eitaa logo
طومار نقد
743 دنبال‌کننده
1هزار عکس
127 ویدیو
138 فایل
مطالعات فقه، تفسیر و حدیث امامیه ارتباط با ادمین: @OstadAliRad
مشاهده در ایتا
دانلود
جلسه دیشب کتابخانه تخصصی علوم‌ حديث قم موضوع سخنرانی: نقش کتابخانه تراز در تولید علم. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
ناهمگرا با اندیشه سیاسی و اجتماعی بخاری نقدی بر انگاره حلقه علمی بخاری ✍️ علی راد در روند رشد و توسعه حلقات تدریس در مساجد و هم چنین مدارس اسلامی اندیشه های معطوف به قدرت و حکومت نیز نقش آفرین بود. حلقات مساجد جامع و سپس مدارس اسلامی در اختیار مدرّسان و اساتیدی قرار می گرفت که با قدرت سیاسی و اندیشه های اعتقادی حاکمیت هم گرایی لازم را داشتند. چنین نبود که استادی گریزان از دستگاه حکومت و سیاست چون بخاری در چنین حلقاتی آزادانه بتواند اندیشه های علمی خود را ترویج دهد , جمع زیادی از شاگردان را پیرامون خود گرد آورد , حلقه و کرسی تدریس شلوغ و پایداری را بنا نهد, آن گونه که بخاری نتوانست با ذهلی در نیشابور و حاکم بخارا همدلی کند و اندیشه های مخالف مشهور و در تضاد با رویکرد مفتیان را صادر کرد و در نهایت به اخراج او انجامید . بخاری در عراق نیز نمی توانست برای خود حلقه تدریس داشته باشد زیرا منابع تاریخی از نزدیکی او با قدرت و سیاست سخن نگفته اند بلکه او را شخصی گریزان از دنیا , قدرت و سیاست معرفی کرده¬اند, دستگاه حکومت نیز هیچ وقت نخواست که به بخاری نزدیک شود زیرا بخاری از چنان شهرت و آوازه ای برخوردار نبود که بخواهد از اعتبار شخصیت علمی او در تثبیت و مشروعیت بنیادهای حکومت خود استفاده نماید حتی در سیاست ترویج چند صدایی مذاهب فکری نیز از بخاری بهره نبرد زیرا اساتید بخاری چون ابن حنبل در قید حیات بودند و نیازی به مشارکت شاگردان او چون بخاری در گفتمان نقد و نظر اهل حدیث با معتزله و جریان های دیگر نبود از این رو در جریان داستان محنة خلق قرآن هیچ تفتیش عقیده¬ای از بخاری صورت نپذیرفت لکن ابن حنبل (استاد بخاری) و دیگر مشایخ نامدار اهل حدیث تا پای جان بر سَر اندیشه مخلوق نبودن قرآن ایستادگی کردند. بخاری چگونه استادی بود که دستگاه خلافت عباسی با مدرسه و کرسی تدریس او هیچ مشکل نداشت؟! در خراسان نیز هیچ وقت اندیشه سیاسی بخاری مورد تفتیش قرار نگرفت زیرا دولت طاهریان که در روزگار بازگشت بخاری به خراسان و ماوراء النهر در این منطقه حکمرانی داشتند از شخص بخاری تفتیش عقیده نکردند . عبدالله ابن طاهر معتزلی مسلک بود , رویکرد انتقادی به اصحاب حدیث داشت, در تفتیش عقاید اهل حدیث جدی بود و نسبت به دیدگاه های سیاسی ایشان بسیار حساس بود لذا احمد بن حنبل را از این منظر تحسین می کرد که اساساً در موضوع قدرت و سیاست ورود نکرد هر چند که ابن حنبل دیدگاهی متفاوت درباره ابن طاهر داشت و از عاقبت او بسیار هراسناک بود, مناظرات ابن طاهر با اهل حدیث در موضوعات مختلف چون نقد احادیث نزول خداوند در آسمان و ..... مشهور است. ابن راهویه در مناظره ای معتزلیان را بدعت گرا می خواند و از گفتگو با آنها اکراه داشت لکن در این مناظرات بخاری , سوم شخص غایب است و هیچ حضوری ندارد زیرا از چنان جایگاهی برخوردار نبود و دولت طاهریان نیز از جانب او هیچ احساس خطری نداشت. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
تاثیر پارادایم نفی اعجاز تورات وحیانی بر اندیشۀ مفسّران؛ مورد مطالعه: آیات 48-49 سورۀ قصص چکیده در آیۀ 48 سورۀ قصص، از سحْر خواندن تورات و قرآن توسط مشرکان مکه خبر داده شده و در آیۀ بعد، خداوند در تقابل با این دیدگاه، به هدایتگری این دو کتاب آسمانی تحدّی کرده و بر اعتبار و اصالت وحیانی آن­‌ها صحّه گذاشته است. بررسی روند تاریخی نشان­‌دهندۀ آن است که انگارۀ نفی اعجاز کتاب‌های وحیانی پیشاقرآنی، در چهار قرن نخست هجری از برایند مناظرات مسلمانان با اهل کتاب شکل گرفته است. این انگاره به‌مثابۀ یک اصل بر اندیشۀ بسیاری از مفسران قرآن در ادوار میانی تا دورۀ معاصر اثر گذاشته و بدین‌سان به پارادایمی تفسیری ارتقا یافته؛ چنان­که در تفسیر دو آیۀ یادشده بر تحریف، نفی تحدّی و اعجاز از تورات نخستین تأکید شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر، تحلیل انتقادی این پارادایم تفسیری است و اینکه نشان ‌داده شود چگونه تفسیر رایج از دو آیۀ یادشده به تفسیر نظریۀ رقیب، مجال ظهور نداده است. براساس نظریۀ رقیب، توراتِ نخستین از دیدگاه قرآن دارای ویژگی تحدّی بوده و باورمندی به اعجاز آن آموزۀ اصیل قرآنی است که در پرتو پارادایم مشهور مفسران به فراموشی سپرده شده است. دستاورد پژوهش تأکید بر بازخوانی رَوایی پارادایم مشهور و توجه جدی به تفسیر نظریۀ رقیب در تفسیر آیات 48-49 سورۀ قصص است. یافته‌های پژوهش اثبات می‌­کند که با ظهور رویکردهای نوین در مطالعات تاریخ تفسیر، نظریۀ مشهور مفسران در تفسیر آیات یادشده با چالش اثرپذیری از پارادایم متکلمان مواجه شده؛ ازاین­رو اصالت آن مخدوش است و گریزی از روی‌آورد به نظریۀ رقیب به­‌مثابۀ نظریۀ معیار و جانشین تفسیر مشهور وجود ندارد. کلیدواژه‌ها: آیات 48-49 سورۀ قصص ، اعجاز تورات نخستین ، انگارۀ اعجاززدایی تورات  ، تحریف‌باوری  ، نظریه‌های تفسیری. دانلود مقاله👇 https://mishkat.islamic-rf.ir/article_199339.html •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
هدایت شده از طومار نقد
*فرصتی مغتنم برای دانشجویان و پژوهشگران جوان* ✒️ معاونت پژوهشی دانشکده الهیات دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران برگزار می کند:🔻 *سلسله نشست های «تجربیات پژوهشی استادان و صاحب نظران»:* نشست پنجاه و هفتم با حضور: *حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر علی راد* *دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران* زمان: *یکشنبه ۱۴۰۳/۹/۱۱* *از ساعت ۲۰ الی ۲۱:۳۰* لینک ورود به نشست: https://vroom.ut.ac.ir/farabi1 ⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️ کانال فایلهای صوتی سلسله نشست های تجربیات پژوهشی استادان و صاحب نظران 👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/4146659506C29e0052165 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
دکتر راد.m4a
حجم: 10.3M
صوت کامل پنجاه و هفتمین نشست از سلسله نشست‌های تجربیات پژوهشی استادان و صاحب نظران با ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر علی راد •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
