت دینی – اسلامی محدود نمودیم .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فلسفه نبوت ؛ پیشینه , رهیافت ها و کارکردها ( بخش سوّم)
✍️ علی راد
در رهیافت دینی - اسلامی نبوت دارای ابعاد هدایتی متنوع است و هدایت در یک جنبه یا یک نوع محصور نیست . دلیل این امر, تنوع نیازها و چالشهای حیات انسانی در مواجهه با خود و دیگران است لذا توجه نبوت به این گستره-ی وسیع از نیازها و روابط انسانی اجتناب ناپذیر است . از این رو فلسفه نبوت امر بسیط و تک گزاره نیست بلکه امری چند وجهی و تلفیقی از چند گزاره است که برایند آنها نظریه فلسفه نبوت در رهیافت دین اسلام را تبیین و ترسیم میکند .
هدایت و رشد بشر در نقطه کانونی فلسفه نبوت حضور پُر رنگ دارد و دال مرکزی آن اعتلای انسان و تکامل حیات بشری است لذا فلسفه نبوت با کمال انسان در پیوند است آن گونه که اصل بعثت پیامبران نیز برای یاری رساندن به بشر برای برون رفت از اختلاف , رها شدن از سیطره هوای نفس و شکوفایی فطرت اصیل انسانی است. فلسفه نبوت در تراز یک امر فراگیر و به مثابه قانون اساسی و دستور العمل های کلی است و نباید از آن ورود به جزئیات یا مسائل خُرد را انتظار داشت.
در ادامه با استناد به آیات قرآن کریم و احادیث معتبر فلسفه نبوت در رهیافت اسلامی را تبیین می¬کنیم.
الف. تبیین هدف آفرینش انسان
هر چند اصل هدفمندی آفرینش و حیات انسانی مورد تایید عقل و نقل است لکن چیستی هدف اصیل و برنامه دستیابی به آن نیازمند هدایت وحیانی است و جزء با وحی رسالی این امر قابل شناخت نیست. مسئله تعیین هدف آفرینش و حیات انسان، امری مهم و تأثیر گذار در روابط انسان با خود و دیگران است؛ اندیشه، فرهنگ و تمدن، معماری، هنر،... از نوع هدف زندگی انسان تأثیر جدی میپذیرد، رشد و کمال گرایی انسان، همسوی با آن تنظیم میشود.
هدف از حیاتِ انسان به سان چتری است که همیشه و همه جا با انسان بوده و در چگونگی نگرش، منش و عملکرد او تأثیر گذار است. از اینرو تلاش برای کشف و تعییین هدف واقعی از آفرینش انسان و برنامه ریزی برای دستیابی به آن از دغدغههای جدی انسانها در هماره تاریخ بوده و هست , امروز نیز از مسائل مهم سبک زندگی به شمار میآید و نظریههای متنوعی درباره آن مطرح شده است.
بدیهی است که نسبیت دانش بشری از یک¬سو و خودبسندگی به عقل (بدون امداد وحیانی و الاهی در انتخاب هدف حقیقی حیات) از سوی دیگر، انسان را به بیراهه خواهد برد و تکامل نا همسو با هدف اصیل آفرینش انسان به دنبال خواهد داشت. تجربه تاریخی امروزین بشر گواهی است بر راستی این ادعا که شماری از انسان ها با چشم بستن به ارشاد وحی آسمانی در انتخاب هدف حیات، به بیراهه رفته اند؛ شاهد این ادعا، تضادهایی است که در معنا و هدف زندگی انسان غربی و شرقی امروزه در کشورها و ملل مختلف شاهد هستیم.
از جمله رسالت¬های مهم پیامبران شناساندن هدف اصیل حیات انسانی بر پایه اراده الهی است لذا هدف زندگی جایگاهی مهم در هدایت¬های پیامبران دارد , بدون مقام نبوت و پیامبران امکان شناخت هدف اصیل حیات انسانی وجود ندارد و به انسان گرایی خود بنیاد و سرشار از تناقض در سبک زندگی می¬انجامد .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad