🔻آیت الله العظمی سید محمدهادی میلانی(ره) در کلام مقام معظم رهبری
▫️بخش دوم
🔹مرحوم آیت الله میلانی، حوزه مشهد را به یک حوزه معمور و آباد تبدیل کرد!
آیتالله العظمی خامنهای در خاطرات خود میفرمایند:
«در سابق آقایان راه میافتادند و به حوزههای بزرگ میرفتند؛ اما گاهی یک حوزهی بزرگ، در جایی به وجود میآید. کما اینکه در مشهد، مرحوم آیت الله میلانی، در واقع حوزه مشهد را از کمی بالاتر از صفر، به یک حوزه معمور و آباد تبدیل کرد! مشهد که درس خارج نداشت؛ یعنی یکی دو درس به اسم درس خارج بود؛ اما درس خارج نبود؛ درسهای ریاستی عنوانی بود...
آقای میلانی از کربلا وارد مشهد شدند. وقتی که ایشان وارد مشهد شدند دفعتاً حوزۀ مشهد به یک حوزۀ حقیقی تبدیل شد. ایشان آمدند و درس را شروع کردند و اول تعدادی طلبه-چهل، پنجاه، یا شصت نفری- به درسشان رفتند. حدود سال سیوسه، سیوچهار بود. آن وقت که ایشان آمدند، من به درس خارج نمیرفتم. یک دو سالی ایشان درس گفتند، یواش یواش درسشان رونقی گرفت. مبحث «صلاة» را شروع کردند و طلبههای جوان رفتند؛ ما هم رفتیم. من قبل از اینکه به قم بیایم، دو سال و خوردهای به درس ایشان میرفتم. وقتی میخواستم به قم بیایم، خیلی از افراد مرا تخطئه میکردند که « قم برای چه؟! در اینجا که آقای میلانی هست». البته در آن وقت، شوق قم ما را کشاند؛ ولکن کسانی بودند که واقعاً در مشهد پای درس مرحوم میلانی ماندند و ملا شدند.»
(نرم افزار حوزه و روحانیت، ص ۷۷۱ و ۷۷۲ و گذرگاه خاص الخاص، ص ۱۰۵.)
..................
کانال میراث فقاهت خراسان
https://eitaa.com/mfkh_ir
🔻آیت الله العظمی سید محمدهادی میلانی(ره) در کلام مقام معظم رهبری
▫️بخش سوم
🔹اوصاف فردی، علمی، اخلاقی و معنوی و بینش سیاسی آیتالله میلانی از منظر معظم له
🔸آقای میلانی، روشنبین و پخته و وسیع نگر بود
مقام معظم رهبری در خاطرات خود از ایشان اینچنین یاد میکنند:
«برای ایشان خیلی احترام قائلم. شخصیت احترام انگیزی بود. مردی بود ملّا و کاملاً درسخوانده؛ آدمی بود جامع، خوش ذوق، اهل تاریخ، اهل شعر، اهل رجال، اهل مسائل عرفانی و معنوی... اهل فلسفه؛ هم فقیه خوبی بود و هم مدرسی قوی... مردی بود بسیار ملایم و خیلی محترم. برخوردش غالباً احترام انگیز و توأم با پختگی، توأم با مهربانی و نرمی... ایشان علاوه بر اینها یک جنبه روشنفکری هم داشت... سیاستمدارهای متمایل به آزاداندیشی و آزادمنشی به ایشان تمایل داشتند... تمایلات جبهه ملی به ایشان نسبت داده میشد؛ اگرچه ایشان به من... اول ۴۲ که از قم آمدم مشهد و پیغام آقای خمینی را برای ایشان آوردم... گفتند که من راضی نیستم که مرا به جبهه ملی نسبت بدهید... در کار سیاست و مبارزه... آدم تند و حاد و قاطعی نبود.»
(شرح اسم، ص 196.)
همچنین در جای دیگری میفرمایند:
«آقای میلانی، روشنبین و پخته و وسیع نگر بود.»
(نقش علمای مشهد در انقلاب اسلامی، ص۲۹.)
.............................................
https://eitaa.com/mfkh_ir
عمیدالدین.pdf
حجم:
2.5M
🔻عمیدالدین؛ ویژه نامه مجله حریم امام در بزرگداشت آیت الله العظمی میلانی(ره)
........................................
💢نقد انگاره واگرایی سیاسی آیتالله میلانی
✍️ حجتالاسلام علی راد
همزمان با دهه پایانی حیات آیتالله العظمی سید محمدهادی میلانی(ره) برخی از جریانهای فکری کوشیدند، رویکرد سیاسی ایشان را در تقابل با نهضت انقلاب اسلامی ایران نشان دهند که چند سال پس از رحلت ایشان با عنوان جمهوری اسلامی در ایران به حکومت رسید و نقطه عطف در تاریخ حیات سیاسی ایران گردید؛ مخالفان آیتالله میلانی در تحلیلی خوشبینانه از انزوا، اعتزال و سکوت سیاسی در سالهای پایانی زندگی ایشان سخن گفتند و با ارائه چند تحلیل تلاش کردند چرایی آن را توجیه نمایند و چنین نتیجه گرفتند که آیتالله میلانی رویکرد همدلانه اولیه خود با نهضت انقلاب اسلامی را تغییر داده و دچار نوعی واگرایی سیاسی شده است. این موج همچنان پس از رحلت ایشان تاکنون به هژمونی خود در بازسازی نظریه سیاسی آیتالله میلانی تداوم بخشید و اندیشه سیاسی اصیل آیتالله میلانی را در محاق فرو برد و بازپژوهی آرای آیتالله میلانی در موضوعات سیاست، قدرت، حکومت و دولت را تحت تاثیر خود قرار داد.
امروزه پژوهشگران حوزه فقه و اندیشه سیاسی فقیهان امامی معاصر در بازشناسی اندیشه سیاسی آیتالله العظمی سید محمدهادی میلانی(ره) با چندین چالش جدی مواجه هستند:
🔗 متن کامل یادداشت: http://ijtihadnet.ir/?p=79026
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 ترفند آیتالله میلانی برای موضعگیری علیه اسراییل
🔸طبق این سند ساواک در گزارش خود نوشته است: برای اینکه جنگ بین اعراب و اسرائیل بهصورت جهاد بین مسلمین و صهیونیزم معرفی شود، چشمها متوجه آیتالله میلانی شد.
🔸در دومین شب آغاز نبرد بین اعراب و اسرائیل آیتالله میلانی نامهای تهیه مینماید. محمد حجازی منشی و مباشر ایشان معتقد بود که در انتشار این نامه یکی از دو راه زیر را آقای میلانی در پیش خواهند گرفت: یا نامه را به امضاء روحانیون مشهد خواهند رساند و سپس منتشر خواهند نمود ... یا اینکه نظر خود را مستقیماً به عراق برای علما و مردم آنجا بفرستند و بهوسیله پسرشان به اطلاع مردم و شیعیان آنجا برسانند.
🔸ایشان شقّ دوم را انتخاب کردند و نظریات خود را بهوسیله پسرشان به اطلاع شیعیان عراق و دولت آن کشور رساندند و رادیو بغداد منتشر نمود.
🔸بدینوسیله آیتالله میلانی هم توانست با زرنگی خاص خود از تعقیب و ممانعت از انتشار نظریاتش توسط ساواک جلوگیری کند و هم موجودیت و نظریه خود را برای علمای شیعه و مردم جهان اعلان نماید.
https://eitaa.com/negahh ┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
تکلیف شرعی از تشخیص تا عمل در نظرگاه آیت الله میلانی
✍️علی راد
آیتالله العظمی سید محمد هادی ميلانی در بیان ضرورت تکلیف شرعی مسلمانان جهان اسلام نسبت به حمایت از همدیگر، به نکته ای دقیق در این فرایند اشاره می کنند. ایشان در قضیه شیعیان پاکستان چنین می فرمایند:
" چیزی که فکر ما را بسیار مشوّش کرده و واقعا در حیرت هستم اینست که فعلا در پاکستان کشور اسلامی است و در آنجا نُه میلیون شیعه وجود دارد و جمعیتشان بالغ بر نود میلیون می باشد و بالاخره اسلام است و مملکت اسلامی است بلکه به گفته برخی مطّلعین می گویند که هفده میلیون شیعه در آنجا وجود دارد، بر فرض همان نه میلیون شیعه بالاخره ما نسبت به آنها که خاص الخاص اند و نسبت به نود میلیون مسلمان دیگر که اکنون در فشار کفر واقع شده اند، در فشار بت پرست ها واقع شده اند، در تحت حملات هندوها واقع شده اند اکنون وظیفه چیست که بسیار متحیّر هستم و تحقیقا در شبانه روز، شاید ساعتی نگذرد و خالی از ذهن نبوده باشم که وظیفه چیست، تلگراف از آنجا برای بنده آمده است و جواب تلگرافی هم به ایشان داده ام و در جواب، بسیار اظهار همدردی و هم ناله ای کرده ام و تأثّرات خودم و روحانیّت را در پاسخ به آن ها بیان کرده ام لیکن وظیفه چیست که انسان متحیّر می ماند.
تحقیقا در این زمان تشخیص وظیفه، مشکل تر از عمل بوظیفه شده است اکنون متوقع است که مسلمانان تمام دنیا و فقط اختصاص به ایران ندارد که اظهار همدردی و هم ناله ای و همدستی و تعاون را با این کشوری که فعلا تحث فشار و ضغط واقع شده است، بنمایند".
دروس آیت الله میلانی - جلسه 0773 - مبحث صلاة الجماعة ـ فی المستحبات و المکروهات (نوار 14 ـ درس 7)
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
نقد تاریخی منابع؛ پیشینه و ضرورت
✍️ علی راد
دوره روشنگری در غرب نقطه عطفی در نقد تاریخی کتاب مقدس به معنای متمایز آن از نقد در گذشته بود. در این دوره بررسی لایهها و سویههای مختلف تاریخی کتاب مقدس، پرسشها و نقدهای جدی را درباره اعتبار مصادر و ماهیت مولفان بخشهای مختلف آن مطرح ساخت. این نقدها، با مخالفتهای سنّتگرایان مواجه گردید و چالشهای نظری و عملی فراوانی از طرد تا تکفیر را برای منتقدان تاریخی کتاب مقدس به وجود آورد. به مرور زمان، روند نقد تاریخی فراتر از تحلیل منابع کتاب مقدس به موضوعات علوم انسانی و اجتماعی تسری یافت، به گونهای که پاسخ به اعتبار و وثاقت تاریخی به یکی از مهمترین پرسشهای حیاتی و اساسی در فلسفه علوم انسانی و اجتماعی بدل شد(نک: کرنتز, ادگار, روش تاریخی- انتقادی, ص 19 – 59 , ص 89 – 113) .
در ادامه این مسیر، نقد تاریخی به معنای عام آن اهمیت بیشتری یافت و علاوه بر نقد کتاب مقدس, علوم انسانی و اجتماعی، در بررسی منابع تاریخی و تاریخنگاری رویدادهای مهم جهان بشری به کار گرفته شد , و هدف آن دستیابی به واقعیت و حقیقت, زدودن خرافه و اسطوره از اندیشه و تاریخ بشر بود. مارک بلوخ (Marc Bloch) در کتاب «The Historian's Craft» (هنر مورخ) روششناسی و نقد تاریخی را به شکل علمی و فلسفی بررسی کرده است. بلوخ در این کتاب بر اهمیت تحلیل علتها و نقد منابع تاریخی تأکید دارد. وی از بنیانگذاران مکتب آنال فرانسه است. مکتب آنال (Annales School) یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مکاتب تاریخنگاری قرن بیستم است که در فرانسه شکل گرفت و تحولی بنیادین در رویکرد به تاریخ و روشهای تاریخنگاری ایجاد کرد. مکتب آنال باعث گسترش دامنه مطالعات تاریخی شد و تاریخ را از روایت صرف وقایع سیاسی و نظامی به تحلیل عمیق ساختارهای اجتماعی و اقتصادی سوق داد. این مکتب با تأکید بر اهمیت منابع متنوع (اسناد، ادبیات، هنر، دادههای علمی) و همکاری با رشتههای دیگر، روششناسی تاریخنگاری را متحول ساخت و الهامبخش بسیاری از تاریخنگاران معاصر شد (نک : https://B2n.ir/kh8532 + https://B2n.ir/nf6001 ).
نقد تاریخی در کشاکش نقض¬های مخالفان و پاسخهای موافقان توانست ساختار علمی و اصول روششناسی خاصی برای خود پیدا کند, این مهم ابتدا در مطالعات غربیان رشد کرد و سپس به تدریج و البته با اندکی تاخیر در پژوهشهای تاریخی معاصر ایران نیز جایگاه خود را پیدا نمود(بنگرید : شارل ساماران (زیر نظر)، روشهای پژوهش در تاریخ؛ زرینکوب، عبدالحسین, تاریخ در ترازو؛ ملایی توانی، علیرضا؛ درآمدی بر روش پژوهش در تاریخ؛ صادقی, مقصود علی, شناخت و نقد منابع و مآخذ تاریخ ایران بعد از اسلام). در جهان عرب نیز پژوهشگران متعددی به نقد تاریخی در مطالعات تاریخ اسلام پرداختند و آثاری چند در این زمینه منتشر ساختند.
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
♨️مدینی و اهمیت علم رجال و فقه الحدیث♨️
✍️علی راد
در نگاه علی بن مدینی, شناخت راویان حدیث را نصف دانش حدیث بود و نیمه دیگر آن را فقه الحدیث به معنای امروزین می دانست که به ژرف نگری در معانی متن حدیث می پرداخت.
حدثنا زنجويه بن محمد النيسابوري بمكة ، ثنا محمد بن إسماعيل البخاري قال : سمعت علي بن المديني يقول : التفقه في معاني الحديث نصف العلم ، ومعرفة الرجال نصف العلم.( الحد الفاصل - الرامهرمزي - ص 320 ).
اين متن دلالت دارد که در قرن دوم هجری دانشهای رجال و فقه الحدیث به ثبات نسبی رسیده بودند زیرا مدینی به عناوین آندو ارجاع داده است. این ارجاع تاریخی گویای این نکته در تاریخ علم است که ساختار, مبانی و رویکرد دو دانش یاد شده در یک فرایند تاریخی تا پیش از عصر مدینی در گفتمان علوم اسلامی از تمایز ماهوی با علوم دیگر برخوردار بودند. علم رجال و فقه الحدیث در نگاه مدینی از بایسته های اجتهاد در حدیث است که بایستی به شکل تجمیعی در مجتهد حاصل باشد زیرا هیچکدام بدون دیگری, غرض دانش حدیث را تامین نمی کند. از سوی دیگر اجتهاد در رجال امری ضروری و بایسته است و فروکاست آن به امر تفننی یا تشریفاتی در گفتمان مدینی پذیرفته نیست؛ روشن است که این رویکرد مدینی در فضای حدیث اهل سنت و با قبول سندگرایی محض در اعتبار سنجی معنا دار است هر چند که فی الجمله در سایر رویکردهای اعتبار سنجی نیز راوی شناسی و سند شناسی از اصول و قواعد به شمار می آید لکن افزون بر سند به سایر قرائن و شواهد نیز توجه می شود.
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
اعمش و شيوخ القَمراء؛ نقد دین ورزی کهنسالان
✍️ علی راد
سلیمان بن مهران معروف به اعمش (61 – 147 ق) از محدّثان و فقیهان نامدار قرن دوم هجری اهتمام جدی به فراگیری سنّت به مثابه یک منبع مهم دین شناسی و دین ورزی داشت. او این مهم را فراتر از یک شاخص دانایی بلکه واجب دینی می دانست و گستره آن را از دوره جوانی تا پیری به شکل پیوسته ترسیم می کرد. در گزارشی از اعمش آمده است که او تنبیه پیرمرد مسلمانی را که نسبت به نگارش حدیث اهتمام نداشت جایز می دانست و چنین پیران مسلمان را به پیران قَمراء تشبیه می کرد که در شبهای مهتابی و روشن تا صبح به بازخوانی تاریخ خلفا می پرداختند و بهره ای از سنت و سیره رسول خدا (ص) نداشتند و حتی احکام نماز را نیز به یاد نداشتند. متن این گزارش چنین است :
« هارون بن حاتم ، ثنا عثام بن علي ، قال : سمعت الأعمش يقول : إذا رأيت الشيخ ولم يكتب الحديث فاصفعه ، فإنه من شيوخ القمراء ، قلت لابن عقبة : ما معنى شيوخ القمراء ؟ قال : شيوخ دهريون يجتمعون في ليالي القمر فيتحدثون بأيام الخلفاء ، ولا يحسن أحدهم أن يتوضأ للصلاة : هارون بن حاتم از عثام بن علی گفت: شنیدم اعْمَش میگفت : هرگاه پيرمردي را دیدی و حدیث ننوشته بود به او سیلی بزن، زیرا او از شیوخِ «قَمَراء» است. به ابن عقبه گفتم: «شیوخ قَمرَاء» یعنی چه؟ گفت: پیران دَهری هستند که در شبهای مهتابی گرد میآیند و درباره روزگار خلفا سخن میگویند، و هیچیک از آنان وضو گرفتن برای نماز را درست نمیدانند».
تعبیر «شیوخ قَمرَاء» به مثابه یک آسیب پدیده ای فراگیر در جامعه اسلامی روزگار اعمش اشاره دارد که نوعی تفکر سکولار و باستان گرایی عرب در آن نهادینه شده بود, این مهم از طریق تبلیغات گسترده جریان خلافت و با محوریت قداست بخشی و الگوسازی بر اساس شخصیت خلیفه شکل گرفته بود, شاعران درباری, قصه سرایان و مورخان وابسته به زر نقشی مهم در تثبیت و پایداری آن داشتند. قید دهری گرا در تفسیر ابن عقبه از تعبیر شیوخ قمراء به نفوذ انگاره شرک در بنیاد این فرهنگ اشاره دارد که بنی امیه در گسترش آن نقش جدی داشت زیرا ترویج انگاره شرک- جبر طبیعت را در میان مردم را آزاد گذاشت و خود عمیقاً بدان باورمند بود. در روزگار اعمش پیامدها و میوه های تلخ این فرهنگ هنوز وجود داشت و او از مشاهده چنین کهنسالانی در میان مسلمانان به شدت در رنج بود. اعمش به مثابه یک فقیه روشن بین, راه برون رفت از این آسیب فرهنگی- اعتقادی را بازگشت با سنّـت و بازخوانی اسلام از طریق میراث اصیل آن می دانست و تنبه بخشی به این کهنسالان را با بهره گیری از شیوه های هشدار و انذار سودمند می دانست. از این رویکرد انتقادی – اصلاحی اعمش باید امروزه در تربیت جامعه اسلامی بهره گرفت.
┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad