حلقات علمی در تاریخ علم مسلمین؛ از ظهور تا افول
بخش سوّم: حلقات علمی مشهور ؛ روندها و فرایندها
✍️ علی راد
مالک بن أنس ( 179 ق ) از جمله مشایخ نامدار قرن دوّم هجری یکی از بزرگ ترین حلقات حدیثی – فقهی مدینه را داشت. نعمان بن ثابت ( 80 – 150 ق ) معروف به ابوحنیفه نیز دارای حلقه خاص خود در ارائه دروس فقهی خود بود . یونس بن حبیب ( 80 – 182 ق ) ادیب و نحوی نامدار در بصره حلقه تدریس مشهوری داشت که طرفداران وی به حلقه او مباهات می کردند : « وله مذهب في النحو تفرد به ، وقد سمع منه الكسائي والفراء ، وكانت حلقته بالبصرة يتباهى بها أهل العلم وأهل الأدب وفصحاء العرب والبادية .». خطیب بغدادی ( 463 ق ) تاریخ نگار معروف , پس از بازگشت از حجاز دروس خود را در حلقه خودش در مسجد جامع منصور در بغداد پی گرفت و گاهی در حجره خود آنها را بیان می کرد .
اصطلاح حلقه در معنای مکان جلسات محدّثان نامدار در نقل و روایت احادیث , قاریان و مفسران برای تفسیر قرآن کریم , ادبیان و شاعران , تدریس و افتای فقیهان در شهرهای مکه , مدینه , شام , بغداد , بصره , مصر و حتی در اشاره به جلسات عارفان و متصوفه نخستین نیز کاربرد فراوان دارد .
بر پایه گزارش¬های موجود در منابع تاریخی و علوم اسلامی, حلقه را به نام استاد و نه شاگردان نام گذاری و معرفی می¬کردند و شاگردان کارکردی در شهرت یا نام گذاری حلقه علمی نداشتند. حلقه با نام استاد شناخته می شد همانند تعبیر حلقة الشلبی در مسجد جامع مدینه که به مکان برگزاری نشست ها و درس های عرفانی ابوبکر شلبی اشاره دارد . گاه هم زمان و در یک مسجد چندین حلقه در موازات همدیگر برگزار می شد . برخی نیز از کثرت حضور شاگردان در حلقه خود نگران بودند و هر گاه حلقه بزرگتر می شد , درس خود را تعطیل می کرد . در وصف حلقه خالد بن صفوان چنین آمده است :
« صفوان بن عمرو قال رأيت خالد بن صفوان إذا عظمت حلقته قام كراهية الشهرة » .
گاه استادی در حلقه خود نماینده و جانشینی داشت که به طور معمول داناترین شاگردان او بود و در وصیت نامه برخی از استادان , نماینده ایشان در حلقه تعیین می¬شد آن گونه که محمد بن ادریس شافعی , یوسف بن یحیی بویطی ( 231 ق ) را در وصیت نامه خود معرفی کرد. زمخشری , ابولفضل خوارزمی بقالی را جانشین حلقه خودش معرفی نمود. گاه در حلقه¬هایی که شاگردان زیادی حضور داشتند , به انتخاب استاد یکی از شاگردان برجسته به عنوان « مُعید درس » تعیین می¬شد.
پس از مرگ یک فقیه یا محدّث فرزند دانشمند او خود در حلقه پدرش تدریس می کرد و این رویه نزد دانشوران عادی و رایج بود هر چند احتمال ریزش شاگردان حاضر در حلقه نیز وجود داشت زیرا شاگردان حق انتخاب و از اختیار کامل برای حضور در حلقات استادان را داشتند و این شهرت و تبحر علمی استاد بود که به حضور شاگردان تداوم می بخشید.
حلقات علمی مشاهیر و مشایخ علوم اسلامی به مثابه کرسی درس در ادبیات دانشگاهی معاصر بود و عالمان پس از رسیدن به رتبه استادی و تبحر و تخصص در یکی از علوم به تشکیل حلقه اقدام می کردند لذا در مواقعی که شخصی بدون سپری نمودن مراتب علمی بر حلقه علمی پدرش تکیه می زد , اهل علم و فضل , تخصص او را با چند پرسش می آزمودند .
برای نمونه زمانی محمد بن داود بن علی اصفهانی ( 297 ق ) معروف به ابن داوود ظاهری پس از مرگ پدرش در کرسی و حلقه او نشست و به تدریس پرداخت , تبحر او از سوی برخی مورد تردید قرار گرفت لکن با پاسخ او به پرسش¬های ایشان , شایستگی او برای تدریس فقه آشکار شد . گاه برخی از مشایخ در حلقه درسی خود به نقد و حتی تحقیر رقیبان خود می پرداختند. عبدالله بن زبیر حُمیدی استاد بخاری و معروف به شیح الحرم در حلقه خود در مسجد الحرام به قصد تنقیص از ابوحنیفه به ابوجیفه یاد می کرد .
در عُرف دانشیان مسلمان گِرد نشستن به شیوه حلقوی یا دایره وار نوعی ادب در نشستن و اجتناب از تفاخر بر یکدیگر بود , به هم گرایی و اجتماع همگون و همدلانه ایشان نیز دلالت داشت , گویای رابطه همبستگی و پیوند آنها با یکدیگر با محوریت استاد نیز بود از این رو مخالفان یا افرادی که خود را در ترازی علمی بالاتر استاد می دانستند از پیوستن به حلقه ایشان اجتناب می¬جستند .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
حلقات علمی در تاریخ علم مسلمین؛ از ظهور تا افول
بخش چهارم: مولفه های حلقه علمی
✍️ علی راد
یکم). مولفه تاریخی؛ سنّتی کهن و ریشه دار
تعبیر « حلقته » در میراث مکتوب و شفاهی مسلمین از تعابیر کهن و شایع است و تا چند قرن اخیر نیز کاربرد آن رواج داشت . با تغییر ساختارهای مراکز دینی و آموزشی در سده های اخیر کاربرد آن به افول گرایید زیرا نشستن به شکل دایره و حلقوی در مساجد و مدارس از رونق افتاد و نشستن به شکل صفوفِ موازی پشت سر هم به جای آن رواج یافت.
حلقات مشاهیر علوم اسلامی مورد توجه تاریخ نگاران محلی و شاگردان ایشان بود لذا در منابع تاریخی و تراجم نگاری گزارش اوصاف حلقه ایشان بازتاب یافت.
دوّم). مولفه شکلی؛ نشستن دایره وار
نشستن دایره وار شاگردان در کنار همدیگر از جمله اوصاف شکلی و ظاهرای حلقات علمی بود . در این سبک از نشستن استاد و شاگردان روبروی همدیگر قرار می گرفتند و به آسانی شاگردان با استاد خود ارتباط برقرار می کردند . جایگاه نشستن استاد , نقطه شروع تشکیل حلقه علمی بود .
سوّم) مولفه فصل متمایز ؛ اشتهار به نام استاد
بر پایه دستاوردهای تبارشناسی اصطلاح « حلقته » و کاربردهای آن در منابع متعدد , نامداری و نشانداری حلقات علمی به نام مشایخ و مشاهیر علوم اسلامی بود , غیر از نام استاد برجسته هیچ عامل دیگری چون شاگردان یا حتی مکان در شهرت آن نقش آفرین نبود , نامداری هر حلقه به نام استاد , متمایز کننده حلقات موازی از یکدیگر بود و ذکر مکان برگزاری حلقه فقط کارکرد اطلاع رسانی داشت و ممکن بود هم زمان و به شکل موازی چندین حلقه علمی در یک مکان برگزار شود یا در طول شبانه روز به شکل متوالی در ساعات متعدد حلقات علمی مشایخ در مکانی واحد برگزار گردد.
چهارم). مولفه ماهوی؛ تبحر و مهارت استاد
حلقه علمی پس از تخصص و تبحر استاد در شاخه ای از علوم اسلامی تشکیل می شد , تراز علمی بالا , مقبولیت در گفتمان دانشیان , توانمندی در پاسخ به پرسش ها , اقبال عمومی از جمله ضرورت¬های اجتناب ناپذیر شکل گیری یک حلقه علمی بود و الزاماً وراثت در تثبیت آن نقش آفرین نبود.
چهارم). مولفه زمانی؛ تداوم و استمرار زمانی
حلقه علمی به شکل مداوم و هر روز در زمان و مکانی مشخص برگزار می گردید . تداوم و استمراز زمانی از جمله اصول متمایز کننده حلقات از نشست های علمی دیگری بود که ممکن بود فقط یکبار یا به شکل موقت در مکانی برگزار گردد. به نشست های علمی گونه اخیر , مجلس یا مجالس گفته می شد که از استمرار, تداوم , توالی برخوردار نبودند که از جمله آنها می¬توانیم به مجالس املاء حدیث از سوی محدّثان , پاسخ به سوالات فقهی فقیهان و مشابه آن اشاره کرد که تداوم روزانه نداشتند .
