4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 معنای مجتهد در بیان آیتالله جوادی آملی
«...مجتهد آن عالمی نيست که اقوال ديگران، آراء ديگران را خوب بداند، درس گفته باشد و حفظ کرده باشد، مجتهد کسی است که در دلش چشمه باشد که اين حرفها از قلبش بجوشد. اين معنای اجتهاد است...»
🗓درس خارج فقه قضا و شهادت جلسه ۱۱۵
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
مسکوت در منابع تاریخ نگاری محلی
نقدی بر انگاره مدرسه بخاری (01)
✍️ علی راد
فقدان شواهد تاریخی و سکوت معنا دار منابع تاریخ نگاری محلی , سیره نویسان , گزارشهای شاگردان بخاری در اشاره به وجود اصل چنین مدرسه¬ای , خود دلیلی است بر اینکه بر خلاف ادعای مبارکفوری بخاری اساساً چنین حلقه علمی و مدرسه¬ای نداشت. برهان سکوت تاریخی ( لو کان لبان/ لشاع ) در نفی وجود تاریخی مدرسه بخاری بسیار کارآمد است و بر اساس معیارهای نقد تاریخی اعتبار استدلال به آن در این مسئله موّجه و مقبول است . بر پایه برهان سکوت که اگر انگاره حلقه و مدرسه بخاری واقعیت تاریخی داشت , نشان , خبر و اثری از آن در منابع تاریخی باقی می ماند , حال که چنین نیست پس از اصل و اساس چنین چیزی وجود نداشت لذا رهیافت نفی وجود تاریخی این مدرسه از کفایت و اقناع علمی لازم برخوردار است تا زمانی که خلاف آن اثبات شود و تا کنون خلاف آن بر اساس شواهد تاریخی معتبر اثبات نشده است.
ممکن است در رد یا تضعیف استدلال به برهان سکوت در نفی وجود تاریخی حلقه علمی و مدرسه بخاری چنین گفته شود که استدلال به برهان سکوت از مغالطات است زیرا این احتمال وجود دارد که مدرسه بخاری وجود تاریخی داشت لکن اسناد و مدارک تاریخی آن در اثر علل یا حوادثی از بین رفت و به منابع تاریخی قرن چهارم انتقال نیافت یا جریان مخالفان و منتقدان اهل حدیث به ویژه بخاری همه آن اسناد و مدارک تاریخی را از بین بردند لذا نباید وجود آن را انکار کرد زیرا فقدان سند تاریخی درباره این مدرسه به معنای عدم یا نفی وجود تاریخی آن نیست.
در پاسخ به این اشکال و رد این احتمال کافی است به این نکته توجه نشان داد که تاریخ نگاران , به کوچکترین حوادث زندگی علمی و شخصی بخاری در طول بیش از پنج دهه پرداخته اند , از یادکرد جزئیات زندگی خصوصی بخاری فرو گذار نبودند , از خرید کنیز , چند وچون غذا خوردن , بیماری , حمام رفتن , نماز شب , نیش زدن زنبور هنگام نماز , زهد , خانه ساختن , تیر اندازی , دعاها و نفرین ها , چگونگی مرگ , برکات قبر بخاری , روایت ها و داستان هایی نقل کردند که اهمیت آنها در مقایسه با اهمیت توجه به جزئیات کرسی و حلقه علمی بخاری در مدراس او ناچیز است. برخی از حوادث چون خرید کنیز یا نیش زدن زنبور هنگام نماز بیش از یکبار در زندگی بخاری اتفاق نیفتاد لکن شواهد و مدارک تاریخی آنها از دید شاگردان و معاصران بخاری مغفول نماند و مستندات و اخبار آنها به مصادر تاریخی راه یافت. آن گونه که ابن حجر عسقلانی (در دو کتاب مقدمه فتح الباری و تغلیق التعلیق) و ذهبی در آثار رجالی و تاریخی خود با استناد به کتاب شمائل البخاری ابوجعفر ورّاق به ذکر جزئیات این داستانها پرداخت.
محمد بن ابی حاتم معروف به ابوجعفر ورّاق از جمله جمله اشخاص بسیار نزدیک به بخاری بود . او کتابدار , ناسخ و ورّاق ویژه کتاب های بخاری و هم چنین از ملازمان بخاری در سَفر و حَضر او پس از بازگشت از بغداد بود . لقب نحوی از شهرت و تخصص او در ادب عرب حکایت دارد . گزارش های متعددی از وی درباره دوران تالیف آثار بخاری در منابع تاریخ , تراجم و رجال وجود دارد . ابوجعفر از دوران کودکی تا مرگ بخاری با او همراه بود و مهمترین وظیفه او کتابت و استنساخ بود . او بر پایه املای بخاری احادیث را کتابت می نمود , در قالب ساختار کتاب تنظیم می¬کرد و از روی آن نیز استنساخ می نمود لذا به دلیل کتابت و استنساخ نگاشته های حدیثی بخاری به وراق البخاری نیز شهرت یافت . ابن حجر در بیان رابطه او با بخاری چنین می نویسد : « وأبو جعفر كان يورق للبخاري أن ينسخ له وكان من الملازمين له والعارفين به و المكثرين عنه » .
کتاب شمائل البخاری یا مناقب البخاری تالیف ابوجعفر ورّاق است . موضوع این کتاب شرح و حال محمد بن اسماعیل بخاری است و حجم بزرگی در حد دو کراسه داشت . عمده گزارش¬های تاریخی از جزئیات سفرهای حدیثی بخاری از او نقل شده است. خطیب بغدادی و ذهبی از این اثر در نگارش شرح و حال بخاری فراوان بهره جسته اند . این کتاب نقش بسیار مهم و پر رنگی در تصویر پردازی از شخصیت بخاری در کتاب های شرح و حال نگاری بخاری گذاشت . کتاب الشمائل البخاری اخیراً بر پایه روایات کتاب تاریخ بغداد خطیب بغدادی و آثار شمس الدین ذهبی بازیابی و منتشر شده است .👇👇 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
مسکوت در منابع تاریخ نگاری محلی
نقدی بر انگاره مدرسه بخاری (02)
✍️ علی راد
حال چگونه ممکن است تدریس روزمره بخاری در حلقات علمی او در فرا دید چند صد نفر از شاگردان و مردمان عادی برگزار بشود ولی اخبار آن به مصادر تاریخی راه نیافته باشد! مخالفان بخاری از جریان های عقلگرا , رأی گرا , حدیث ستیز , ... چگونه توانستند تاریخ شفاهی حضور بخاری در این شهرها را از حافظه ها و سینه ها و خاطرات مردمان این شهرها حذف کنند؟ چرا پس از افول قدرت مخالفان بخاری , طرفداران او دوباره به ثبت و روایت شواهد تاریخی مدرسه بخاری اهتمام نورزیدند؟ چرا سانسور مخالفان از سوی طرفداران بخاری به عنوان یک اقدام غیر اخلاقی در منابع تاریخی بازتاب نیافت؟ چرا ابن حجر عسقلانی که عُمر خود را وقف احیای شخصیت بخاری و شرح کتاب الجامع الصحیح او نمود به این تحریف بزرگ در تاریخ بخاری آگاهی نیافت؟
چگونه ممکن است مخالفان بخاری از میان اسناد و مدارک تاریخی زندگانی بخاری , فقط اسناد مدرسه و حلقه علمی بخاری را حذف کردند و بخش های دیگر را وانهادند؟ فارغ از امکان چنین چیزی , انگیزه ایشان از حدف این اسناد چه بود؟ آیا ایشان احتمال ندادند که این تحریف تاریخ به سود بخاری و ضرر ایشان بینجامد؟ این گمانه ها ذهنی و انتزاعی هستند , با رویه های شناخته شده در دانش تاریخ , با سبک و رویکرد مورخان مسلمان ناسازگارند, با اصول و روش استناد در تاریخ تعارض دارند, لذا در توصیف , تحلیل و داوری تاریخی ارزش علمی ندارند.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هُدْبة بن خالد بن أسود بن هُدبة، أبو خالد القيسي الثَّوْباني البصري ويقال له: هداب. من أئمة الرواة الثقات، ولد بعد الأربعين ومائة بقليل، وهو أخو الحافظ أمية بن خالد، وكان مسند وقته. وكان من العلماء العاملين.
أقوال العلماء فيه
أبو أحمد بن عدي الجرجاني: لا أعرف له حديثا منكرا، وهو صدوق لا بأس به.
أبو حاتم الرازي: صدوق.
أبو حاتم بن حبان البستي: ذكره في الثقات.
أبو يعلى الموصلي: سئل عن هدبة وشيبان أيهما أفضل فقال: هدبة افضلهما واوثقهما واكثرهما حديثا.
أحمد بن شعيب النسائي: ضعيف، ومرة: قواه.
ابن حجر العسقلاني: ضعفه النسائي بلا حجة.
الذهبي: الحافظ المسند، صدوق.
عبد الباقي بن قانع البغدادي: صالح.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هدایت شده از پژوهشهای تاریخ اسلام
📜روایتی با قدمتِ حدودا چهل و شش سال
🔹️جدای از درستى يا نادرستی مضمون متن متداول "نحن حجج الله وفاطمة حجة الله علينا"، این متن در منابع حدیثی و تاریخی موجود نیامده است، جز آنکه سید عبدالحسین طیّب، که در سال 1370 شمسی از دنیا رفته، در کتاب تفسیری خود، شبیه متن عربی یادشده را به عنوان حدیثی منسوب به امام عسکری معرفی کرده است.
🏷وشاهد بر این معنی، حدیث شریف منسوب به حضرت عسکری است که فرمود: نحن حجج الله علی خلقه وجدّتنا فاطمة حجة الله علينا.
📚 أطيب البيان في تفسيرالقرآن: 13، 226.
🔺️مرحوم طیّب در مصاحبه اش با مجله حوزه، شروع نگارش تفسیرش را سال ۱۳۴۱ شمسی گفته که سال به سال، این تفسیر چاپ می شده و در سال ۱۳۵۹ آخرین جلد آن به اتمام رسیده و چاپ شده است. بنابر این، می توان احتمال داد، جلد سیزدهم این کتاب حدودا در سال ۱۳۵۷ به اتمام رسیده و از این رو، نتیجه گرفت که متن عربی فوق، قدمتی حدودا چهل و شش ساله دارد.
🏷نگارش تفسیر را تقریبا از سال 1341 به صورت مداوم شروع کردم. علت نگارش هم سفارش حضرت حجت بود که در عالم رویا به حقیر داشتند و به بنده امر فرمودند که این تفسیر را بنگارم. که آن زمان من بدون وقفه به نگارش آن مشغول شدم با پایان گرفتن هر یک از جلدها همان را منتشر مى ساختم. به این ترتیب کار تالیف وانتشار تقریبا همزمان به پیش مى رفت. آخرین جلد کتاب یعنى جلد چهاردهم آن در سال 1359 منتشر گردید که به این ترتیب تالیف این دوره تفسیر 18 سال به طول انجامید.
📚 مجله حوزه، شماره ۳۳.
🏠 @chsiqs
ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان (۳۳۶ یا ۳۳۸-۴۱۳ ق) مشهور به شیخ مفید و ابن المعلم، متکلم و فقیه و از چهرههای برجسته شیعه در جهان اسلام در قرن چهارم هجری قمری بود.
شیخ مفید از دیدگاه بزرگان شیعه و اهلسنت دارای جایگاهی رفیع است که از سخنان آنان به خوبی پیداست.
ابن شهرآشوب در مورد وی مینویسد: شیخ مفید ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان از شاگردان جعفر بن قولویه بود و حضرت ولی عصر او را به «شیخ مفید» ملقب فرمود و من علت آن را در کتاب مناقب آل ابیطالب ذکر کردهام. او مولف حدود دویست کتاب بزرگ و کوچک است.
(البته مرحوم خویی این مطالب را بعید میشمرد و میفرماید: اگر توقیع حضرت به شیخ مفید ثابت باشد، این در اواخر عمر ایشان بوده و حال آن که شیخ مفید از دوران جوانی ملقب به مفید بود) .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
ناهمگرا با اندیشه سیاسی و اجتماعی بخاری
نقدی بر انگاره حلقه علمی بخاری
✍️ علی راد
در روند رشد و توسعه حلقات تدریس در مساجد و هم چنین مدارس اسلامی اندیشه های معطوف به قدرت و حکومت نیز نقش آفرین بود. حلقات مساجد جامع و سپس مدارس اسلامی در اختیار مدرّسان و اساتیدی قرار می گرفت که با قدرت سیاسی و اندیشه های اعتقادی حاکمیت هم گرایی لازم را داشتند. چنین نبود که استادی گریزان از دستگاه حکومت و سیاست چون بخاری در چنین حلقاتی آزادانه بتواند اندیشه های علمی خود را ترویج دهد , جمع زیادی از شاگردان را پیرامون خود گرد آورد , حلقه و کرسی تدریس شلوغ و پایداری را بنا نهد, آن گونه که بخاری نتوانست با ذهلی در نیشابور و حاکم بخارا همدلی کند و اندیشه های مخالف مشهور و در تضاد با رویکرد مفتیان را صادر کرد و در نهایت به اخراج او انجامید .
بخاری در عراق نیز نمی توانست برای خود حلقه تدریس داشته باشد زیرا منابع تاریخی از نزدیکی او با قدرت و سیاست سخن نگفته اند بلکه او را شخصی گریزان از دنیا , قدرت و سیاست معرفی کرده¬اند, دستگاه حکومت نیز هیچ وقت نخواست که به بخاری نزدیک شود زیرا بخاری از چنان شهرت و آوازه ای برخوردار نبود که بخواهد از اعتبار شخصیت علمی او در تثبیت و مشروعیت بنیادهای حکومت خود استفاده نماید حتی در سیاست ترویج چند صدایی مذاهب فکری نیز از بخاری بهره نبرد زیرا اساتید بخاری چون ابن حنبل در قید حیات بودند و نیازی به مشارکت شاگردان او چون بخاری در گفتمان نقد و نظر اهل حدیث با معتزله و جریان های دیگر نبود از این رو در جریان داستان محنة خلق قرآن هیچ تفتیش عقیده¬ای از بخاری صورت نپذیرفت لکن ابن حنبل (استاد بخاری) و دیگر مشایخ نامدار اهل حدیث تا پای جان بر سَر اندیشه مخلوق نبودن قرآن ایستادگی کردند. بخاری چگونه استادی بود که دستگاه خلافت عباسی با مدرسه و کرسی تدریس او هیچ مشکل نداشت؟!
در خراسان نیز هیچ وقت اندیشه سیاسی بخاری مورد تفتیش قرار نگرفت زیرا دولت طاهریان که در روزگار بازگشت بخاری به خراسان و ماوراء النهر در این منطقه حکمرانی داشتند از شخص بخاری تفتیش عقیده نکردند . عبدالله ابن طاهر معتزلی مسلک بود , رویکرد انتقادی به اصحاب حدیث داشت, در تفتیش عقاید اهل حدیث جدی بود و نسبت به دیدگاه های سیاسی ایشان بسیار حساس بود لذا احمد بن حنبل را از این منظر تحسین می کرد که اساساً در موضوع قدرت و سیاست ورود نکرد هر چند که ابن حنبل دیدگاهی متفاوت درباره ابن طاهر داشت و از عاقبت او بسیار هراسناک بود, مناظرات ابن طاهر با اهل حدیث در موضوعات مختلف چون نقد احادیث نزول خداوند در آسمان و ..... مشهور است. ابن راهویه در مناظره ای معتزلیان را بدعت گرا می خواند و از گفتگو با آنها اکراه داشت لکن در این مناظرات بخاری , سوم شخص غایب است و هیچ حضوری ندارد زیرا از چنان جایگاهی برخوردار نبود و دولت طاهریان نیز از جانب او هیچ احساس خطری نداشت.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
تاثیر پارادایم نفی اعجاز تورات وحیانی بر اندیشۀ مفسّران؛
مورد مطالعه: آیات 48-49 سورۀ قصص
چکیده
در آیۀ 48 سورۀ قصص، از سحْر خواندن تورات و قرآن توسط مشرکان مکه خبر داده شده و در آیۀ بعد، خداوند در تقابل با این دیدگاه، به هدایتگری این دو کتاب آسمانی تحدّی کرده و بر اعتبار و اصالت وحیانی آنها صحّه گذاشته است. بررسی روند تاریخی نشاندهندۀ آن است که انگارۀ نفی اعجاز کتابهای وحیانی پیشاقرآنی، در چهار قرن نخست هجری از برایند مناظرات مسلمانان با اهل کتاب شکل گرفته است. این انگاره بهمثابۀ یک اصل بر اندیشۀ بسیاری از مفسران قرآن در ادوار میانی تا دورۀ معاصر اثر گذاشته و بدینسان به پارادایمی تفسیری ارتقا یافته؛ چنانکه در تفسیر دو آیۀ یادشده بر تحریف، نفی تحدّی و اعجاز از تورات نخستین تأکید شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر، تحلیل انتقادی این پارادایم تفسیری است و اینکه نشان داده شود چگونه تفسیر رایج از دو آیۀ یادشده به تفسیر نظریۀ رقیب، مجال ظهور نداده است. براساس نظریۀ رقیب، توراتِ نخستین از دیدگاه قرآن دارای ویژگی تحدّی بوده و باورمندی به اعجاز آن آموزۀ اصیل قرآنی است که در پرتو پارادایم مشهور مفسران به فراموشی سپرده شده است. دستاورد پژوهش تأکید بر بازخوانی رَوایی پارادایم مشهور و توجه جدی به تفسیر نظریۀ رقیب در تفسیر آیات 48-49 سورۀ قصص است. یافتههای پژوهش اثبات میکند که با ظهور رویکردهای نوین در مطالعات تاریخ تفسیر، نظریۀ مشهور مفسران در تفسیر آیات یادشده با چالش اثرپذیری از پارادایم متکلمان مواجه شده؛ ازاینرو اصالت آن مخدوش است و گریزی از رویآورد به نظریۀ رقیب بهمثابۀ نظریۀ معیار و جانشین تفسیر مشهور وجود ندارد.
کلیدواژهها:
آیات 48-49 سورۀ قصص ، اعجاز تورات نخستین ، انگارۀ اعجاززدایی تورات ، تحریفباوری ، نظریههای تفسیری.
دانلود مقاله👇
https://mishkat.islamic-rf.ir/article_199339.html
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad