eitaa logo
طومار نقد
741 دنبال‌کننده
1هزار عکس
126 ویدیو
137 فایل
مطالعات فقه، تفسیر و حدیث امامیه ارتباط با ادمین: @OstadAliRad
مشاهده در ایتا
دانلود
نشست علمی ۶۳، دکتر راد (علامه طباطبایی و نظریه غرر)-Segment 1.mp3
زمان: حجم: 20.2M
🔊 صوت ش ۵۸ کنگره بین‌المللی علامه طباطبایی (نشست ۶۳ مرکز تخصصی کلام اسلامی و تفسیر واحد کرمانشاه) 🔸 علامه طباطبایی و نظریه غرر قرآن 🔹با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر ▫️سه شنبه ، ۱ آذرماه ۱۴۰۱ ------------------------------- 💠 @kalamkermanshah --------------------------------- •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
گزارش نشست علمی 63.pdf
حجم: 443.1K
✍️گزارش مکتوب ش ۵۸ کنگره بین‌المللی علامه طباطبایی (نشست ۶۳ مرکز تخصصی کلام اسلامی و تفسیر واحد کرمانشاه) 🔸 علامه طباطبایی و نظریه غرر قرآن 🔹با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر ✍️ تنظیم: سرکار خانم ندا سلوی، دانشجوی ارشد دانشکده علوم و معارف قرآن کرمانشاه ------------------------------- 💠 @kalamkermanshah --------------------------------- •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
خاتون ملکوت؛ در ثنای فاطمه (س) دختر فکر بکر من، غنچه لب چو واکند از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند طوطى طبع شوخ من گر که شکر شکن شود کام زمانه را پر از شکر جانفزا کند بلبل نطق من زیک نغمه عاشقانه‏‌اى گلشن دهر را پر از زمزمه و نوا کند خامه مشکساى من گربنگارد این رقم صفحه روزگار را مملکت ختا کند مطرب اگر بدین نمط ساز طرب کند گهى دائره وجود را جنت دلگشا کند شمع فلک بسوزد از آتش غیرت و حسد شاهد معنى من از جلوه دلربا کند و هم به اوج قدس ناموس اله کى رسد؟ فهم که نعت بانوى خلوت کبریا کند؟ ناطقه مرا مگر روح قدس کند مدد تا که ثناى حضرت سیده نسا کند فیض نخست و خاتمه نور جمال فاطمه چشم دل از نظاره در مبدأ و منتهى کند صورت شاهد ازل معنى حسن لم یزل‏ و هم چگونه وصف آیینه حق نما کند مطلع نور ایزدى مبدأ فیض سرمدى‏ جلوه او حکایت از خاتم انبیا کند بسمله صحیفه فضل و کمال معرفت بلکه گهى تجلى از نقطه تحت «با» کند دائره شهود را نقطه ملتقى بود بلکه سزد که دعوى لو کشف الغطا کند حامل سر مستمر حافظ غیب مستتر دانش او احاطه بر دانش ماسوى کند عین معارف و کم بحر مکارم و کرم گاه سخا محیط را قطره بى بها کند لیله قدر اولیا، نور نهار اصفیا صبح جمال او طلوع از افق علا کند بضعه سید بشر ام ائمه غرر کیست جز او که همسرى با شه لافتى کند؟ وحى نبوتش نسب، جود و فتوتش حسب قصه‏اى از مروتش سوره «هل اتى» کند دامن کبریاى او دسترس خیال نى پایه قدر او بسى پایه به زیر پا کند لوح قدر به دست او کلک قضا به شست او تا که مشیت الهیه چه اقتضا کند در جبروت، حکمران، در ملکوت، قهرمان‏ در نشئات کن فکان حکم به ماتشا کند عصمت او حجاب او عفت او نقاب او، سر قدم حدیث از آن ستر و از آن حیا کند نفخه قدس بوى او جذبه انس خوى او منطق او خبر ز «لاینطق عن هوى» کند قبله خلق، روى او، کعبه عشق کوى او چشم امید سوى او تا به که اعتنا کند بهر کنیزیش بود زهر کمینه مشترى چشمه خور شود اگر چشم سوى سها کند مفتقرا متاب رو از در او بهیچ سو زانکه مس وجود را فضه او طلا کند آیت‌الله شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
تسبیحات فاطمه (س) در کهن ترین منابع اهل سنّت ✍️ علی راد از جمله اذکار مورد تاکید در سیره نبوی اذکار شبانه پیش از خواب است که رسول خدا ( ص ) کیفیت آن را به علی ( ع ) و فاطمه ( س ) آموزش دادند و اهل بیت هماره بدان اهتمام ورزیده اند. از جمله کهن ترین منابع اهل سنّت که به گزارش این سنّت نبوی پرداخته است مسند عبد بن حُمید کَشّی استاد مسلم نیشابوری , محمد بن اسماعیل بخاری و دیگران است . عبد بن حُمید کَسی ( 170 – 249 ق ) با کنیه ابومحمد از مفسران, محدّثان و فقیهان ناحیه کَس– در تعریب کَش – سمرقند در ماوراء النهر بود . عبد بن حُمید پس از تولد و فراگیری مقدمات در کَس و سمرقند به مدارس علمی خراسان , عراق , مصر, شام , یمن و حجاز تردد داشت از این رو از جلمه اوصاف او را کثیر السفر و جوّال بودن گفته اند و جملگی رجالیان اهل سنّت به فرازمندی او در دانش حدیث و تفسیر اذعان کرده اند . پس از بازگشت در ماوراء النهر – به احتمال قوی در منطقه کَشّ و سمرقند - به تدریس و تالیف پرداخت . عبد بن حُمید مولف کتاب المسند الکبیر , المنتخب من المسند در حدیث و اثری با عنوان کتاب التفسیر است لذا از او به صاحب المسند والتفسير نیز یاد می کنند . كتاب المنتخب من مسند عبد بن حميد اخیرا با تحقیقات صبحي سامرائي منتشر شده است . سمعانی ( 562 ق ) تصریح دارد که مسند عبد بن حُمید را از أبو الوقت عبد الأول بن عيسى سجزي ( 458 – 553 ق ) در هرات سماع نمود ( سمعانی , الأنساب , ج 3 , ص 226 ) . در مسند ابن حُمید 51 حدیث با علو در اسناد و با سه واسطه روایت شده که به ثلاثیات ابن حُمید شهرت دارد ( ترمس عاملی , امین , ثلاثیات الکلینی , دار الحديث , قم , 1417 ق , ص 51 ) . تصویر متن روایت تسبیحات ثلاث را در المنتخب من المسند عبد بن حمید در ردیف آغازین روایت منتخب او از مسند امام علی ( ع ) را بنگرید : 👇 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
شبیه پدر ؛ کارکرد فقهی سیره نبوی در رفتار با فاطمه (س) (قسمت اوّل) درنگی در روایت تصویر فاطمه (س) در نگاه عایشه 🖊علی راد روایات معتبر عایشه بنت ابی بکر در مسائل و موضوعات مربوط به سبک زندگی و تعاملات خانوادگی رسول خدا (ص) به دلیل نقش همسری او و ارتباط نزدیک با پیامبر ( ص ) از اهمیت ویژه ای در بازنمایی رویکرد و نگرش رسول خدا (ص) دارد . تصویر عایشه از شخصیت و منزلت فاطمه (س ) آینه ای گویا و بی نیاز از هر گونه توضیح از واقعیت این شخصیت است . روایت شبیه پدر از جمله تصاویر ناب و دقیقی است که در روایتی از عایشه در منابع کهن حدیثی اهل سنّت گزارش و بر اساس آن فرع فقهی در کتاب های السنن تاسیس شده است. سلیمان بن أشعث سجستانی ( 275 ق ) مولف کتاب السنن این روایت را در باب « ما جاء في القيام » چنین نقل می کند : حدثنا الحسن بن علي وابن بشار ، قالا : ثنا عثمان بن عمر ، أخبرنا إسرائيل ، عن ميسرة بن حبيب ، عن المنهال بن عمرو ، عن عائشة بنت طلحة ، عن أم المؤمنين عائشة رضي الله عنها أنها قالت : ما رأيت أحدا كان أشبه سمتا وهديا ودلا ، وقال الحسن : حديثا وكلاما ، ولم يذكر الحسن السمت والهدى والدل ، برسول الله صلى الله عليه وسلم من فاطمة كرم الله وجهها : كانت إذا دخلت عليه قام إليها فأخذ بيدها وقبلها وأجلسها في مجلسه ، وكان إذا دخل عليها قامت إليه فأخذت بيده فقبلته وأجلسته في مجلسها . ( سجستانی , السنن , ج 2 , ص 522 ) . تحلیل : 1) از نگاه سجستانی این روایت از چنان اعتبار استواری برخوردار است که آن را مستند فتوای خود در کتاب فقهی او قرار داده است . این روایت در باب مناقب فاطمه (س ) بنت رسول الله ( ص ) در کتاب فضائل الصحابه نسائی ( 303 ق ) نیز با اندکی تفاوت در متن چنین روایت شده است : « ... أن عائشة أم المؤمنين قالت ما رأيت أحدا أشبه سمتا وهديا ودلا برسول الله صلى الله عليه وسلم في قيامها وقعودها من فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم قالت وكانت إذا دخلت على النبي صلى الله عليه وسلم قام إليها وقبلها وأجلسها في مجلسه وكان النبي صلى الله عليه وسلم إذا دخل عليها قامت من مجلسها فقبلته وأجلسته في مجلسها فلما مرض النبي صلى الله عليه وسلم دخلت فاطمة فأكبت عليه وقبلته ثم رفعت رأسها فبكت ثم أكبت عليه ثم رفعت رأسها فضحكت فقلت إن كنت لأظن أن هذه من أعقل النساء فإذا هي من النساء » (نسائی, فضائل الصحابة , ص 78 و : نسائی , السنن الکبری , ج 5 , ص 96 ). این حجر اسانید و طرق دیگر این روایت از دیگر محدثان اهل سنّت را گزارش کرده است و تردیدی در اصالت و اعتبار آن نکرده است ( ابن حجر , فتح الباری , ج 8 , ص 103 ) ؛ ذهبی , میسره راوی اصلی روایت را صدوق خوانده است ( ذهبی , سیر أعلام النبلاء , ج 2 , ص 127 ) . 2) بلندن شدن , بر پا خاستن یا به پا خاستن از جمله آیین ها و رسوم رایج در فرهنگ ها و ملل انسانی در هماره گذشته , حال و آینده تاریخ انسانی است . آیین به پا خاستن در مقابل اشخاص در فقه اسلامی به دلیل شرعی نیازمند است و سجستانی تلاش دارد که جواز و مشروعیت این مهم را در سنّت و سیره نبوی تبیین نماید زیرا آیات قرآن صریح در حکم نیستند از این رو ناگزیر باید جواز آن را در سنّت باز جست . شایان ذکر است بر پایه برخی از روایات از قیام در مقابل اشخاص به جز قیام بر جنازه مسلمان ( ابن ماجه , السنن , ج 1 , ص 492 ؛ ترمذی , السنن , ج 2 , ص 253 ) نهی و از جمله اسباب هلاکت و از شمار رسوم باطل امم پیشین بیان شده است ولی فقیهان سرآمدی از اهل سنّت این روایات را متروک و قابل استناد ندانسته اند ( هیثمی , مجمع الزوائد ومنبع الفوائد , ج 8 , ص 40 ؛ عظیم آبادی , عون المعبود شرح سنن أبي داود , ج 14 , ص 95 - 96) . ( ادامه : 👇👇 ) •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
شبیه پدر ؛ کارکرد فقهی سیره نبوی در رفتار با فاطمه (س) (قسمت دوّم) درنگی در روایت تصویر فاطمه (س) در نگاه عایشه 🖊علی راد 3) با توجه به عنوان باب مسئله و فرع فقهی این باب در کتاب السنن سجستانی بازیابی نصوص معتبر فقهی از سنّت و سیره رسول خدا ( ص ) برای جواز یا وجوب قیام هنگام ورود شخصیت برجسته ای در مجلس است. 4)در این باب سجستانی فقط دو روایت معتبر از سنّت و سیره نبوی را بازیابی و مستند فتوای فقهی خود قرار داده است . روایت اول « قوموا إلى سيدكم » از نوع قول و بیان نبوی است ولی روایت دوم از عایشه از نوع فعل و رفتار مستمر رسول خدا (ص) است . 5)مقصود از این قیام تکریم و تشریف شخص وارد بر مجلس است و بر منزلت والا و مهم وی حکایت دارد ؛ تعبیر سیادت به معنای شخصیت برجسته و متماز – در ساحت های متنوع سیاسی, فرهنگی, اجتماعی , معنوی و .... - در روایت نخست قید بسیار مهم در وجوب عمل به این رفتار است. 6)از سنّت قولی و سیره عملی رسول خدا این نکته استنباط پذیر است که به پاخاستن برای افراد شاخص و برجسته از الزامات اخلاقی و ادب اجتماعی اسلام است و سجستانی فقط یک مورد از التزام عملی رسول خدا ( ص ) در عمل به این آیین را در سیره آن حضرت معتبر دانسته است و آن هم قیام رسول خدا ( ص ) هنگام ورود فاطمه (س ) به محضر ایشان است . 7)با توجه به قید سیادت در روایت اول و قرینه بودن آن برای تفسیر روایت دوم , ملاک و مناط عمل به آیین به پاخاستن رابطه نسبی یا سببی با افراد نیست بلکه جایگاه سترگ و فاخر شخصیت دلیل اصلی آن است لذا قیام رسول خدا ( ص ) در مقابل فاطمه (س ) به دلیل رابطه دختری و پدری ایشان نیست و چنین رفتار و رویه ای از ایشان در مواجه با دیگر دختران و همسران آن حضرت گزارش نشده است . 8)علی رغم اعتبار و شهرت روایت عایشه شماری از فقیهان متاثر از پاردایم صحاح سته از توجه و استناد به این روایت در مسائل فقهی اعراض کرده اند اما پس از دوران گذار از این پارادایم بازگشت به این روایت در مسائل فقهی را شاهد هستیم و بر خلاف طرفداران این پارادایم , روایات متروک نهی از قیام بر انسان زنده را طرد و نقد کرده اند اما فقه اهل سنّت در دوره میانی هم سوی با اندیشه فقهی سجستانی نبوده است. 9)بایسته است فقیهان امامیه توجه به سیره نبوی در تعامل با فاطمه ( س ) در تحلیل مسائل و فروع فقهی مورد اهتمام ویژه قرار دهند . 10)افزون بر کارکرد فقهی رفتار رسول خدا ( ص ) , روایت عایشه بر همانندی شخصیت فاطمه (س ) با شخصیت پدر نیز دلالت دارد ؛ سبک و منطق گفتار , رفتار , کنش , سکوت , راه رفتن , شمایل , روش و سیرت فاطمه (س ) هم سان , همانند , هم رنگ , هم گون , هم تراز رسول خدا ( ص ) بود و این مهم فراتر از وراثت بر تأسی و همگون سازی فاطمه (س ) با رسول خدا ( ص ) به مثابه اسوه و نمونه انسان کامل بود . رسیدن به این تراز از همانند سازی به تلاش سخت , تکاپوی ژرف و مستمر در انطباق نیازمند است و فاطمه (س ) به خوبی از عهده آن بر آمد و عایشه نیز این حقیقت مسلم تاریخ را بیان کرد زیرا پس از رحلت نبوی فاطمه (س ) تنها شخصی بود که نُمود و تجلی رسول خدا ( ص ) بود . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
دست‌خط کم‌تر دیده شده از اجازه‌نامه تفسیری علامه طباطبایی به آیت‌الله مصباح به‌مناسبت سال‌روز ارتحال علامه طباطبائی رحمه‌الله جناب مستطاب عماد الأعلام آقای آقا شیخ محمدتقی مصباح دامت برکاته جلد پنجم تفسیر را اگر چنانچه وسائل چاپ فراهم شد مشغول تصحیح و غلط‌گیری بشوید. دیگر هیچ‌گونه مراجعه باین جانب لزوم نداشته و در تصحیح و اتّخاذ کمک و اجازه چاپ و غیره کاملاً مختارید والسلام علیکم محمدحسین طباطبائی 🆔 @Bonyadtarikh •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
بادیه‌نشینی به‌مثابه کنشی سیاسی؛ خوانشی تازه از احادیث نکوهش اعراب ✍️ علی راد , حامد دهقانی فیروز ابادی چکیده بادیه‌نشینی در احادیث گوناگونی با نکوهش روبه‌رو و هم‌تراز با کفر و شرک خوانده شده است. چاره‌اندیشی‌های اندیشوران مسلمان برای تفسیر چرایی این نگاه بدبینانه راهگشا نبوده و نتوانسته تبیینی منسجم از این احادیث ارائه دهند. این نوشتار با رویکردی تاریخی و با نگاهی پدیدارشناختی به مسئله‌ی «شهرنشینی» و بازخوانی انگاره‌ی «حرم و شهر خدا» در ذهنیت مردمان باستان آغاز می‌شود و در ادامه نتیجه می‌گیرد که چگونه زیستن در خارج شهرهای خدا، پیامدهای حقوقی ویژه‌ای داشته و آنها را به «شهروندانی درجه‌ی دو» تنزل می‌داده است. در عصر نزول جغرافیای سیاسی اسلام محدود به شهرهای مسلمان‌نشین می‌شده و سکونت گزیدن در بادیه به معنای اعتزال و دوری‌گزینی از نظم سیاسی حاکم بر شهر بوده است. تعرّب و بادیه‌نشینی، دست‌کم در عصر نزول و کمی پس از آن، کنشی سیاسی برای فرار و خروج از حوزه‌ی ولایت و اقتدار حکومت اسلامی بوده، ازاین‌رو در شمار گناهان کبیره جای گرفته و هم‌تراز با کفر و شرک دانسته شده است. کلیدواژه‌ها: اعراب , بادیه‌نشینی , تعرّب بعد الهجره , شهر خدا , حرم الله . لینک : https://www.sfhadith.ir/article_209528.html •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
غلو در میراث اهل سنّت ( 01) مورد مطالعه : غلو اهل حدیث درباره بخاری ✍️علی راد اهل حدیث به دلیل ناتوانی از تقابل با جریان رأی گرای فقهی , عقل گرای معتزلی و رهیافت های انتقادی علیه مبانی اعتبار احادیث ناگزیر شد از جوامع حدیثی , مشایخ اهل حدیث چهره ای قدسی و نقد ناپذیر ترسیم کند , باب هر گونه نقد و پرسش درباره شخصیت و میراث ایشان را مسدود نمود تا به مدد ترکیب غلو با قداست , نوش دارویی پس از مرگ اندیشه حدیث برای خود فراهم آورد. هیمنه تعصب و تصلب اندیشه در گفتمان فکری قرن دوّم و سوّم هجری نیز به تشدید غلوگرایی در طیف های مختلف این گفتمان کمک نمود , فضایی تیره و تار از شخصیت و تراز دانایی بزرگان فقه , حدیث و کلام در این روزگار فراهم آورد. در این میان توسعه مذهب فقهی - کلامی ابوحنیفه در گستره جغرافیای سیاسی دولت عبّاسیان زمینه حسادت علیه شخصیت و اندیشه های ابوحنیفه را نزد اهل حدیث برانگیخت , فضایی شکننده , غبارآلودو سیاه از فضائل تراشی درباره ابوحنیفه از یک سو, غلو و اغراق درباره ابن حنبل و مشایخ اهل حدیث از سوی دیگر ایجاد نمود ( نک : امینی , الغدیر , « قصص في مناقب الإمام أحمد ») , فضیلت تراشی تا حدی به اوج رسید که تردیدی در دروغ بودن آنها نبود , از جمله مشهورترین این فضایل برساخته اسطوره داوری بر اساس مذهب ابوحنیفه از سوی عیسی (ع) در آخرالزمان است. علامه امینی با استناد به آثار ملا علی قاری در ترسیم این فضا چنین می نویسد : « وقد أطنب الشيخ علي القاري في رد هذه الأسطورة بعدة صحائف إلى أن قال في ص 230 : ثم إن مثل هؤلاء لفرط تعصبهم وعنادهم ليس مطمح نظرهم إلا تفضيل أبي حنيفة ولو بما لا أصل له، ولو بما يؤدي إلى الكفر وليس عندهم علم بفضائله الجمة التي ألفت فيها الكتب فيرضون بالأكاذيب والافترائات التي لا يرضاها الله ورسوله ولا أبو حنيفة نفسه، ولو سمعها أبو حنيفة رضي الله عنه لأفتى بكفر قائلها وفي فضائل أبي حنيفة المقررة المحررة كفاية لمحبيه ولا يحتاج في إثبات فضله إلى الأقوال الكاذبة المفتراة المؤدية إلى تنقيص الأنبياء، ومن العجائب إنه وقع للقهستاني مع فضله وجلالته شئ من ذلك فقال في شرح خطبة النقابة : إن عيسى إذا نزل عمل بمذهب أبي حنيفة كما ذكره في الفصول الستة .» ( همان ). در امتداد منازعات اهل حدیث با اهل رأی است که طرفداران ابوحنیفه او را چنان تفضیل و ترفیع بخشیدند که افتخار پیامبر اکرم (ص) به ابوحنیفه به دلیل دانایی ویژه او به شریعت اسلام , یکی از سرفصل های کتاب غلو و اغراق ابوحنیفه بود: « النبي يفتخر بأبي حنيفة : عن رسول الله صلى الله عليه وآله أنه قال : إن سائر الأنبياء تفتخر بي ، وأنا افتخر بأبي حنيفة ، وهو رجل تقي عند ربي ، وكأنه جبل من العلم ، وكأنه نبي من أنبياء بني إسرائيل ، فمن أحبه فقد أحبني ، ومن أبغضه فقد أبغضني . وعنه صلى الله عليه وآله : إن آدم افتخر بي ، وأنا أفتخر برجل من أمتي اسمه نعمان ، وكنيته أبو حنيفة ، هو سراج أمتي . أسلفنا الروايتين مع جملة مما اختلقته يد الغلو في الفضائل لأبي حنيفة في الجزء الخامس ص 239 - 241 وذكرنا هنالك إن أمة من الحنفية بلغت مغالاتها فيه حدا ذهبت إلى أعلميته من رسول الله صلى الله عليه وآله في القضاء ». ( امینی , الغدیر, ج 11 , ص 127 –218 ) . این غلو فاحش ( به تعبیر علامه امینی) پیشینه کهن در گفتمان عامّه دارد : « الغلو الفاحش : هاهنا ننهي البحث عن المغالاة في مناقب الخلفاء ، ويهمنا عندئذ أن نوقف القارئ على شرذمة قليلة من الكثير الوافي مما نسجته يد الغلو من قصص الخرافة ، وما لفقته الأهواء والشهوات من فضائل أناس من القوم منذ عهد الصحابة وهلم جرا ، ونلمسك باليد الغلو الفاحش» ( امینی , الغدیر, ج 11 , ص 103 ) . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
غلو در میراث اهل سنّت (02) مورد مطالعه : غلو اهل حدیث درباره بخاری ✍️علی راد طرفه اینکه اهل حدیث و عامّه , شیعیان را به دلیل باورمندی به فضایل امامان خود که تفاوتی بنیادین و جوهری با صحابه و تابعین در شناخت اسلام دارند , متهم به غلو و رفض می کردند حال اینکه خود موسس غلو , بهره مند از وضع در پیشبرد آن بودند : « فهلم معي إلى أناس يشنعون على الشيعة باثبات تلكم النسب ويقذفونهم بالغلو والكفر والشرك وهم يثبتونها لغير واحد من أولياءهم ، وذكروا أضعاف ما عند الشيعة من تلكم الفضائل المرمية بالغلو في تراجم العاديين من رجالهم ، ونشروها في الملأ واتخذوها تاريخا صحيحا من دون أي غمز وإنكار في السند ، ومن غير مناقشة و نظرة صحيحة في المتون ، كل ذلك حبا وكرامة لأولئك الرجال ، وحب الشئ يعمي ويصم ، وهذه السيرة مطردة فيهم منذ القرن الأول حتى اليوم ، ولا يسع لأي باحث رمي أولئك المؤلفين الحفاظ بالضلال والشرك والغلو وخروجهم عما أجمعت عليه الأمة الإسلامية كما هم رموا الشيعة بذلك ، على أن الباحث يجد فيما لفقته يد الدعاية والنشر ، ونسجته أكف المخرقة والغلو في الفضائل ، عجائب وغرائب أو قل : سفاسف وسفسطات ، تبعد عن نطاق العقل السليم ، فضلا عن أن تكون مشروعة» ( امینی , الغدیر, ج 7 , ص 72 – 73 ) . بنابر این غلو و اغراق درباره جایگاه بخاری ریشه در گفتمان جدل – نزاع اهل حدیث با جریان های دگر اندیش دارد , رویکرد غلو آمیز درباره بخاری در تحلیل گفتمان کاوی بر آوای متعارض خود دلالت دارد و تلاش می کند از طریق اغراق درباره شخصیت بخاری آن را کتمان کند . این صدای متعارض رویکردی سلبی و انتقادی به شخصیت بخاری داشت, معتقد بود بخاری پژوهش گری بیش در عرصه حدیث نبود , در فقاهت و اجتهاد سَر رشته نداشت. اهل حدیث روزگار بخاری که در اثر با نقدهای جریان معتزله و اهل رأی جایگاه اجتماعی و مرجعیت علمی خود را از دست داده بود به دنبال روزنه امیدی بعد از مرگ ابن حنبل بود. در این فضای شکننده نفی و نقد علیه اهل حدیث شخصی چون بخاری که به گردآوری احادیث در ساختاری جدید همت گماشته بود با همه کاستی و آسیبی های که داشت , روزنه امیدی بود به ویژه اینکه بخاری ادعا داشت که در این اثر اندیشه رأی گرا و دیگر منتقدان دگر اندیش اهل حدیث به ویژه ابوحنیفه را نقد کرده است . از این رو اهل حدیث پس از مرگ ابن حنبل و نا کامی او در احیای دوباره جایگاه اهل حدیث به بخاری و کتاب الجامع الصحیح او پناه آوردند و چنین پنداشتند که در سایه این کتاب می توانند به تداوم حیات اجتماعی هویت خود ادامه دهند . برای این مهم غلو و اغراق درباره بخاری و کتاب او تنها راهی بود که به ذهن ایشان رسید تا بتوانند از این طریق به شهرت یافتن بخاری از یک سو و هویت بخشی به اهل حدیث از سوی دیگر کمک کنند و جایگاه از دست رفته خود در گفتمان علمی را بازیابی نمایند . غلو درباره بخاری به ابزارهای متناسب با خود نیاز داشت که مهم ترین آن جعل و وضع متون و روایات تاریخی درباره شخصیت اسطوره¬ای بخاری بود تا تصویری از او ارائه کند که بتواند به مقابله با اندیشه های ابوحنیفه برخیزد , برای این مهم ناگزیر شدند که حلقه علمی برای بخاری با حضور بیش از بیست هزار شاگرد بتراشند , گسترده نفوذ اندیشه های بخاری را به گستره جغرافیای دولت عباسی در تقابل با سرعت , هیمنه و رشد فقه ابوحنیفه ترسیم نمایند حال اینکه هیچ کدام از این ادعاها را در تاریخ نمی توانیم ردیابی و اثبات کنیم. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad