غلو قدسی؛ از امتداد تقلید تا انسداد نقد
✍️ علی راد
تعبیر غلو قدسی تناقض آمیز است زیرا غلو با قدسی بودن ناسازگار است لذا اجتماع ایندو فقط در تعبیر است نه واقعیت ؛ غلو قدسی, قداست تراشی برخاسته از جهل مقدس, باور غیر صادق و ناموجه است که حریم قدس الهی را آماج نادانی , گزافه گویی و ژاژ خواری خود قرار می دهد , این غلو اگر در گذشته عُزیر پیامبر را پسر خداوند می خواند , عیسی (ع) و مریم (س) را خدایگان می نامید , امروز نیز در اندیشه سلفیان حضوری پُر رنگ دارد زیرا تصویر قدسی , پیراسته از هر گونه سهو و خطا , سرشته با علم ناب , عجین با حقیقت محض , آمیخته با عنایت الهی از تار و پود میراث سلف ارائه می کند , آن گونه که صحیح بخاری و مولف آن را در کتاب های خود به تصویر کشیده اند . در غلو قدسی تصویری فرا دست , فرا بشری , ملکوتی محض , بی نظیر , تک و ممتاز , تکرار ناپذیر , انحصاری از مشاهیر سلف ارائه می شود به گونه ای که دیگران به دیده اعجاز به آنان می نگرند و به عجز و ناتوانی خود در برابر بلندای مقامات علمی ایشان اعتراف دارند.
غلو قدسی به ساحت پیامبران و اولیای الهی اختصاص ندارد بلکه درباره عالمان نیز از سوی طرفداران و شاگردان ایشان پدید می آید , شاگردان در پی قدسی سازی از استاد خود به امتداد تاریخی تقلید از استاد یاری می رسانند, مسیر نقادی و ارزیابی آرای او را بر خود مسدود می نمایند. بخشی از فضائل و مناقب اسطوره ای درباره مشاهیر علوم اسلامی برایند همین رویکرد غلو آمیز و اسطوره ای شاگردان و پیروان ایشان است . غلو قدسی با وضع و جعل همزاد است , غلو از وضع به مثابه ابزاری در تثبیت آموزه های خود بهره برد.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هدایت شده از پژوهشکده اسلام تمدنی|پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
🔰حجتالاسلام علی راد:
نظریه جامعیت تبعی قرآن کارآمدی خود را نشان داده است
🎙حجتالاسلام والمسلمین علی راد؛ استاد پردیس فارابی دانشگاه تهران، ۹ آبانماه در پیشهمایش مرجعیت علمی قرآن کریم با موضوع «جامعیت تبعی قرآن؛ از نظریه تا تطبیق» که از سوی گروه قرآن و علوم اجتماعی پژوهشکده اسلام تمدنی برگزار شد، با بیان اینکه در یک طبقهبندی دو رویکرد ایجابی و سلبی در مواجهه با جامعیت قرآن کریم، داریم، گفت: در رویکرد ایجابی تلاش میشود تا گونههایی از جامعیت و مرجعیت قرآن ثابت شود ولی رویکرد سلبی، جامعیت قرآن را قبول ندارد؛ نظریه جامعیت تبعی قرآن هم در ذریل رویکرد ایجابی است.
🌐مشاهده مشروح خبر
⬅️پژوهشکده اسلام تمدنی را در فضای مجازی دنبال کنید
🌐https://takl.ink/ici.isca.ac.ir
غلو جدید از واگرایی تا نقد
✍️ علی راد
جهل مقدس, منازعات مذهبی, تعصبات قومی, نژادی, تباری و زبانی, رقابت های جریانهای فکری با یکدیگر , دشمنی ریشه-دار و کینه ورزی دیرین و..., در پدیداری غلو در میان فرهنگ ها و ملت ها اثر گذار بوده و هم چنان این رویه ادامه دارد و این آفت فرهنگی و آسیب اعتقادی به هیچ دین , آیین , فرهنگ , نژاد و ملتی اختصاص ندارد . اگر اندیشه و تاریخ انسان پیشامدرن آمیخته به غلو و آلوده به اغراق بود , و تفکر انتقادی و رنسانس علمی به نقد و پیرایش غلو از اندیشه بشری کمک کرد لکن توفیق کامل نیافت , غلو به حیات تاریخی خود در لایه های پنهان اندیشه بشری به حیات خود ادامه داد , اسطوره گرایی و گزافه گویی در نگاه انسان معاصر درباره گذشته , حال و آینده خود هم چنان وجود دارد. امروزه غلو جدید از طریق رسانه های شنیداری و مکتوب هم چنان در بزرگ نمایی و اسطوره سازی از شخصیتها, جریانها, وقایع و حوادث, قدرتها به حیات خود ادامه میدهد و بیش از غلو قدیم در جذب و انحراف مخاطبان خود موفق است. به همان میزان که بخشی از تاریخ نگاری فرق و مذاهب , کتاب های تراجم و جرح و تعدیل , شعر و ادب آمیخته به غلو و اغراق , اسطوره و افسانه است, بخشی از میراث دوران مدرن نیز به اغراق و غلو آلوده است و این مهم , ضرورت نقّادی میراث گذشته, حال و آینده را بر پژوهش گران علوم انسانی و اجتماعی دو چندان می نماید.
در امتداد نگرش انتقادی قرآن و سنّت نبوی به غلو , مذهب امامیه از همان آغاز پدیداری انگاره غلو به تقابل و ستیز با آن برخاست, مواجه امامان شیعه با پدیده غلو و غالیان سخت و شکننده بود , جوانان شیعه را از همنشینی با غالیان برحذر می داشتند , به پیرایش میراث خود از نفوذ باورهای غلو همت ورزیدند و اصول آن را به شاگردان خود آموختند , سَران اندیشه غلو را طرد و نفرین نمودند, هم چنان نقد غلو و پیرایش میراث از انگاره های غالیانه نزد پژوهشیان امامی از اهمیت زیادی برخودار است , مطالعات غلوپژوهی و غلو زدایی دو دهه اخیر از ادوار مهم در تاریخ مذهب امامیه است زیرا در این بازه زمانی پژوهشهای متنوع و متعددی در بازشناسی جریان های غلو , نقد میراث غالیان , گونه شناسی غلو و غالیان , آثار و پیامدهای غلو در میراث امامیه , نقد و پیرایش میراث امامیه از خط غلو , بازتاب غلو در تفسیر , اخلاق , تصوف , ... انجام شده و در حال انجام است.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
علامه جعفر مرتضی عاملی و پدیده غلو در روایات موالید ائمه (قسمت اوّل)
✍️ علی راد
پدیده غلو و پیامدهای منفی آن در تاریخ فکر و میراث امامیه بهویژه در فضایل و مناقبنگاری که بخشی از سیرهنویسی است واقعیتی انکارناپذیر است. غلو با دو گونه غلو سیاسی و غلو معارفی ـ عملی تلاش داشت چهره اسلام و اهلبیت(ع) را مشوّه کنند، اما با مقابله امامان شیعه در تحقق اهداف خویش ناکام ماند، ولی ردپای تلاشهای نافرجام آنان در متون و میراث بهویژه در سیره و فضایل ایشان باقی ماند. این رسوبات در دورههای متأخر از طریق برخی از آثار و شخصیتهای غلوگرا احیا شد و در ذهنیت افراد ناآگاه در تقریر سیره و ترسیم سیمای امامان شیعه اثر گذاشت. از اینرو توجه سیرهنگاران به پدیده غلو و بازتابهای آن در متون و میراث شیعی امری انکارناپذیر است و غفلت از آن پیامدهای نادرستی را در سیره نگاری معصومان به دنبال دارد. محقق عاملی در سیرهنگاری امام علی(ع) با نگاهی دقیق و ظریف به واکاوی و نقد رگههای غلو در سیره علی(ع) پرداخته است که از جمله آنها غلوانگاری ولادت علی(ع) در داخل کعبه است که به بهانه تشابه به آموزههای غالیانه در اصالت نصوص متواتر تشکیک نمیکند. پیش از تقریر و ارزیابی نظریه محقق عاملی توجه به دو نکته ذیل ضروری است:
1. فرایند و چگونگی حضور فاطمه بنت اسد(س) در داخل کعبه هنگام تولد امام علی(ع) از حوادث خاص و شگفت حیات ایشان است. نظر به اهمیت این واقعه و فضیلت آن برای امام علی(ع)، هماره این بخش از حیات ایشان مورد اهتمام ویژه سیرهنگاران امامی بوده و هست. اهتمام محققان امامیه در سده اخیر به تکنگاشتهای تخصصی در این موضوع، اهمیت این فراز از حیات علوی را نشان میدهد. برآیند این پژوهشها دو کارکرد در سیرهنگاری امام علی(ع) را در پی دارد: نخست اثبات فضیلتِ «یگانه مولود کعبه» که به امام علی(ع) اختصاص دارد و تکریم و عنایت الهی را در شأن امام و مادر بزرگوار ایشان اثبات میکند. دوم نقد نظریه رقیب که بافضیلتتراشی تولد شخص دیگری به نام حکیم بن حزام در داخل کعبه، اختصاص و انحصار این فضیلت برای امام علی(ع) را برنتافته و تلاش دارد با نظیرسازی این فضیلت را کمرنگ نشان دهد.
2. بر پایه انگارهای غالیانه فرایند تولد امامان شیعه فرایندی متفاوت از تولد افراد عادی است؛ به گونهای که نشانههای بارداری در مادران امامان آشکار نیست و حتی چگونگی وضع حمل آنان با سایر زنان متفاوت است. معضلی که ذهن محقق عاملی را در نگارش بخش تولد امام علی(ع) گزیده و او را ناگزیر به موضعگیری در برابر انگاره غالیانه در باب تولد امامان واداشته است، واقعه اعجابانگیز شکافتهشدن دیوار خانه کعبه و تولد امام علی(ع) از فاطمه بنت اسد(س) داخل کعبه است که در نصوص روایی و تاریخی بدان تصریح شده است. محقق عاملی در تتمه بحث از تولد امام علی(ع) در داخل کعبه با گشودن مبحثی با عنوان «ولادة الأئمة(ع) فی روایات الغلاة» به نقد رگهها و رسوبات تفکرات غالیانه در روایات موالید معصومان میپردازد که بیانگر یکی از اصول نقد وی در مواجهه با سیرهنگاری معصومان است. به نظر میآید از نگاه محقق عاملی موضوع شکافتهشدن دیوار کعبه و تولد امام علی(ع) در داخل کعبه زمینه طرح بحث از نقد پنداره غلو در روایات موالید را از سوی وی فراهم کرده است؛ زیرا ممکن است برخی از افراد این واقعه را غلوآمیز پنداشته و در درستی آن تردید کنند. به همین دلیل وی برای دفع این شبهه ناگزیر این مبحث را در انتهای مبحث میلاد امام علی(ع) طرح کرده است. سپس در فصل دوم از جلد نخست با عنوان «ولید الکعبة» به اثبات فضیلت تولد امام علی(ع) در داخل کعبه و پاسخ به اشکالات و شبهات وارده بر آن میپردازد. 👇👇
@OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
علامه جعفر مرتضی عاملی و پدیده غلو در روایات موالید ائمه
✍️ علی راد
(قسمت اوّل) https://eitaa.com/OstadRad/556
(قسمت دوّم) https://eitaa.com/OstadRad/557
(قسمت سوّم) https://eitaa.com/OstadRad/558
@OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
حوّا از اسطوره تا حقيقت : نقد ديدگاه تفسير طبري / نصر حامد ابوزيد ؛ ترجمه: علي راد
اشاره
نوشتار حاضر ترجمه مقاله اي است تحت عنوان «حوّا بين الدين و الاسطورة» كه در كتاب داوئرالخوف; قراءة في خطاب المرأة (الطبعة الاولي; مركز الثقافي العربي، 1999، ص 17ـ24) به چاپ رسيده است. دكتر ابوزيد در بخشی از كتاب به نقد قصه اي تفسيري از وهب بن مُنَبِّه درباره نقش حوّا(عليها السلام)در اغواي آدم(عليه السلام) و خروج آن دو از بهشت می پردازد ; افسانه اي كه طبري در تفسير جامع البيان آن را نقل كرده و به زعم خويش از تراث تفسيري اسلام به شمار آورده است. حال آنكه بررسي محتوايي اين داستان و تأمّل در فرهنگ تاريخي حاكم در عصر نزول قرآن درباره زن و اصالت وجودي او از منظر نگرش قرآني، ديدگاهي مخالف با قصّه ها و افسانه هايي همچون اسطوره وهب بن منبّه درباره داستان حوّا، و نقش او در خروج آدم از بهشت (دارالثواب يا جنّت عدن) فرا روي پژوهشگر قرآن قرار مي دهد و با كنار زدن حجاب جهل و ظلمت از چهره حقيقي حضرت حوّا، او را با حقيقت آشنا مي سازد. در دو لینک زیر متن فارسی و عربی این نوشتار را مطالعه بفرمایید : متن فارسی : B2n.ir/a15828 متن عربی : B2n.ir/j66090
@OstadRad
از زینب تا زینب(س)
حضرت زینب (س) در نگاه عایشه بنت الشاطی
دکتر عایشه بنت الشاطی در مقدمه کتاب خود درباره شخصیت حضرت زینب (س) از مجموعه تراجم سیّدات بیت النبوة در بیان چرایی تالیف این کتاب , پدرش را خطاب قرار داده , و راز مودت مانای زینب (س) در خانواده خود را چنین آشکار می سازد :
« ای پدر با وجود گذشت ایام، فراموش نمی کنم که چگونه در جلسات خانوادگی ما از خاندان عزیز رسالت سخن می گفتید. همانان که شربت مهرشان به کام ما ریخته و به ما می آموختید که خود را با انتساب به آن خاندان گرامی مفتخر سازیم. ای پدر یادم می آید که شبی از شب های ماه رجب بود، و شما تهیه سفر می دیدید، تا فردای آن شب به قاهره بروید. در آن شب، مادر گرامی ما ـ که خدا روحش را نورانی کند ـ در انتظار مولود جدیدی رنج می کشید. من و خواهر بزرگم «فاطمه» از شما درخواست کردیم که یا از این سفر منصرف شوید و یا آن را به تأخیر اندازید؛ زیرا که درباره مادرمان هراسان بودیم، اما شما که در خلوتگاه خویش مشغول عبادت بودید، در جواب ما گفتید:
غم مخورید و بیم نداشته باشید، خدا با اوست. آن گاه ما را در کنار خویش نشانده و چنین شروع به سخن نمودید: این مسافرت را هرگز نمی توانم به تأخیر اندازم، بلکه رفتن من واجب و حتمی است؛ زیرا برای شرکت در مجلسی که به یادبود حضرت زینب (علیهاالسلام) تشکیل می شود، می روم. پاسی از شب گذشته بود و ما هنوز در حضور شما نشسته و به سرگذشت غم انگیز زینب(علیهاالسلام) گوش می دادیم تا این که صبح شد و سپیده دمید و شما هنگام خداحافظی از ما به مادرم گفتید: اگر صاحب دختر شدی، نام او را زینب بگذار. آن گاه همه را به خدا سپرده و رفتید.
ای پدر از همان شب بود که متوجه نام بانو زینب(علیهاالسلام) و برخی از نکات و اثرات محزون آن شدم و بعدها نیز هرگز فراموش نکردم. همان احساسات است که امروز مرا به نوشتن کتابی درباره بانو زینب وا می دارد.(زینب بانوی قهرمان کربلا، مقدمه، ص 5 ) .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
لینک دانلود :
https://www.sfhadith.ir/issue_27970_28315.html
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
سلمان فارسی و عقلانیتِ اخلاق
در نگاه احمد امین مصری ( 01)
✍️ علی راد
پروژه فکری احمد امین مصری ( 1304 – 1373 ق ) اصلاح اجتماعی در پرتو عقلانیت بود , او تحول و تعالی جوامع اسلامی را فقط در گرو رشد و انقلاب در عقلانیت دینی می دانست , عقلانیت را در اندیشه و کارنامه مشاهیر, فرقه ها و مذاهب اسلامی بررسی و ارزیابی می کرد تا نشان دهد که نقش کدامیک در پیشبرد و انحطاط تمدن مسلمین اثر گذار بود. سویه دیگر مسئله احمد امین , اثر گذاری عقلانیت تمدن های و فرهنگ مجاور عربستان از جمله ایران و روم بر عقلانیت عرب صدر اسلام بود. او با دیدی کلنگر به بررسی علل موفقیت و انحطاط جامعه اسلامی در طول تاریخ پرداخت.
ایرانیان از طریق اعراب مناذرة که در عراق حضور داشتند با ابعاد ادبی, سیاسی و اجتماعی فرهنگ عربی آشنا بودند . هر چند پیش از اسلام عرب ها با این تمدن پیوندها تجاری , سیاسی و اجتماعی داشتند لکن پس از اسلام این پیوندها توسعه یافت و عمیق تر شد . در نگاه احمد امین با فتح ایران توسط مسلمانان زمینه های تبادل عقلانیت فرهنگ و تمدن ایرانی بر اندیشه عرب افزوده شد . در امتداد این نگاه احمد امین به نقش عقلانیت ایرانیان , او گریزی به شخصیت سلمان فارسی دارد , با مقایسه سلمان فارسی با صحابه غیر عرب رسول خدا (ص) به تفاوت و تمایزهای شخصیتی او اشاره دارد . تصویر احمد امین از شخصیت و سیمای سلمان فارسی در میان صحابه رسول خدا (ص) به دلیل رهیافت خاص او در مطالعه تاریخ اسلام جالب توجه است.
احمد امین در کتاب فیض الخاطر جستاری را به سلمان فارسی اختصاص داد, در این جستار به معرفی شخصیت وسیره سلمان به مثابه یکی از سه صحابی غیر عرب رسول خدا (ص) از سه تمدن مجاور عربستان می پردازد , صهیب از روم , بلال از حبشه و سلمان از ایران. برای احمد امین شگفت انگیز است که سه نفر از صحابی پیامبر از سه تمدن مجاور عربستان بودند! در نگاه او هر یک از این سه مثال قوم و نژاد خود بودند که در سرزمین حجاز تجلی کرده بودند , همه اوصاف و خُلق و خوی ملت ها روم , حبشه و ایران در این سه نمود و ظهور داشت , صهیب همانند رومیان شوخ طبع بود و در تیراندازی ماهر بود, بلال همانند اهل حبشه در دیانت استوار , قلبی ساده و بی پیرایه و در تیراندازی بدون خطا بود , سلمان سلمان نماینده گرایش معنوی صوفیانه زاهدانه بود، همانند برخی از ایرانیان که اسلام آوردند .
این سه صحابی غیر عرب پیامبر (ص) به اسلام افتخار می کردند , آنها به چیز دیگری افتخار نمی کردند، آنان بردگان وفاداری بودند که در دوره اسلام آزاد شدند. در تقابل با نگاه آنان , اعراب به عربیت , خون و نژاد و حریت خود بسیار افتخار میکردند , با دیگران خشن بودند و این برای این سه صحابی رنج آور بودند که فقط اسلام را مایه تفاخر می دانستند , از نژاد گرایی و خود برتر بینی عرب ناراحت بودند . با این حال بلال حبشی، صهیب رومانی و سلمان فارسی از برجسته ترین ها بودند. در میان این سه صحابه , سلمان فارسی حضوری پُر رنگ در تاریخ اسلام دارد و میراث فربه از او به دست ما رسیده است که از اثر گذاری شخصیت و اندیشه او در فرهنگ مسلمین حکایت دارد لکن دولت عباسیّان نیز در این مهم نقش آفرین بود زیرا زمینه را برای حضور ایرانیان در علوم و تاریخ نگاری فراهم کرد , سلمان فارسی توانست از بردگی به استانداری مدائن دست یابد , اسوه و الگوی شماری از جریان های فکری و مذهبی قرار گرفت , در سخنان او نگاه انتقادی به اخلاق و فرهنگ عربی فراوان وجود دارد , لذا تاریخ نتوانست شخصیت او را نادیده بگیرد چون عقلانیت ایرانی را با اخلاق قرآنی تلفیق کرد , احساسات عمیق دینی را عقلانیت نقّاد ترکیب نمود , از پرسش گری و کندوکاو نهراسید و این چنین در تاریخ ماندگار شد , کسانی چون ابن ادهم و غزالی همانند سلمان به اسلام نگریستند. سخن احمد امین مصری در توصیف سلمان فارسی چنین است :
« علی كل حال، كان بلال الحبشي، وصهيب الروماني، وسلمان الفارسي، من أبرزالشخصيات الإسلامية وأكثرها دِویا ولكن كان من حسن حظنا وحظ سلمان أن كانت َ الدولة العباسية دولة فارسية في رجالها ونظامها ومؤرخيها؛ فكثري ممن دونوا العلم والتاريخ من أصل فارسي، فقدموا لنا صورة جميلة زاهية شعرية لسلمان. ولم يكن من المؤرخین الحبشي ولا الروماني الذي يقدم لنا مثل هذه الصورة لبلال أو صهيب، فكانت ٍّ الصحف التي تروي لنا أحداث بلال وصهيب أقل جدا مما تروي لسلمان. تمثل لنا هذه الصورة سلمان نشأ في بلدة من أصفهان في بيت غني، فكان أبوه دهقانً أي: رئيس إقليم، وكان سلمان من صنف أولئك الأفراد الذين ينشأون وبني جنوبهم عاطفة دينية قوية، يقودها عقل قوي باحث. وقد روى التاريخ لنا أمثلة كثرية منهم، كإبراهيم بن أدهم، والغزالي. » (فیض الخاطر , ج 2 , ص 196) .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad