eitaa logo
طومار نقد
741 دنبال‌کننده
989 عکس
124 ویدیو
135 فایل
مطالعات فقه، تفسیر و حدیث امامیه ارتباط با ادمین: @OstadAliRad
مشاهده در ایتا
دانلود
امتداد اسطوره حفظ از عبد الخالق تا عزازی ✍️علی راد ادعای اسطوره بودن بخاری در حفظ حدیث, اختصاص به عزازی ندارد, این ادعا, پیش از کتاب عزّازی, از دیرباز در آثار مدافعان بخاری به شدت مورد تأکید قرار گرفته بود. مولفان این منابع, یکصدا معتقد بودندکه حافظه حدیثی بخاری چنان شگفت‌انگیز و خارق‌العاده بود که در تاریخ حافظان حدیث, نمونه‌ای همانند او وجود ندارد, و بخاری ضرب‌المثل نبوغ و کمال در حفظ حدیث شناخته می‌شود . در نگاه مدافعان بخاری, او قادر بود فقط با یک بار نگاه کردن به صفحات کتاب حدیث، تمامی اسناد و متون احادیث آن را به خاطر بسپرد و در بازخوانی آنها از حافظه¬اش هیچ خطا و اشتباهی نداشته باشد. بخاری با دقت و ظرافت مثال‌زدنی در حفظ جزئیات احادیث، جایگاه ویژه‌ای در میان حافظان حدیث کسب کرد و به الگویی بی‌مانند در این زمینه تبدیل شد. این استعداد استثنایی بخاری در حفظ حدیث، جایگاه او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و معتبرترین حافظان حدیث تثبیت کرد. به همین دلیل، حافظه فوق‌العاده و اعجازگونه او همچنان الگوی ممتاز و بدیع برای حدیث پژوهان به شمار می‌آید. ✳️ عبد الغنی عبدالخالق در توضیح ابعاد و گستره حافظه ممتاز بخاری چنین می نویسد: «و بخاری, نادره‌ دوران خویش و شگفتی دوستانش در سرعت حفظ و درک درست و سیالی ذهن بود؛ به‌گونه‌ای که نظیرش را در حفظ احادیث به همران اسنادشان ندیده بودند, بخاری صاحب نظری صائب در تشخیص آسیبهای و علل موجود در احادیث, متبحر در تشخیص احادیث صحیح از نوع مقلوب(وارونه شده), معلول(آسیب دیده در سند و متن), دخیل (ساختگی و مجعول) و اصیل (صحیح و معتبر) بود. همچنین بخاری سرآمد در هوش بود و مثال آشکار زیرکی بود!... گفته‌اند که با یک بار نگاه به کتاب حدیث آن را حفظ می‌کرد» . ❇️ از دیدگاه عبدالسلام مبارکفوری، رسیدن یک حدیث پژوه به رتبه ای از تبحر در نقد حدیث که بتواند بدون درنگ حدیث سَره از ناسَره را تشخیص دهد، امری بس دشوار و پیچیده است و نیازمند تسلط بر علوم و فنونی گسترده و متنوع است, این رتبه ممتاز در علم حدیث فقط با آگاهی گسترده و ژرف از تاریخ اسلام، انساب، موالید و وفیات راویان، تبحر در شناسایی آسیب‌های پنهان در سند و متن احادیث، تخصص در معیارهای نظری و قواعد کاربردی جرح و تعدیل راویان و همچنین رسیدن به عالیترین رتبه اجتهاد, امکان پذیر است. در این میان، بخاری نمونه‌ای بارز از کسانی بود که به همه این اوصاف و مراتب علمی نائل شد و به حکم حافظه‌ای قوی و موهبتی الهی، به جایگاهی رسید که استادان بزرگ و صاحب‌نام، در حضور وی به هراس و ترس دچار می شدند . ✳️ عبد السلام مبارکفوری در کتاب سیرة الامام البخاری ذیل جستار «قوة الحفظ و الذاکرة» با اشاره به اخبار فراوان درباره حافظه شگفت‌انگیز بخاری ، تأکید می‌کند که بزرگان و استادان برجسته حدیث همچون علی بن مدینی، محمد بن سلام و ابوعمر خفاف به دلیل وسعت و دقت حافظه بخاری، در محضر وی احساس ترس و واهمه می‌کردند؛ زیرا بیم داشتند که کوچک‌ترین اشتباهی از جانب آنان موجب سرافکندگی و خدشه‌دار شدن اعتبار علمی ایشان شود . این حس احترام و هراس در میان محدّثان بزرگ, نشان‌دهنده جایگاه رفیع و اعتبار بی‌نظیر بخاری در حفظ حدیث بود, احساس تواضع و ترس از حضور بخاری قاعده‌ای شناخته شده نزد ایشان بود. ذهبی این قاعده و رویه را چنین گزارش کرده است : « و از ابراهیم بن محمد بن سلام شنیدم که می‌گفت: شخصیتهای برجسته از اصحاب حدیث، مانند سعید بن ابی مریم، نعیم بن حماد، حُمیدی، حجاج بن منهال، اسماعیل بن ابی اویس، عدنی، حسن خلال در مکه، محمد بن میمون شاگرد ابن عیینه، محمد بن علاء، اشج، ابراهیم بن منذر خزامی و ابراهیم بن موسی فراء، از محمد بن اسماعیل بیم داشتند و در شناخت و نقد حدیث، او را بر خود مقدم می‌داشتند» . 💹 عبد الستار شیخ نیز در کتاب الامام البخاری, گفتار «نبوغ زودرس و هوش فوق‌العاده بخاری» را به بحث از حافظه بی نظیر بخاری اختصاص داده است . او همانند عبد الخالق به اخباری استناد جسته است بر نبوغ بدیع و قدرت ممتاز بخاری در حفظ حدیث دلالت دارند . ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
ابوجعفر ورّاق و اخبار اسطوره حفظ ✍️علی راد از آنچه در فرسته های پیشین بیان شد, روشن شد که حافظه بی‌بدیل بخاری در حفظ و نقل احادیث، نقطه مشترک کتابهایی است که مدافعان بخاری در سده اخیر به طور برجسته در شرح حال بخاری به آن پرداخته¬اند و بنیاد همه آنها اخبار ابوجعفر ورّاق است . اخبار ابوجعفر ورّاق، بر اهمیت فوق‌العاده تخصص بخاری در حفظ حدیث و احاطه وی بر فنون مورد نیاز برای تشخیص احادیث صحیح تاکید دارند. بر پایه مفاد این اخبار، بخاری نه‌تنها حافظه‌ای بی‌نظیر داشت بلکه در عالی ترین حالت ممکن به فنون دقیق و ظریفی مسلط بود که کمتر کسی توانایی مقابله با او را داشت. این جایگاه ممتاز، بخاری را در تاریخ حدیث به عنوان نمادی از تخصص بی‌بدیل در حفظ حدیث ماندگار ساخت. تحلیل اخبار ابوجعفر ورّاق، به فهم بهتر ساختار و نظم در روند اسطوره حفظ حدیث نیز کمک می‌کند. این اخبار و تحلیل‌های ارائه‌شده از آنها توسط عزازی و دیگران، نقش اساسی در تأیید نظریه یگانگی حافظه حدیثی بخاری ایفا می کنند, به اعتبار و استحکام بیشتر این نظریه یاری می¬رساند و تصویر بخاری را در تراز اسطوره حفظ ترسیم می کند. کتاب اسطوره حفظ در تلاش است تا با رویکردی نقادانه و مبتنی بر معیارهای علمی، جایگاه اسطوره حفظ را در کتاب عادل عزازی را تحلیل و نقد نماید, در این مهم از هر گونه ارزشگذاری, پیش داوری, شتابزدگی, مذهب گرایی, شبه علم و تفکر ایدئولوژیک در نقد اسطوره حفظ اجتناب ورزیده ایم, چیزی که تاکنون در جریان دوگانه نقد و دفاع از بخاری مفغول مانده است, مطالعات انتقادی کتاب صحیح بخاری را به افراط و تفریط و بستری برای تعصب و تقلید سوق داده است. گفتنی است پژوهش حاضر، بخشی از کتاب «اسطوره بخارا» است که امید می رود جلد نخست آن به توفیق خداوند, امسال منتشر شود؛ این کتاب, پژوهشی گسترده است که به نقد تصویر اغراق‌آمیز عادل عزازی و سلفیان معاصر از شخصیت بخاری، مؤلف کتاب «الجامع الصحیح»، می‌پردازد. کتاب «اسطوره بخارا» اثبات می کند, از گذشته تاکنون تصویر غلوآمیز از بخاری در تقابل با جریان نقد کتاب الجامع الصحیح و مولف آن شکل گرفته است. مدافعان بخاری به‌جای مواجهه علمی و استدلالی با نقدهای منتقدان، به مبالغه و غلو به مثابه یک راهبرد تمسک جسته¬اند تا جایگاه بخاری را بسی فرازمند و پیراسته از گزند هرگونه نقد و تردید نشان دهند و منتقدان را به کژاندیشی و ساختارشکنی متهم سازند. این رویکرد تعصب آمیز نه تنها شخصیت راستین و تاریخی بخاری را در هاله از ابهام, شک و تردید قرار داده است، بلکه به ایجاد رویکردی اسطوره‌ای و دور از واقعیت از شخصیت بخاری و کتاب او انجامیده است, شوربختانه این روند همچنان پُرشتاب و قوی تر از پیش ادامه دارد, کتاب عادل عزازی نمونه روشن و آشکار آن است! ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
کتاب العقد الحسيني و نقد عقل گرایی در فلسفه فقه درنگی در مبانی فقهی والد شیخ بهایی ✍️ علی راد عز الدين شيخ حسين بن عبد الصمد عاملي (984 ق) معروف به والد شيخ بهائي در کتاب العقد الحسيني که به مسئله طهارت و نجاست و درمان وسواس در این امر اختصاص دارد, قواعد و نکاتی نغز و بدیع در اصول و قواعد استنباط و فلسفه فقه شیعه دارد. گستره این نکات و قواعد فراتر از طهارت و نجاست است و شیخ عزالدین عاملی به اقتضای بحث از ابواب دیگر فقه نیز سخن گفته است. از جمله مهم ترین نکاتی که وی در مقدمه کتاب بدان تاکید دارد نقد عقل گرایی در کشف ملاکات و فلسفه احکام شرعی به طور خاص در عبادات است. در نگاه این فقیه امامی, مدار طهارت و نجاست همانند دیگر ابواب عبادات تعبد محض است و عقل را در آن هیچ راهی نیست لذا چاره جز تسلیم در برابر این احکام وجود ندارد و تلاش برای تحلیل عقلانی مبانی و مقاصد آنها چیزی جز اعتبار بخشی به وهم و خیال برساخته ذهن انسان نیست. عبارت ایشان چنین است : « مقدمة : الطهارة والنجاسة ليس مدارهما على العقل كبعض الأفعال ولا على معنى في ذات الطاهر يقتضي طهارته وفي النجس يقتضي نجاسته على الظاهر لأنهما ذوات بل هما تعبد محض متلقى من الشارع لأجل تكليف عباده فيثيب الطائع ويعاقب العاصي كطهارة العصير أولا ونجاسته إذا غلا وطهره إذا ذهب ثلثاه ويجوز أن يكون لأمر عارضي وكذلك أكثر العبادات والأحكام التي لا يعقل معناها كوجوب العدة مع عدم الدخول ووجوب صوم آخر يوم من رمضان وتحرم صوم العيد واستحباب صوم ما بعده فإن المقصود الباري من ذلك مجرد الانقياد والتسليم وذكر بعض العلماء أن العبادات التي لا يعقل معناها أفضل لأن الانقياد والتسليم لأمر الله فيها أكثر فالواجب علينا أن ندخل البيوت من أبوابها كما أمر الله تعالى ونتلقى ما جائنا به النبي والأئمة صلوات الله عليهم بالقبول وهذا أول درج الإيمان وليس لنا أن نحيل ذلك على عقولنا وأوهامنا التي يخيلها لنا الشيطان فنبعد بذلك عن رضى الرحمن وتشتغلنا بها عن مهمات ديننا ودنيانا لأنه عدونا بل يجب علنا لانقياد لما قرره لنا الأئمة عليهم السلام فإن ذلك دليل التوفيق والتأييد ورضى الله عز وجل (العقد الحسيني - والد البهائي العاملي - ص 3). به نظر می رسد که شیخ عزالدین عاملی در عبارت خود جریان عقل گرایی در فلسفه احکام را مخاطب نقد خود قرار داده است که تلاش دارند از طریق قیاسات عقلی یا حدسیات ظنی ملاکاتی را برای احکام شرعی بیان کنند حال اینکه موارد نقض آنها در نصوص شرعی فراوان است و برخی از آنها از کمند عقل بشری خارج است. این دیدگاه رویکرد نص گرایی شیخ عزالدین عاملی در فقه عبادات را اثبات می کند که از زاویه تسلیم و ابتلا به این احکام می نگرد و به دنبال چند و چون , حکمت و فلسفه عقلی و علمی و مسائلی همانند آن نیست. گفتنی است کتاب العقد الحسینی علی رغم نکات ناب در فقه استدلالی امامیه چندان محل رجوع , نقد و نظر و بحث نبوده است. ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
اندیشه سیاسی آیت الله میلانی؛ چالشها و راهکارها ✍️ علی راد همزمان با دهه پایانی حیات آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی(ره) برخی از جریانهای فکری کوشیدند, رویکرد سیاسی ایشان را در تقابل با نهضت انقلاب اسلامی ایران نشان دهند که چند سال پس از رحلت ایشان با عنوان جمهوری اسلامی در ایران به حکومت رسید و نقطه عطف در تاریخ حیات سیاسی ایران گردید؛ مخالفان آیت الله میلانی در تحلیلی خوشبینانه از انزوا, اعتزال و سکوت سیاسی در سالهای پایانی زندگی ایشان سخن گفتند و با ارائه چند تحلیل تلاش کردند چرایی آن را توجیه نمایند و چنین نتیجه گرفتند که آیت الله میلانی رویکرد همدلانه اولیه خود با نهضت انقلاب اسلامی را تغییر داده و دچار نوعی واگرایی سیاسی شده است. این موج همچنان پس از رحلت ایشان تا کنون به هژمونی خود در بازسازی نظریه سیاسی آیت الله میلانی تداوم بخشید و اندیشه سیاسی اصیل آیت الله میلانی را در محاق فرو برد و بازپژوهی آرای آیت الله میلانی در موضوعات سیاست, قدرت, حکومت و دولت را تحت تاثیر خود قرار داد. امروزه پژوهشگران حوزه فقه و اندیشه سیاسی فقیهان امامی معاصر در بازشناسی اندیشه سیاسی آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی(ره) با چندین چالش جدی مواجه هستند : الف. پراکندگی آراء سیاسی آیت الله میلانی در نامه ها, بیانیه ها, سیره و سلوک سیاسی ایشان. ب. عدم اهتمام شخص آیت الله میلانی به تبیین و نگارش اندیشه سیاسی خود در قالب یک رساله. ج. تعارض و تهافت در گزارشها و خاطرات شفاهی اشخاص مرتبط با آیت الله میلانی در بیان آرای سیاسی ایشان. د. نقش اسناد ساواک در تصویر سازی مشوه و وراونه از شخصیت سیاسی ایشان برای کاستن از مقبولیت و نفوذ اجتماعی ایشان به مثابه مرجعیت مقتدر شیعی در ایران. د. هژمونی اجتماعی و سیطره گفتمانی مخالفان آیت الله میلانی در محاق بردن اندیشه سیاسی اصیل ایشان. ح. تاثیر مرور زمان و غبار تاریخ بر اسناد و مدارک تاریخی مرتبط با آرای سیاسی آیت الله میلانی. و. عدم تمایل شاگردان و مدافعان آیت الله میلانی در پاسخ به نقدها و دفاع از ایشان به ملاحظات مختلف سیاسی و اجتماعی. ز. فقدان پژوهشهای روشمند و اصیل در بازخوانی و تحلیل اندیشه سیاسی آیت الله میلانی. ک. عدم انتشار فراگیر میراث شفاهی و مکتوب آیت الله میلانی و تسهیل دسترسی به آنها. برای فائق آمدن به این چالشها, آسیب شناسی نظریه رقیب در تفسیر دیدگاه سیاسی آیت الله میلانی و هم چنین استفاده از الگوهای نوین فهم نظریه های سیاسی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در فرسته های بعدی به این دو مهم خواهیم پرداخت. ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
مسالة الصبیان و شاخص فقه تراز ✍️ علی راد در اینکه فقیه تراز بایستی به مسائل جاری زمانه و روزگار خود احاطه و اشراف داشته باشد, به تداوم روح شریعت در رگ و تاک زمان امتداد بخشد, تردیدی نیست لکن گاهی چنین نیست و فقه پژوه به مسائلی می پردازد که از جنس نیاز و ضرورتهای حال و آینده جامعه اسلامی و انسانی نیستند؛ به بیان دیگر فقه معطوف به زمانه و روزگار اکنون و آینده نیست بلکه معطوف به گذشته و دیروز است. هر چند بخشی از فقه اسلامی به ویژه در عبادات از ثبات و دوام برخوردار هستند لکن نیازهای سیاسی, اجتماعی و اقتصادی انسان در اداور تاریخی در حال تغییر هستند و فقیه باید نیم نگاهی نیز به این چالشها و نیازهای انسان معاصر خود داشته باشد تا کارآمدی, پویایی و مانایی فقه و فقاهت و نقش آفرینی آن در زندگی انسان درک گردد, در غیر اینصورت ناخواسته انزوای فقه و فقیه, آسیبی اجتناب ناپذیر خواهد بود. البته مرجعیت فقیه در جاری زمانه, به شرطی تحقق پذیر است که مردم و نهادهای تصمیم ساز در امور کلان ملی و فرا ملی از ایشان در مسائل جدید, پرسشگری داشته باشند تا زمینه اثرگذاری فقه در نظامات اجتماعی فراهم گردد و از سوی دیگر در مباحثات فقهی نیز فقه پژوهان, پاسخ پرسشهای تازه و از جنس مسائل و نیازهای انسان معاصر را از فقیه تراز جویا شوند. سلیمان بن مهران معروف به اعمش, در اینکه برخی از او پرسشهایی را می پرسیدند که کودکان پاسخ آنها را می دانستند, در رنج بود و این نگاه به خود و دانش پژوه را بر نمی تابید. در گزارشی از اعمش چنین آمده است : « أحمد بن حرب الموصلي ، قال : سمعت محمد بن عبيد يقول : جاء رجل وافر اللحية إلى الأعمش ، فسأله عن مسأله من مسائل الصلاة يحفظها الصبيان ، فالتفت إلينا الأعمش فقال : انظروا لحية تحتمل حفظ أربعة آلاف حديث ، ومسألته مسألة الصبيان». بر پایه این گزارش, اعمش انتظار داشت که پرسشهایی از او بعمل آید که به سهولت از نصوص استنباط پذیر نباشد و فقه پژوه به مسائلی مسلط باشد که در کنش گری او در جامعه اثر گذار باشد و پرسش او مسئله ای نباشد که کودکان کوچه و بازار نیز پاسخ آنها را می دانند. از این رو, نوع, جنس و تراز پرسشی که در مباحثات و پژوهشهای فقهی مورد کنکاش و نقد و بررسی قرار می گیرد, می تواند از جمله معیارهای فقه و فقیه تراز باشد تا توانایی و کارآمدی فقه را در افق اکنون و آینده آشکار سازد. ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
💢 نقد انگاره واگرایی سیاسی آیت الله میلانی (01) ✍️ علی راد در فرسته پیشین اشاره کردیم که جریان فکری خاص از روزگار حیات آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی(ره) تا کنون کوشیده است تا تصویری واگرا از دیدگاه نهایی ایشان در مواجه با نهضت سیاسی انقلاب اسلامی ایران در اذهان نهادینه سازد, هر چند علل و انگیزه های این جریان فقط سیاسی نبود لکن مدعای خود را در نقد اندیشه سیاسی آیت الله میلانی ابراز داشتند. از شواهد این مهم تلاش این جریان برای توجیه انزوای سیاسی آیت الله میلانی با دلایلی است که طرفداران جریان یاد شده در گردآوری و تحلیل آن کوشیده اند. بررسی میراث شفاهی و مکتوب آیت الله میلانی اعم از کتابها, بیانیه ها, نامه ها, گفتارها , اسناد و مدارک موجود گویای این مهم است که ادعای واگرایی سیاسی آیت الله میلانی از اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مبارزه با حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی به زعامت و رهبری فقیه تراز در ایران, دچار چندین مغالطه و آسیب پنهان است که به مهم ترین آنها اشاره می شود. ❇️ یک. تحلیل به جای سند گفتار یا نوشتاری از شخص آیت الله میلانی که در آن به گسست یا واگرایی سیاسی ایشان از نظریه امام خمینی(ره) در مسئله حکومت و رهبری جامعه اسلامی ایران تصریح کرده باشند, وجود ندارد از این رو در سایه سار این وضعیت, تحلیل و تفسیر به جای سند نشسته است. روشن است که اعتبار و اصالت واقع نمایی تحلیل اندیشه سیاسی آیت الله میلانی مشروط و مقید است و چنین نیست هر تحلیلی معتبر باشد. آنچه در انزوای سیاسی آیت الله میلانی از سوی جریان فکری رقیب ارائه شده است صرفاً از نوع تفسیر و تحلیل است و این جریان سند معتبری در این موضوع ارائه نکرده است؛ روشن است که در چنین مواقعی که به سند روشن و معتبری از شخص آیت الله میلانی در این مسئله دسترسی نداشته باشیم, زمینه برای تفسیرها و تحلیل های مختلف فراهم است و چنین نیست که فقط یک تفسیر از کنش گری سیاسی ایشان معتبر و اعتبار داشته باشد بلکه می توان با استناد به مجموعه قرائن و شواهد موجود تحلیل متمایز از اندیشه سیاسی آیت الله میلانی ارائه کرد. بنا براین چنین نیست که بتوان به راحتی و قاطعیت اعلام کرد که آیت الله میلانی به نوعی واگرایی و گسست سیاسی از انقلاب اسلامی دچار شده بود. تلاش برای جانمایی تحلیل به جای سند مغالطه پنهانی است که نباید در بازپژوهی و ارزیابی اندیشه سیاسی آیت الله میلانی از آن غفلت ورزید. ❇️ دو. الگوهای دوگانه و ایستا جریان رقیب در توصیف رابطه آیت الله میلانی با انقلاب از دوگانه هایی ایستا و غیر منعطف چون همگرا- واگر , انقلابی- غیر انقلابی بهره مند است و بر پایه معیارهای برساخته این جریان, آیت الله میلانی در طیف همگرا- انقلابی قرار نمی گیرد. حال پرسش در اعتبار این الگوها و معیارهایی است که این جریان در طبقه بندی شخصیتهایی چون آیت الله میلانی آنها را به کار برده است؟ دلیل اعتبار این ساختارها و معیارها چیست؟ چرا باید در بازشناسی اندیشه سیاسی آیت الله میلانی از چنین معیارهایی سود جست که وجود سوگیری و تقابل سازی خودی و دیگری در نهاد آن انکار ناپذیر است, همچنین این ساختارها معیارها از انعطاف و تاب آوری در تفسیر و طبقه بندی برخوردار نیستند و نیز پیراسته از انگیزه های فکری و شخصی در کاربست و تطبیق نیستند . چرا نباید بر پایه معیارهای اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و رهبری انقلاب اسلامی به تحلیل و داوری درباره رویکرد آیت الله میلانی پرداخت که بهتر و دقیق از دیگران با اندیشه ایشان آشنا بودند؟ ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
💢 نقد انگاره واگرایی سیاسی آیت الله میلانی (02) ✍️ علی راد ❇️ سه. نگاه بریده و تقطیع تاریخی برجسته سازی یک دوره از حیات سیاسی آیت الله میلانی – که به تعبیر جریان رقیب دوره انزوا یا سکوت سیاسی ایشان بود- و مبنا قرار دادن آن برای داوری نهایی در تبیین اندیشه سیاسی آیت الله میلانی, آسیب دیگری است که در این زمینه وجود دارد. حال اینکه آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی(ره) در دو دهه اخیر حیات خود که در ایران - مشهد حضور داشتند, به استناد بیانیه ها و نامه های سیاسی, اسناد تاریخی و سلوک عملی ایشان در این بازه زمانی, تردیدی در کنشگری سیاسی- اجتماعی ایشان وجود ندارد, آیت الله میلانی از جمله شخصیتهای مبارز و مجاهدی بود که بی پروا در نقد حکومت پهلوی دوم و دفاع از اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) و نهضت ایشان کوشا بودند, نقدهای تند و بی محابای ایشان علیه شاه و عملکرد دولت وقت بی نظیر و بی سابقه است. ❇️ چهار. تاویل سکوت به واگرایی سکوت سیاسی آیت الله میلانی – در چند سال اخیر حیات ایشان- الزاماً از نوع سکوت منفی و در تقابل با اندیشه سیاسی انقلاب نبود, این به اصطلاح سکوت یا انزوا دلایل فرهنگی, اجتماعی و فکری خاص خود را داشت و نباید از آن به عنوان شاهدی بر واگرایی یا گسست در اندیشه سیاسی ایشان یاد کرد از این رو تاویل سکوت ایشان به واگرایی یا انزوای سیاسی نادرست است, سکوت ایشان از نوع سکوت مثبت بود که برخی از جریانهای فکری و اعتقادی بر آیت الله میلانی تحمیل نمودند و ایشان نیز هوشمندانه و حکیمانه به جای تقابل با آنها و به منظور حفظ وحدت و اتحاد , با ایشان مماشات نموده و از حق خود در دفاع از اندیشه و جایگاه خود دلسوزانه اعراض نمودند. ❇️ پنج. در تضاد با مبانی و سلوک سیاسی تلاش برای جانمایی آیت الله میلانی در گروه اهل انزوا و اعتزال یا تعابیری مشابه در تضاد با مبانی و سلوک صریح ایشان در نقد حکومت پهلوی دوم و حمایت های آشکار و بی نظیر ایشان از نهضت سیاسی امام خمینی(ره) است, مبارزه با ظلم و بی عدالتی و تشکیل حکومت اسلامی به عنوان تنها راهکار برون رفت از وضعیت بحران زده ایران از جمله اصول اندیشه سیاسی آیت الله میلانی است که در بیانیه های خود بدان تصریح داشتند. این اصول و مبانی برخاسته از فقه سیاسی آیت الله میلانی است که ریشه در قرآن و سنّـت دارد و آیت الله میلانی التزام عملی و باور ایمانی خود به آنها را در گفتار, رفتار و نوشتارهای خود ابراز داشته اند. با وجود چنین اصول متقن و مصرح از ایشان, تردیدی در هم گرایی ایشان با اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مبارزه با ظلم و برقرار حکومت اسلامی وجود ندارد. ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈• @OstadRad
🔻آیت الله العظمی حاج سید محمدهادی میلانی در عرصه‌های مختلف علمی و اجتماعی ▫️به مناسبت ۱۷ مرداد؛ پنجاهمین سالگرد ارتحال آن مرجع عالیقدر ............................................. کانال میراث فقاهت خراسان