شماره دوّم از نشریه مطالعات فقه الحدیث وابسته به انجمن علمی حدیث حوزه با انتشار شش مقاله پژوهشی منتشر شد : دشواری‌های فهم متن نهج‌البلاغه : عبدالهادی مسعودی https://www.sfhadith.ir/article_210895.html مفهوم‌شناسی فقه‌الحدیثی لعن و نسبت آن با سبّ : سعید فاقدی؛ محمد عشایری منفرد https://www.sfhadith.ir/article_209527.html اصول و مبانی تأویل در نظریه فقه الحدیثی آیت الله جوادی آملی : محسن نورائی؛ طاهره ناجی صدره https://www.sfhadith.ir/article_203239.html نگاهی نو به حدیث تردد : فاطمه یزدی؛ سید محمد کاظم طباطبایی https://www.sfhadith.ir/article_206392.html بادیه‌نشینی به‌مثابه کنشی سیاسی؛ خوانشی تازه از احادیث نکوهش اعراب : علی راد؛ حامد دهقانی فیروز آبادی https://www.sfhadith.ir/article_209528.html روش‌شناسی فهم حدیث؛ بررسی موردی حکمت هفتم از غرائب نهج‌البلاغه : محمد جواد احمدی https://www.sfhadith.ir/article_199169.html •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
خطای مبارکفوری در تفسیر مجالس بخاری (01) حلقه علمی بخاری از واقعیت تا غلو ✍️ علی راد خطیب بغداد در چند ین از شرح و حال بخاری به گزارش های استناد می جوید که در متن آنها به مجلس بخاری در برخی از شهرها و در مواردی نیز در مکانی نامعلوم اشاره دارند. از جمله اینها مجلس بخاری در بغداد است که مبارکفوری نیز در انگاره حلقه علمی بخاری به آن استناد جسته است. ممکن است گفته شود که این مجالس همان حلقه علمی بخاری است که مبارکفوری ادعا دارد لذا تحلیل و ارزیابی این گزارش ها ضروری است. ❄️ مجلس بخاری به روایت ابوجعفر طوسی محمد بن منصور ( 333 ق ) از پدرش نقل می کند که او در مجلس بخاری دید که چگونه بخاری خار و خاشاکی را که مردی بر زمین انداخت , برداشت و در آستین خود پنهان ساخت , این خاطره در ذهن او از این مجلس بخاری باقی ماند و آن را برای پسرش محمد روایت نمود . خطیب بغدادی این روایت را چنین گزارش می کند : « أحمد بن علي السليماني يقول سمعت علي بن محمد بن منصور يقول سمعت أبي يقول : كنا في مجلس أبى عبد الله محمد بن إسماعيل فرفع إنسان من لحيته قذاة فطرحها على الأرض ، قال : فرأيت محمد بن إسماعيل ينظر إليها وإلى الناس ، فلما غفل الناس رأيته مد يده فرفع القذاة من الأرض فأدخلها في كمه ، فلما خرج من المسجد رأيته أخرجها فطرحها على الأرض » . ♨️ تحلیل و نقد ♨️ یک. به قرینه دلالت جمله « فلما خرج من المسجد » آشکار است که مکان این واقعه مسجدی بود که در روایت اطلاع دقیق از آن ارائه نمی شود لکن روشن است که این اتفاق در حلقه علمی بخاری رخ نداد زیرا ابن منصور از تعبیر انسان و مردمان در وصف حاضران در مسجد یاد می¬کند و اگر مقصود او از این مکان , حلقه علمی بخاری بود بایستی از تعابیر تلمیذ و تلامذة استفاده میکرد. دو. بخاری هنگام وقوع این اتفاق در مقام تدریس در حلقه علمی یا حتی سخنرانی در بالای منبر نیز نبود زیرا اقدام اخلاقی بخاری در برداشتن خار و خاشاک از زمین مسجد و پاییدن مردم حاضر در مسجد برای یافتن فرصتی مناسب برای این کار با وضعیت و حالت یک استاد در حلقه علمی سازگار نیست, در حلقات علمی استاد مکان اختصاصی خود را داشت که به طور معمول با محل برگزاری نماز و حضور مردمان عادی فاصله داشت و چنین نبود که استاد حلقه علمی را برای چنین امور جزئی ترک کند. سه. اقدام آن مرد گمنام در انداختن چیزی از ریش خود بر زمین مسجد بر خلاف اصول و آداب حضور شاگردان در حلقات علمی و بر خلاف شأن و زی اهل حدیث بود که تعبّد ویژه ای به رعایت نظافت عرفی و تطهیر شرعی مسجد از هر آلودگی داشتند , به اصول اخلاقی حضور در حلقات علمی پایبند بودند لذا این مرد شخص عادی و از جمله نمازگزاران در این مسجد بود که هیچ التفات و شناختی از حضور بخاری نداشت و ابن منصور با دو سه نفر کنار بخاری بودند که این اتفاق رخ داد. چهار. تعبیر « فلما غفل الناس » تصریح دارد که حاضران در این مجلس اشخاص عادی بودند و از جمله شاگردان بخاری نبودند. نشستن در مساجد قبل یا بعد از نماز رویه ای عادی و جاری در میان مسلمانان است و این واقعه در یکی از این نشستن های عادی و طبیعی رخ داد همانند دیگر حوادثی که ممکن بود در این مسجد رخ بدهد. پنج. هدف ابن منصور از این روایت توجه دادن به فروتنی بخاری بود و در مقام وصف مجلس علمی یا حلقات بخاری نیست , اگر مقصود او توصیف حلقه علمی بخاری در مسجد بود ضرورت داشت تا از مفاهیم و اصطلاحات مناسب با آن استفاده می کرد. شش. راوی هیچ آگاهی و اطلاعی از زمان , مکان این مجلس ارائه نمی کند و قصد دارد که به ابهام آن را روایت کند لذا با چنین گزارش مبهم نمی توانیم آن را به حلقه علمی بخاری در مسجدی نامعلوم تفسیر نماییم. هفت. اگر این اتفاق در حلقه علمی بخاری رخ داده بود به طور طبیعی شاگردان متعددی شاهد آن بودند , آن را در گزارش-های خود انعکاس می¬دادند و این روایت به تفرد نقل از محمد بن منصور دچار نمی¬شد. هشت. محمد بن منصور معروف به ابوجعفر طوسی ( 254 ق ) از اقران و معاصران بخاری است , دارای اندیشه های عرفانی و صوفیه است و گزاره های تصوف در متون نقل شده از وی وجود دارد , دارمی و نسائی از وی نقل حدیث کردند , بخاری از جمله مشایخ وی گزارش نشده است زیرا در طبقه بالاتر از او قرار دارد ( ذهبی , سیر أعلام النبلاء , ج 12 , ص 212 ). گزارش معتبری از ملاقات بخاری با او دستیاب نشد و روشن نیست که دیدار او با بخاری در کجا و کدام مسجد بود؟ نه. بن مایه اخلاقی و صوفیانه رفتار بخاری در مسجد , ابوجعفر طوسی یا فرزندش را به نقل آن سوق داد تا از این طریق پیوند محدّثان و صوفیه را تثبیت نماید , سلوک بخاری را به سود جریان تصوف مصادره کنند.👇👇 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
خطای مبارکفوری در تفسیر مجالس بخاری (01) حلقه علمی بخاری از واقعیت تا غلو ✍️ علی راد وسواس بودن به نظافت مسجد و تمییز نگه داشتن آن از هر چیزی که حتی از نظر فقهی نجس نیست , نقطه کانونی و گرانیگاه روایت ابوجعفر طوسی است که در رویکرد صوفیانه او اهمیت داشت, به دنبال آن بود این رفتار را به مثابه یک الزام فقهی نیز به به فرزند و شاگردانش القاء نمایند لکن مستند معتبری از قرآن و حدیث در این مسئله در اختیار نداشت , استناد آن به رفتار بخاری می¬توانست اعتباری برای آن در ذهن مخاطبان ایجاد کند , این انگاره را تداعی کند که رفتار بخاری برخاسته از شناخت او از سنّت و حدیث بود پس آموزه های صوفیانه دارای پشتوانه¬های حدیثی نیز هستند . این گونه از غلو صوفیانه در شرح و حال بخاری نمونه های دیگری نیز دارد که برایند مواجه جریان تصوف با بخاری یا تمایلات بخاری به جریان های تصوف و صوفیه معاصر خود بود که خطیب بغدادی را واداشت تا در شرح و حال بخاری به گزیده¬ای از این ویژگی های شخصیتی بخاری یا بخاری در میراث صوفیه را نیز گزارش کند. بنا بر این روایت ابوجعفر طوسی افزون بر تردید در اعتبار آن به دلیل تفرد در نقل , به معنای وجود حلقه علمی بخاری در مسجدی نامعلوم نیست بلکه با چشم پوشی از آسیب های آن به معنای گفتگوی چند صوفی گرا با بخاری پس از برگزاری نماز جماعت در مسجدی نا معلوم است , هیچ ارجاع , نشان و قرینه ای بر وقوع آن در حلقه علمی بخاری ندارد . •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
خطای مبارکفوری در تفسیر مجالس بخاری ( 02) حلقه علمی بخاری از واقعیت تا غلو ✍️ علی راد ❄️ مجلس بخاری در مسجد بصره دوّمین مجلس بخاری که در کتاب تاریخ بغداد گزارش شده است , مجلس او در مسجد جامع بصره است. یوسف بن موسی داستان برگزاری این مجلس را چنین گزارش می کند : « يقول سمعت يوسف بن موسى المروروذي يقول : كنت بالبصرة في جامعها إذ سمعت مناديا ينادى : يا أهل العلم ، قد قدم محمد بن إسماعيل البخاري ، فقاموا في طلبه ، وكنت معهم ، فرأينا رجلا شابا لم يكن في لحيته شئ من البياض يصلي خلف الأسطوانة ، فلما فرغ من الصلاة أحدقوا به ، وسألوه ان يعقد لهم مجلس الإملاء فأجابهم إلى ذلك ، فقام المنادى ثانيا فنادى في جامع البصرة : قد قدم أبو عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري ، فسألناه أن يعقد مجلس الإملاء فقد أجاب بأن يجلس غدا في موضع كذا . قال : فلما أن كان بالغداة حضر الفقهاء والمحدثون والحفاظ والنظار حتى اجتمع قريب من كذا وكذا ألفا . فجلس أبوعبد الله محمد ابن إسماعيل للإملاء فقال قبل ان أخذ في الإملاء قال لهم : يا أهل البصرة ، أنا شاب وقد سألتموني أن أحدثكم وسأحدثكم بأحاديث عن أهل بلدكم تستفيدون الكل . قال فبقي الناس [ متعجبين ] من قوله ، ثم أخذ في الإملاء فقال نبأنا عبد الله بن عثمان بن حبلة بن أبي رواد العتكي بلديكم قال أنبأنا أبي ، عن شعبة ، عن منصور وغيره ، عن سالم بن أبي الجعد ، عن أنس بن مالك . أن أعرابيا جاء إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقال : يا رسول الله ، الرجل يحب القوم ، فذكر حديث : " المرء مع من أحب " . ثم قال محمد بن إسماعيل : هذا ليس عندكم إنما عندكم عن غير منصور عن سالم . قال يوسف بن موسى : وأملى عليهم مجلسا على هذا النسق ، يقول في كل حديث روى شعبة هكذا ، الحديث عندكم كذا ، فأما من رواية فلان فليس عندكم أو كلاما ذا معناه . قال يوسف بن موسى : وكان دخولي البصرة أيام محمد بن عبد الملك بن أبي الشوارب وهلال الرأي وأحمد بن عبدة الضبي وحميد بن مسعدة ، وغيرهم . ثم دخلت البصرة مرات بعد ذلك ». ♨️ تحلیل و نقد ♨️ یک. یوسف بن موسی مرو رودی ( 296 ق ) با کنیه ابویعقوب از شاگردان إسحاق بن راهويه ، علي بن حجر ، يحيى بن درست ، أبومصعب است , ثقه و مورد اعتماد محدّثان و تاریخ نگاران است , از معاصرین بخاری بود, در مرو رود , نیشابور , بغداد از مرجعیت حدیثی – فقهی برخودار بود. برایندی گزارش های تاریخی گویا دقت نظر او در حدیث , تاریخ و فقه است از این رو گزارش او از حضور بخاری در بصره از اعتبار برخوردار است . این گزارش به دوره حضور مرو رودی در بغداد اشاره دارد , محدّثان بصره از او درخواست می کنند که برای ایشان حدیث بخواند و این رویه ای شایع نزد اهل حدیث بود که از محدّثانی که به دیار ایشان سفر می کردند , حدیث جویا می شدند. دو. بخاری برای خواندن نماز در مسجد جامع بصره حضور یافته بود که برخی از اهل حدیث متوجه حضور او در بصره شدند, از او برگزاری یک جلسه املاء حدیث را درخواست کردند , بخاری با برگزاری این جلسه در فردای آن روز موافقت کرد . پیش از این جلسه بخاری در بصره حضور نداشت, در مسجد جامع جلسه املاء حدیث نداشت و اهل حدیث بصره این حضور بخاری را مغتنم شمرده و از بخاری چنین درخواستی را به عمل آوردند . سه. این جلسه , فقط یک بار در مسجد جامع بصره برگزار گردید, بیش از هزار دانش پژوه و مردم عادی در آن حضور یافتند (البته اگر این عدد کنایه از کثرت و آمیخته به اغراق نبود و مسجد جامع گنجایش این تعداد از انسان را داشته باشد!). بخاری در این جلسه یک حدیث برای ایشان خواند و طریق های مختلف آن را توضیح داد. روایت مرورودی دلالت دارد که یک جلسه عمومی بود , قشرهای متنوع از اصناف دانشیان و مردمان عادی در آن حضور داشتند. این گونه مجالس بیش تر جنبه تشریفاتی و عمومی داشت و تنوع اصناف حاضر در جلسه اقتضای آن را نداشت که جلسه به طول بینجامد و مسائل فنی و دقیق علمی در آن گفتگو بشود لذا بخاری به بیان یک حدیث اکتفا نمود. چهار. جلسات تحدیث الزاماً به معنای حلقه علمی با مولفه¬های خاص آن نیست. جلسه تحدیث , جلسات آزاد و عمومی بود که به طور معمول در ورود محدّثان به مراکز علمی برگزار می شد , هیچ پیش شرطی برای حضور نداشت , این جلسات امکان تداوم و استمرار زمانی نداشت , چنین نبود که سالیان دراز محدّثی بتواند جلسه تحدیث خود را تداوم بخشد زیرا به طور معمول به نقل احادیث معتبر از دیدگاه خود می پرداختند و شمارگان این احادیث آن چنان زیاد نبود که ده ها سال نقل و روایت ها آنها به طول انجامد , اگر به طور میانگین هر جلسه پانزده حدیث را روایت می کرد سالیانه بالغ بر پنج و هزار چهار صد حدیث می شد. 👇👇 •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
خطای مبارکفوری در تفسیر مجالس بخاری ( 02) حلقه علمی بخاری از واقعیت تا غلو ✍️ علی راد ❄️ مجلس بخاری در مسجد بصرهاین عدد بیش از احادیث و سنن صحیح مسند و معتبری است که بخاری به اعتبار آنها قائل بود , در کتاب الجامع الصحیح خود آنها را تدوین کرده بود , به جواز روایت آنها قائل بود . بنا بر این جلسه بخاری در بصره و مشابه آن در زمان های دیگر دلالتی بر حلقه علمی بخاری در این شهر ندارد. پنج. خطیب بغدادی در نقل این روایت تفرد دارد , در منابع تاریخ نگاری بصره گزارش این جلسه دستیاب نشد , حال اینکه انتظار می رفت که این واقعه مهم از دید این مورخان مخفی نماند! بنا بر این مجلس بخاری در بصره نیز نمی تواند به معنای حلقه علمی او در این شهر باشد و استناد به آن برای اثبات انگاه حلقه بخاری نادرست است. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
لزوم نگرش بینا‌رشته‌ای به حل چالش های عفاف ✍️ علی راد ❄️ مسأله عفاف جنسی از مقولات بین اخلاق و فقه است , نه می‌توان گفت صد درصد اخلاقی است و نه فقهی محض است بلکه در مرز میان فقه و اخلاق حضور دارد. تنزل دادن مفهوم عفاف به سطح اخلاقی به این معنا نیست که رفتارهای فقهی کم‌اهمیت است بلکه عکس آن صادق است , اگر بپذیریم که عفاف جنسی یک مفهوم اخلاقی است، به معنای کم‌اهمیت بودن آن نیست. اگر مسأله‌ای اخلاقی است، نهادینه شدن آن در جامعه به تبیین نظری , تعلیم و رشد اخلاقی آحاد جامعه نیازمند است همان‌طوری که نهادینه شدن یک حکم فقهی نیز به چنین فرایندی نیاز دارد. فقه می‌گوید ربا نخورید یا معامله ربوی انجام ندهید، اما در جامعه کما بیش وجود دارد و رسیدن آن به نقطه صفر تقریباً دشوار است زیرا با متغیرات متعددی در رابطه انسان و فرهنگ جامعه با با دین مواجه هستیم. ♨️کتب اخلاقی ما خیلی ناظر بر چالش‌های اجتماعی، فرهنگی جامعه شکل نگرفته است؛ البته آن علت خودش را دارد. درگذشته جامعه روحانیت به‌ویژه عالمان شیعی، چون موقعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خاصی نداشتند، خیلی درگیر این مسأله نبودند؛ لذا شاید با اخلاق فردمحور و فضیلت‌گرای محض که خیلی به مسأله آسیب‌ها و چالش‌های اخلاقی جامعه در سطح کلان توجه ندارد، نتوان مسأله عفاف را حل کرد. مسأله اصلی آن است که ما در جامعه شیعی و اسلامی خودمان یا در سطح کلان و جهانی با جریانی تحت عنوان «ستیز با عفاف» روبه‌رو هستیم؛ یعنی به‌صورت جدی با آموزه عفاف به ستیز و جنگ برخاسته و عفت‌زدایی را در دستور کار جدّی خود قرار داده است. سؤال اصلی ما از حوزه علمیه قم این است که آیا با توجه به شرایط موجود، مواجهه با این جریانِ ستیز، وظیفه فقیه است یا علم اخلاق؟ هر کدام باید ورود پیدا کند؛ البته می‌پذیریم که بایستی میان ساحت‌ها و وظایف علوم تفکیک کرده و نباید وظایف را در یکدیگر خلط کنیم. در فقه امروز اگر عفاف باب ندارد یا عنوان کتاب العفافی نداریم، درست! یا اگر در دوره فقه میانی ما چنین عنوان و بابی نبوده است، درست! اما این‌ها دلایل کافی اقناعی برای بیرون راندن بحث عفاف از مقوله فقه نیست. نقض آن، این است که مسأله آیات العفاف، یعنی آیاتی که مسأله آن‌ها عفاف است، شما در احکام القرآن‌های کهن ما می‌بینید که ورود کردند. احکام القرآن به استخراج آموزه‌های فقهی و حُکمی قرآن می‌پردازد، چرا آن‌ها ورود پیدا کردند؟ باید به این بیندیشم که ورود شارع به مسأله عفاف در منظومه و هندسه آیات و روایات، آیا آمرانه و به‌عنوان بحث شریعت بود که فرمودید. این جنس بحث را باید مشخص کرد؛ البته همان‌طور که از نظرات آیات عظام هم برمی‌آید، بحث عفاف جزو اصول بنیادین شریعت اسلامی‌، زیرساخت‌ها، بنیادها و همان مقاصد اولیاست و ناگزیر باید فقیه در همه ابوابی که مرتبط به عفاف جنسی است، نگاهی هم به مسأله عفاف داشته باشد. عفاف در فقه حضور دارد، اما چگونگی حضور و سهم آن باید بازخوانی شود. ❄️ عصر معاصر، عصرمطالعات بین رشته‌ای است. امروز مسائل همانند قدیم از بساطت برخوردار نیست؛ الآن مسائل واقعاً ذوابعاد و چندوجهی هستند، به‌ویژه مسائلی که جنبه اجتماعی و فرهنگی دارد. مسأله عفاف جنسی در حوزه اجتماعی هم این‌گونه است. حال این نزاع را بگوییم یا فقهی یا اخلاقی است، باز تأثیری در گشودن این مسأله نخواهد داشت. ما باید به سمت این برویم که با تلفیق فقه و اخلاق، چالش‌های پیش روی عفاف جنسی را حل کنیم. •┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•