پنجم) . مولفه های تکمیلی؛ جانشین و دستیار استاد
در حلقات بزرگ مشاهیر بسیار برجسته که شاگردان فراوانی حضور داشتند , معید یا معیدان استاد را در فرایند تدریس یاری می کردند. مشاهیر نامدار نسبت به تداوم حلقه علمی خود حساس بودند لذا در مواقع غیبت به دلیل سفر , بیماری و مشابه نماینده خود را به جای خود معرفی می¬کرد که از میان شاگردان نخبه هر استادی توسط شخص استاد تعیین و معرفی می شد.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
حلقات علمی در تاریخ علم مسلمین؛ از ظهور تا افول
✍️ علی راد
بخش اوّل: حلقه از ریشه تا معنا :
https://eitaa.com/OstadRad/1178
بخش دوّم: پیشینه و دیرینه حلقات علمی:
https://eitaa.com/OstadRad/1181
بخش سوّم: حلقات علمی مشهور ؛ روندها و فرایندها :
https://eitaa.com/OstadRad/1182
بخش چهارم: مولفه های حلقه علمی :
https://eitaa.com/OstadRad/1183
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
پیشنهاد برای مطالعه موازی ؛ سودمند برای درک عمیق دو رویکرد کلاسیک و مدرن از قاعده عرضه حدیث بر قرآن به همراه کارکردهای تفسیری و اعتبار سنجی مضامین احادیث.👇👇
کتاب آنک نام گل اثر اومبرتو اکو
رمان آنک نام گل، اولین رمان نویسنده ی ایتالیایی، اومبرتو اکو است که در سال 1980 برای اولین بار انتشار یافت. این اثر، یک داستان معمایی و تاریخی است که در صومعه ای ایتالیایی در سال 1327 میلادی می گذرد و به شکلی هنرمندانه، نشانه شناسی، تحلیل کتاب مقدس، مطالعات قرون وسطا و تئوری های ادبی را با ادبیات داستانی ترکیب کرده است.👇
سیطره قداست بر اندیشه
✍️ علی راد
این واقعیت در تجارب زیسته انسانی انکار ناپذیر است که گاهی پژوهشگران به دلیل سیطره شهرت علمی و سلطه قداست شخصیتی , ناآگاهانه حق پرسیدن و ارزیابی اندیشه های وی را از خود سلب نموده , تقلید را به جای تحقیق نشانده و حقیقت را در مسلخ قداست و شهرت سر بُریدند . متاسفانه این رویه از گذشته تا کنون در میان برخی از دانشوران علوم اسلامی رایج بوده و هست . عبد القاهر جرجانی ( 417 ق ) اعجاز پژوه نامدار قرن پنجم هجری در این که چگونه شهرت و قداست افراد موجب انسداد بحث , گفتگو , نقد و نظر از اصالت و اعتبار آرای باطل ایشان می¬شود , سخنی نغز و تامل برانگیری دارد :
« و اعلم أن القول الفاسد و الرأى المدخول ، إذا كان صدره عن قوم لهم نباهة ، و صيت و علو منزلة فى أنواع من العلوم غير العلم الذى قالوا ذلك القول فيه ، ثم وقع فى الألسن فتداولته و نشرته ، و فشا و ظهر ، و كثر الناقلون له و المشيدون بذكره ، صار ترك النظر فيه سنة، و التقليد دينا ... و كم من خطأ ظاهر و رأى فاسد حظى بهذا السبب عند الناس، حتى بوّءوه فى أخص موضع من قلوبهم، و منحوه المحبة الصادقة من نفوسهم » (جرجانی, الدلائل, ص 464).
آری , راستی که جرجانی درست گفته است که شهرت کاذب و قداست پوشالی , بزرگ نمایی بدون دلیل افراد , خطاهای ایشان را از دید ناقدان پنهان میسازد , سراب را جایگزین واقعیت میکند , آثار و اندیشه¬های این افراد را چنان استوار و مقبول می نمایاند که هر گونه اقدام نقد ایشان را امری ناروا و مردود میشمرد .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
مطالعات فقهالحدیث؛ عرصهها و افق آینده
✍ علی راد
لینک دانلود
https://B2n.ir/u27625
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad