eitaa logo
طومار نقد
742 دنبال‌کننده
1هزار عکس
127 ویدیو
138 فایل
مطالعات فقه، تفسیر و حدیث امامیه ارتباط با ادمین: @OstadAliRad
مشاهده در ایتا
دانلود
افسانه بیست هزار شاگرد بخاری ✍️ علی راد هر چند مبارکفوری فراوانی شاگردان بخاری را بالغ بر بیست هزار نفر می داند, فهرست بلندی و شرح و حال مفصّل از ایشان می آورد, بر خلاف ادعای خود با این کار به بزرگ نمایی بخاری می پردازد لکن شیفتگی او به بخاری او را دچار سُکر غفلت و سهو نسیان کرده است , برخی از سویه های غفلت و تجاهل او چنین است : ❄️ الف). در دوره حضور بخاری در بغداد بزرگترین مکان برای برگزاری حلقات علمی و جلسات مسجد جامع این شهر بود که به دستور ابوجعفر منصور خلیفه عباسی هم زمان با تاسیس شهر بغداد در سال 146 هجری و در کنار کاخ طلایی منصور معروف به قصر الذهب ساخته شده بود . این مسجد در دوره هارون الرشید در سال 196 هجری بازسازی و توسعه یافت , این مسجد به جامع بغداد شهرت یافت , تدریس در جامع بغداد ویژه مشاهیر نامدار یا اساتیدی بود که خلیفه به ایشان دستور داده بود , روشن است که فقط فقیهان , محدّثان , شاعران و دانشیان همگرا با اندیشه سیاسی عبّاسیان امکان تدریس در این جامع بغداد را داشتند , دستگاه خلافت نیز از دانشیان نامدار هم گرا با رویکرد خود در تثبیت مشروعیت سیاسی خود بهره می برد . داشتن کرسی و حلقه علمی در جامع بغداد به شرایط ویژه¬ای نیاز داشت, برای بخاری از دوران مامون تا متوکل عبّاسی چنین مجوز علمی گزارش نشده است , بخاری در هیچ واقعه سیاسی یا غیر آن با دولتمردان عباسی دیدار یا گفتگویی نداشت و هماره از سیاست گریزان بود از این رو زمینه آشنایی خلفای عباسی با بخاری فراهم نبود. از سوی دیگر بخاری از آنچنان شهرتی و اقبال اجتماعی نیز برخوردار نبود که دستگاه خلافت بخواهد از مرجعیت دینی و نفوذ مردمی او برای اندیشه های خود بهره بود زیرا با وجود ابن حنبل و دیگر محدّثان نامدار زمینه فرهنگی و اجتماعی اقبال به سوی بخاری فراهم نبود . با توجه به فقدان چنین زمینه های فکری- سیاسی , علمی و اجتماعی بسیار عادی و طبیعی است که بخاری در مسجد جامع بغداد کرسی و حلقه علمی نداشته باشد , در منابع تاریخی نیز برای بخاری حلقه ای در جامع بغداد ذکر نشده با شد. این در حالی است که منابع تاریخی حلقات علمی فقیهان و محدّثان نامدار حنابله در این مسجد را گزارش کردند. برای نمونه حلقات علمی ابوبکر نجاد از فقیهان حنبلی در این مسجد اینگونه گزارش شده است که وی در روزهای جمعه در جامع بغداد دو حلقه علمی , یکی قبل از نماز برای فتوا و دیگری بعد از اقامه نماز جمعه برای املاء حدیث داشت و مردم فراوانی در حلقه وی حضور می یافتند. ❄️ ب). در مصادر تاریخی - جغرافیایی مساحت اصل جامع بغداد و صحن¬های پیرامون آن چنان بزرگ و وسیع گزارش نشده است که ظرفیت حضور بیست هزار نفر انسان را در خود داشته باشد. برای حضور این تعداد انسان در یک مکان به مساحتی بیش از بیست هزار متر مربع نیاز است البته با قبول این پیش فرض که هر کدام در کنار هم و به شکل صف های فشرده پشت سر هم نشسته باشند , سقف و ستون های فراوان , طول و عرض مناسب زمین احداث چنین مکانی نیز از جمله الزامات فیزیکی ساخت آن است , چنین مکانی مسقّفی در بغداد قرن سوّم وجود نداشت . ❄️ ج). در منابع تاریخی برای مشایخ نامدار بغداد چه قبل و چه بعد از بخاری بیست هزار شاگرد گزارش نشده است , این عدد به طور معمول برای بیان شوکت و عظمت یک سپاه ( همانند سپاه معاویه در اعزام با جنگ با ازارقه ) گزارش شده است که برای فتح و مبارزه با دشمن عازم مناطق وسیع می شدند, رتق و فتق امور این تعداد از انسان امری بسیار دشوار است آن هم در مسجدی که با محدودیت فضا مواجه بود. در داستان تشییع و تدفین ابن حنبل در بغداد این تعداد جمعیت انسانی گزارش نشده است , چگونه ممکن این اشخاص برای درس بخاری جمع شده باشند؟ پاسخ روشن است که چنین جمعیتی از اهل حدیث در بغداد حضور نداشت! د). روایت بیست هزار شاگرد بخاری فقط در کتاب تاریخ بغداد گزارش شده است و از جمله متفردات تاریخی او به شمار می آید که در منابع بعدی راه یافته است. غلوگرایی تاریخ نگاران محلی به ویژه خطیب بغدادی در تاریخ بغداد آشکار است. او به تک داده های تاریخی بسنده می کند که بغداد قرن سوّم هجری را ابر شهر و آرمان شهر جهان اسلام نشان دهد لکن به لوازم و پیامدهای گزارش های سوگیرانه خود از بغداد توجه ندارد, از نقد و اعتبار سنجی این اخبار چشم پوشی می کند! . 👇👇 🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
❄️ه). راوی به ابزار و روش شمارش این تعداد شاگرد در مجلس بخاری اشاره نکرده است , روشن نیست که معیار وی در این سرشماری چه بود, او چگونه توانسته است که به این دقت تعداد شاگردان حاضر در جلسه بخاری را ثبت و ضبط نماید؟ اعتبار معیارها و ابزارهای سنجش او روشن نیست لذا نباید به این عدد اعتماد نمود. بنا بر این عدد بیست هزار برای شاگردان بخاری معنای حقیقی ندارد , این عدد مفهوم ریاضی ندارد , کاربرد آن در معنای مجازی یا کنایی کثرت نیز با چالش مواجه است زیرا در کاربردهای عرب زبانان شیوع ندارد , به طور معمول برای کثرت از هزار استفاده می کند و بیست هزار را به کار نمی برند . مبارکفوری از این اصل مهم در نقد تاریخی روایت بیست هزار شاگرد بخاری غفلت ورزیده است که چگونه این بیست هزار شاگرد در حلقه بخاری حضور می¬یافتند؟ این حلقه از چه مساحت وسیع و گسترده ای بود که این تعداد شاگرد را در خود جای می-داد؟ این عدد با آمار جمعیتی نخبگان حدیث پژوه قرن سوّم هجری چگونه قابل جمع هست؟ آیا در قرن سوّم هجری بیست هزار نخبه زبده در حدیث پژوهی اثبات پذیر است؟ روند الحاق این تعداد اشخاص به جمع شاگردان بخاری چگونه تصویر پذیر است؟ •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
شصت و چهارمین شماره نمایه نشریات تخصصی دینی منتشر شد. شصت و چهارمین شماره نمایه نشریات تخصصی دینی در یازده گرایش اخلاق و عرفان، ادیان و مذاهب، اقتصاد و مدیریت، تاریخ اسلام، علوم تربیتی و اجتماعی، علوم سیاسی، علوم قرآن و حدیث، فقه اصول و حقوق، کلام و معارف عقلی، مهدویت، کلیات، علوم اسلامی و انسانی منتشر شد. صفحه نمایه نشریات https://B2n.ir/t18670 شایان ذکر است این نمایه قابلیت دسترسی و لینک شدن به سایت نشریات از طریق تصویر و آدرس سایت هر نشریه را فراهم کرده و پژوهشگر می تواند مقالات انتخابی خود را بصورت رایگان دریافت نمایید. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
چهار استاد در یک قاب عکس روستای فریمان •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
نارَوایی استعاره و مجاز در تاریخ نگاری نقدی بر رهیافت غلو آمیز مبارکفوری درباره بخاری ✍️ علی راد کاربرد استعاره , تشبیه و ایهام در کتاب های سیره و تاریخ رَوا نیست , یک اثر تاریخی بایستی پیراسته از فنون و صنایع بلاغی باشد زیرا کاربرد آنها به اختلاف و کژتابی متون تاریخی می انجامد, درک و فهم مقصود تاریخ نگار را دشوار می نماید , اصالت و اعتبار تحلیل و داوری تاریخی را مخدوش می سازد , نفوذ اغراق و غلو در تاریخ را تسهیل می کند, تاریخ را از واقع نمایی به سوی اسطوره سازی سوق می دهد , به انقلاب و وارونگی در روایت تاریخی و ظهور تناقضات در واقعیت های تاریخی می انجامد. اهمیت و لزوم رعایت این اصل زمانی دو چندان می شود که تاریخ نگار در مقام روایت و تحلیل , واقعه مهم از حیات و اندیشه یک شخصیت باشد ؛ واقعه ای چون مدرسه بخاری که با جایگاه اجتماعی و تراز علمی بخاری در گفتمان اهل حدیث اهمیت زیادی دارد , نفی و اثبات وجود چنین مدرسه ای می تواند مسیر سیره نگاری بخاری را دگرگون کند. مبارکفوری نباید در چنین موضوع مهم از حیات بخاری , به استعاره و مجاز روی می آورد و اگر به هر دلیلی ناگزیر از آن بود باید به اصول آن التزام داشت . استعاره مبارکفوری با مولفه های استعاره ادبی نیز انطباق ندارد زیرا الگوی ذهنی او از حلقه علمی با مصداق تاریخی حلقات مشاهیر علوم اسلامی تفاوت دارد و شرط تشابه میان معنای حقیقی و مجازی از اصول استعاره ادبی است که در استعاره مبارکفوری از مدرسه و حلقه علمی وجود ندارد. مبارکفوری از واژگان حلقه و مدرسه در عبارت استعاری خود معنایی را اراده کرده است که با معنای اصطلاحی و حقیقی ایندو در تاریخ علم مسلمین پیوندی ندارد . مبارکفوری با مجاز گرایی افراطی مدرسه بخاری را از لحاظ حدود جغرافیایی چنان گسترده و بزرگ تصویر کرده است که به خانه ها اعیانی بزرگان و پادشاهان مانند است که درب های متعددی برای ورود و خروج داشتند حال اینکه قصر پادشاهان نیز از چنین تعدد و تکثری در درب ها برخوردار نبودند , مدارس بزرگ جهان اسلام نیز بیش از دو یا سه درب نداشتند . در معنای استعاری مبارکفوری از مدرسه بخاری , این مدرسه از چنان تنوع در ارائه دروس برخوردار بود که در نوع خود شگفت انگیز بود زیرا فقط یک استاد به شکل موازی و هم زمان ( که محال است ) یا به شکل متوالی و نا متوازن به دانش پژوهان بسیار فراوان آن تدریس می کرد یا اینکه در هر یک از حلقات آن شاگردان برجسته استاد به نمایندگی از وی , آثار و افکار او را تدریس می کردند و استاد بر روند تدریس ایشان نظارت علمی داشت! چنین تصویری از این مدرسه و استاد آن در تاریخ علم وجود ندارد , فقط به مدد استعاره شاعرانه است که می توان آن را در ذهن خیال انگیز شاعر تصویر نمود . چنین مدرسه ای در واقعیت تاریخی نه به واقعیت پیوسته است و نه در منابع تاریخی چنین مدرسه ای برای بخاری ادعا شده است! استعاره و مجاز هر چند می تواند در نمایاندن برخی از ناگفته ها و ابعاد پنهان کارآمد باشد لکن نباید به انقلاب واقعیت و وارونگی تاریخ بینجامد لکن استعاره مبارکفوری از مدرسه چند درب بخاری به این آسیب اغراق و غلو دچار است. حلقات علمی معاصر و پیش از روزگار بخاری بر مدار و محور استاد تشکیل می شدند , دارای چندین درب ورودی نبودند , هیچ درب مشخص و معینی برای آنها وجود نداشت , غالباً در مساجد جامع و بزرگ تشکیل می شدند , مدارس علمی ساختاری متمایز از حلقات علمی داشتند , عطف یا ادغام حلقه در مدرسه با تاریخ حلقات علمی و پیشینه تاسیس مدارس علمی در تاریخ و فرهنگ مسلمانان ناسازگار است •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️سخنان عجیب و تکان دهنده آیت الله جوادی آملی به نقل از علامه طباطبایی : در حوزه های علمیه از منابع اربعه استنباط احکام نه قرآن ملاک است نه سنت ملاک است نه عقل ملاک است و نه اجماع فقط قول مشهور و فهم فقها ملاک است و بس! •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
سیطره قداست بر اندیشه ✍️ علی راد این واقعیت در تجارب زیسته انسانی انکار ناپذیر است که گاهی پژوهشگران به دلیل سیطره شهرت علمی و سلطه قداست شخصیتی , ناآگاهانه حق پرسیدن و ارزیابی اندیشه های وی را از خود سلب نموده , تقلید را به جای تحقیق نشانده و حقیقت را در مسلخ قداست و شهرت سر بُریدند . متاسفانه این رویه از گذشته تا کنون در میان برخی از دانشوران علوم اسلامی رایج بوده و هست . عبد القاهر جرجانی ( 417 ق ) اعجاز پژوه نامدار قرن پنجم هجری در این که چگونه شهرت و قداست افراد موجب انسداد بحث , گفتگو , نقد و نظر از اصالت و اعتبار آرای باطل ایشان می¬شود , سخنی نغز و تامل برانگیری دارد : « و اعلم أن القول الفاسد و الرأى المدخول ، إذا كان صدره عن قوم لهم نباهة ، و صيت و علو منزلة فى أنواع من العلوم غير العلم الذى قالوا ذلك القول فيه ، ثم وقع فى الألسن فتداولته و نشرته ، و فشا و ظهر ، و كثر الناقلون له و المشيدون بذكره ، صار ترك النظر فيه سنة، و التقليد دينا ... و كم من خطأ ظاهر و رأى فاسد حظى بهذا السبب عند الناس، حتى بوّءوه فى أخص موضع من قلوبهم، و منحوه المحبة الصادقة من نفوسهم ‏» (جرجانی, الدلائل, ص 464). آری , راستی که جرجانی درست گفته است که شهرت کاذب و قداست پوشالی , بزرگ نمایی بدون دلیل افراد , خطاهای ایشان را از دید ناقدان پنهان میسازد , سراب را جایگزین واقعیت میکند , آثار و اندیشه¬های این افراد را چنان استوار و مقبول می نمایاند که هر گونه اقدام نقد ایشان را امری ناروا و مردود میشمرد . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
لزوم نقد پارادایم های منتقله در میراث حدیثی - تفسیری امامیه ✍️علی راد پارادایم های تفسیری, اجتهاد و خوانش انسانی از قرآن است, بنابراین قداست ذاتی و اعتبار ابدی ندارند و نقد پذیرند. سلطه و سیطره یک پارادایم زمانی مقبول و توجیه پذیر است که ضمن داشتن اصالت و اعتبار علمی از فرایند نقد علمی و تاریخی به سلامت عبور کرده و خلوص و وزانت علمی خود را اثبات نماید. بنابراین پارادایم¬هایی که فاقد این ویژگی باشند و صرفاً متکی بر پشتوانه¬های اجتماعی, سیاسی و تعصبات مذهبی سلطه و سیطره خود را توسعه و تثبیت نموده باشند, فاقد عیار لازم در تفسیر قرآن هستند. از جمله اینها, پارادایم¬های منتقله از سایر مذاهب و جریان¬های فکری در میراث و منابع فکری شیعه هستند که در ابتدا در قالب احادیث و طی فرایندی خاص به میراث امامیه منتقل یا وارد شدند و سپس مبنای نظریه یا آموزه قرار گرفتند. محققان امامیه این احادیث را اخبار دخیله یا منتقله نامیده و در اعتبار و انتساب آنان به معصومان تردید جدی دارند؛ گاهی نیز از تعبیر الروایة الواردة برای بیان تضعیف متون نقل شده از طریق غیر امامی بهره بردند . انتقال این احادیث و آموزه¬ها در عصر حضور معصومان به دلیل سیطره و سلطه فرهنگی- سیاسی سلطه پارادایم¬های غیر شیعی در جامعه علمی آن روزگار بود که ائمه با آگاهی کامل و با استفاده از ظرفیت آموزه تقیه به هم گرایی ظاهری با پارادایم غالب پرداختند لکن تشخیص آنان بر اصحاب اهل نظر و دقت ایشان میسور بود و فقیهان امامیه نیز با تکیه بر قواعدی خاص به تمییز گزاره¬های تقیه آلود پرداختند که البته میان فقهای قدماء و متاخر امامیه در تشخیص و حمل روایت بر تقیه اختلاف مبنا نیز وجود داشت و این در تکثیر شمارگان روایات موصوف به تقیه اثر گذاشت . بر خلاف آنچه برخی می پندارند همه مذاهب اسلامی اعم از مالکی, حنبلی, شافعی, حنبلی, ظاهری, طبری, زیدی, خوارج, ظاهری, وهّابی بر مشروعیت تقیه اتفاق نظر دارند و بر صحّـت آن از قرآن, سنّت و اجماع استدلال کردند لکن شیعه اثنی عشریه به دلیل شرایط خاص تاریخی که رنج و ستم بر امامان, اصحاب و پیروان ایشان تحمیل شد و شیعه بودن نوعی گناه تلقی شد, در عمل به تقیه بیش از سایر مذاهب اسلامی شهرت یافت . فرایند دیگری که زمینه را برای انتقال پارادایم های غیر شیعی در میراث امامیه فراهم کرد ارتباطات فرهنگی و حدیثی راویان و مشایخ حدیثی امامی با راویان و مشایخ حدیثی سایر مذاهب بود که از برایند آن بخشی از احادیث و آموزه¬های آنان در میراث شیعی نقل شد. گزارش این احادیث نه به معنای تایید یا انتساب آنها به معصومان بلکه فقط به عنوان فعالیت حدیثی مرسوم میان محدثان بود؛ نمونه روشن آن ارتباط و تعامل حدیثی شیخ صدوق از محدثان بزرگ امامیه با برخی از مشایخ عامه است که زمینه راهیابی برخی از احادیث عامه در تصانیف حدیثی این محدّث را فراهم آورد و سپس از طریق آثار وی در سایر میراث روایی انعکاس یافت. به همین سان شیخ طوسی نیز از برخی محدثان غیر امامی روایاتی را در آثار خود گزارش کرده است که هم سوی با نگره زیدیان است . البته گزارش این احادیث از سوی محدثان و فقیهان شیعه نه به عنوان اعتقاد و تایید مضمون آنها بلکه فقط به عنوان یک سنّت و رسم رایج میان محدثان است؛ از این رو محققان امامیه توجه به این مهم را یکی از اصول مهم در رفع تعارض میان احادیث موجود در آثار این محدثان با فتاوای آنان دانسته¬اند . افزون بر شرایط تقیه, تعامل حدیثی امامیه با مشایخ عامه, عوامل دیگری چون اختلاط راویان در انتساب حدیث, دس و وضع جریانهای انحرافی در میراث حدیثی شیعه نیز انتقال احادیث غیر امامی در منابع شیعه نیز موثر بود. بنابراین احادیثی که از طریق این عوامل در منابع حدیثی و تفسیری شیعه ظهور یافتند, فاقد اصالت و مرجعیت تفسیری هستند و نباید عیار در تفسیر قرآن قرار بگیرند لکن گاه کشف ویژگی منتقله بودن این پارادایم ها ممکن است مغفول مانده باشد. آموزه تقیه در اندیشه شیعه بر این مهم تاکید دارد که زمینه¬ها و شرایط سیاسی- فرهنگی عصر معصومان به دلیل سلطه و سیطره فکری در صدور احادیث امامان شیعه اثرگذار بودند و به ادوار بعدی نیز منتقل شده است؛ بر تفسیر پژوه بایسته است که پارادایم اصیل شیعی را از پارادایم¬های منتقله از سایر جریان¬ها و مذاهب تفکیک نماید و از استناد و ارجاع به پارادایم منتقله در تفسیر آیات خودداری نماید. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 معنای مجتهد در بیان آیت‌الله‌ جوادی آملی «...مجتهد آن عالمی نيست که اقوال ديگران، آراء ديگران را خوب بداند، درس گفته باشد و حفظ کرده باشد، مجتهد کسی است که در دلش چشمه باشد که اين حرفها از قلبش بجوشد. اين معنای اجتهاد است...» 🗓درس خارج فقه قضا و شهادت جلسه ۱۱۵ 🆔 https://eitaa.com/ijtihad
مسکوت در منابع تاریخ نگاری محلی نقدی بر انگاره مدرسه بخاری (01) ✍️ علی راد فقدان شواهد تاریخی و سکوت معنا دار منابع تاریخ نگاری محلی , سیره نویسان , گزارشهای شاگردان بخاری در اشاره به وجود اصل چنین مدرسه¬ای , خود دلیلی است بر اینکه بر خلاف ادعای مبارکفوری بخاری اساساً چنین حلقه علمی و مدرسه¬ای نداشت. برهان سکوت تاریخی ( لو کان لبان/ لشاع ) در نفی وجود تاریخی مدرسه بخاری بسیار کارآمد است و بر اساس معیارهای نقد تاریخی اعتبار استدلال به آن در این مسئله موّجه و مقبول است . بر پایه برهان سکوت که اگر انگاره حلقه و مدرسه بخاری واقعیت تاریخی داشت , نشان , خبر و اثری از آن در منابع تاریخی باقی می ماند , حال که چنین نیست پس از اصل و اساس چنین چیزی وجود نداشت لذا رهیافت نفی وجود تاریخی این مدرسه از کفایت و اقناع علمی لازم برخوردار است تا زمانی که خلاف آن اثبات شود و تا کنون خلاف آن بر اساس شواهد تاریخی معتبر اثبات نشده است. ممکن است در رد یا تضعیف استدلال به برهان سکوت در نفی وجود تاریخی حلقه علمی و مدرسه بخاری چنین گفته شود که استدلال به برهان سکوت از مغالطات است زیرا این احتمال وجود دارد که مدرسه بخاری وجود تاریخی داشت لکن اسناد و مدارک تاریخی آن در اثر علل یا حوادثی از بین رفت و به منابع تاریخی قرن چهارم انتقال نیافت یا جریان مخالفان و منتقدان اهل حدیث به ویژه بخاری همه آن اسناد و مدارک تاریخی را از بین بردند لذا نباید وجود آن را انکار کرد زیرا فقدان سند تاریخی درباره این مدرسه به معنای عدم یا نفی وجود تاریخی آن نیست. در پاسخ به این اشکال و رد این احتمال کافی است به این نکته توجه نشان داد که تاریخ نگاران , به کوچکترین حوادث زندگی علمی و شخصی بخاری در طول بیش از پنج دهه پرداخته اند , از یادکرد جزئیات زندگی خصوصی بخاری فرو گذار نبودند , از خرید کنیز , چند وچون غذا خوردن , بیماری , حمام رفتن , نماز شب , نیش زدن زنبور هنگام نماز , زهد , خانه ساختن , تیر اندازی , دعاها و نفرین ها , چگونگی مرگ , برکات قبر بخاری , روایت ها و داستان هایی نقل کردند که اهمیت آنها در مقایسه با اهمیت توجه به جزئیات کرسی و حلقه علمی بخاری در مدراس او ناچیز است. برخی از حوادث چون خرید کنیز یا نیش زدن زنبور هنگام نماز بیش از یکبار در زندگی بخاری اتفاق نیفتاد لکن شواهد و مدارک تاریخی آنها از دید شاگردان و معاصران بخاری مغفول نماند و مستندات و اخبار آنها به مصادر تاریخی راه یافت. آن گونه که ابن حجر عسقلانی (در دو کتاب مقدمه فتح الباری و تغلیق التعلیق) و ذهبی در آثار رجالی و تاریخی خود با استناد به کتاب شمائل البخاری ابوجعفر ورّاق به ذکر جزئیات این داستانها پرداخت. محمد بن ابی حاتم معروف به ابوجعفر ورّاق از جمله جمله اشخاص بسیار نزدیک به بخاری بود . او کتابدار , ناسخ و ورّاق ویژه کتاب های بخاری و هم چنین از ملازمان بخاری در سَفر و حَضر او پس از بازگشت از بغداد بود . لقب نحوی از شهرت و تخصص او در ادب عرب حکایت دارد . گزارش های متعددی از وی درباره دوران تالیف آثار بخاری در منابع تاریخ , تراجم و رجال وجود دارد . ابوجعفر از دوران کودکی تا مرگ بخاری با او همراه بود و مهمترین وظیفه او کتابت و استنساخ بود . او بر پایه املای بخاری احادیث را کتابت می نمود , در قالب ساختار کتاب تنظیم می¬کرد و از روی آن نیز استنساخ می نمود لذا به دلیل کتابت و استنساخ نگاشته های حدیثی بخاری به وراق البخاری نیز شهرت یافت . ابن حجر در بیان رابطه او با بخاری چنین می نویسد : « وأبو جعفر كان يورق للبخاري أن ينسخ له وكان من الملازمين له والعارفين به و المكثرين عنه » . کتاب شمائل البخاری یا مناقب البخاری تالیف ابوجعفر ورّاق است . موضوع این کتاب شرح و حال محمد بن اسماعیل بخاری است و حجم بزرگی در حد دو کراسه داشت . عمده گزارش¬های تاریخی از جزئیات سفرهای حدیثی بخاری از او نقل شده است. خطیب بغدادی و ذهبی از این اثر در نگارش شرح و حال بخاری فراوان بهره جسته اند . این کتاب نقش بسیار مهم و پر رنگی در تصویر پردازی از شخصیت بخاری در کتاب های شرح و حال نگاری بخاری گذاشت . کتاب الشمائل البخاری اخیراً بر پایه روایات کتاب تاریخ بغداد خطیب بغدادی و آثار شمس الدین ذهبی بازیابی و منتشر شده است .👇👇 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
مسکوت در منابع تاریخ نگاری محلی نقدی بر انگاره مدرسه بخاری (02) ✍️ علی راد حال چگونه ممکن است تدریس روزمره بخاری در حلقات علمی او در فرا دید چند صد نفر از شاگردان و مردمان عادی برگزار بشود ولی اخبار آن به مصادر تاریخی راه نیافته باشد! مخالفان بخاری از جریان های عقلگرا , رأی گرا , حدیث ستیز , ... چگونه توانستند تاریخ شفاهی حضور بخاری در این شهرها را از حافظه ها و سینه ها و خاطرات مردمان این شهرها حذف کنند؟ چرا پس از افول قدرت مخالفان بخاری , طرفداران او دوباره به ثبت و روایت شواهد تاریخی مدرسه بخاری اهتمام نورزیدند؟ چرا سانسور مخالفان از سوی طرفداران بخاری به عنوان یک اقدام غیر اخلاقی در منابع تاریخی بازتاب نیافت؟ چرا ابن حجر عسقلانی که عُمر خود را وقف احیای شخصیت بخاری و شرح کتاب الجامع الصحیح او نمود به این تحریف بزرگ در تاریخ بخاری آگاهی نیافت؟ چگونه ممکن است مخالفان بخاری از میان اسناد و مدارک تاریخی زندگانی بخاری , فقط اسناد مدرسه و حلقه علمی بخاری را حذف کردند و بخش های دیگر را وانهادند؟ فارغ از امکان چنین چیزی , انگیزه ایشان از حدف این اسناد چه بود؟ آیا ایشان احتمال ندادند که این تحریف تاریخ به سود بخاری و ضرر ایشان بینجامد؟ این گمانه ها ذهنی و انتزاعی هستند , با رویه های شناخته شده در دانش تاریخ , با سبک و رویکرد مورخان مسلمان ناسازگارند, با اصول و روش استناد در تاریخ تعارض دارند, لذا در توصیف , تحلیل و داوری تاریخی ارزش علمی ندارند. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هُدْبة بن خالد بن أسود بن هُدبة، أبو خالد القيسي الثَّوْباني البصري ويقال له: هداب. من أئمة الرواة الثقات، ولد بعد الأربعين ومائة بقليل، وهو أخو الحافظ أمية بن خالد، وكان مسند وقته. وكان من العلماء العاملين. أقوال العلماء فيه أبو أحمد بن عدي الجرجاني: لا أعرف له حديثا منكرا، وهو صدوق لا بأس به. أبو حاتم الرازي: صدوق. أبو حاتم بن حبان البستي: ذكره في الثقات. أبو يعلى الموصلي: سئل عن هدبة وشيبان أيهما أفضل فقال: هدبة افضلهما واوثقهما واكثرهما حديثا. أحمد بن شعيب النسائي: ضعيف، ومرة: قواه. ابن حجر العسقلاني: ضعفه النسائي بلا حجة. الذهبي: الحافظ المسند، صدوق. عبد الباقي بن قانع البغدادي: صالح. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad