🧿 استنتاج در تاریخ نگاری؛ آسیبها و پیامدها
✍️ علی راد
پایان باز و پایان بسته دو الگوی شناخته شده در پژوهشهای تاریخی است که از دوره مدرن تا کنون محل نقد و نظر بوده است. در الگوی نخست, پژوهشگر تاریخ از هر گونه داوری و جزم گرایی در استتنباط از اخبار و اسناد تاریخی اجتناب می ورزد؛ در این الگو نقش تاریخ نگار در منطق و ساختار روایی او از تاریخ نهفته است. در الگوی پایان بسته, تاریخ نگار به نتیجه گیری می پردازد و به هر دلیلی یک برداشت از پدیدار تاریخی را ترجیح می دهد و به خواننده القا می کند. در نگاه برخی این استتناج فروکاست نقش خواننده فهیم در یک پژوهش تاریخی است :
♨️ « تاریخ نگار به روایت تاریخی آغاز, میانه و پایان میدهد گاه نویسنده ی کتاب تاریخ پایان را نتیجه گیری میداند کتابهایی که با نتیجه گیری تمام می شوند نقش خواننده را کاهش میدهند و به یک معنا شعور خواننده را دست کم می گیرند و معنایی نهایی را به او تحمیل میکنند بهتر است که راه باز بماند تا خواننده خود اگر خواست نتیجه ای از متن بگیرد» (بابک احمدی, رساله تاریخی).
تاریخ نگاری آمیخته به رویکردهای مذهبی چون کلامی, الهیاتی و حتی رویکردهای فرا مذهبی چون سیاسی, جناحی از نمونه های روشن تاریخ نگاری پایان بسته است و این مهم یکی از دلایل تعارضات وتناقضات منابع تاریخی در روایت از یک واقعه مشترک است. تصویر زبیریان و امویان از وقایع صدر اسلام و شخصیت رسول اکرم(ص) نمونه آشکار این رویکرد هست.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 محمد (ص) , پیامبر بازار
بازار, محراب نبوت و آوردگاه عدالت
✍️ علی راد
امروزه تعبیر « پیامبر بازار » شاید تناقض آمیز به نظر آید زیرا در نگاه ما پیامبری شأنی معنوی , ملکوتی و فراتر از امور دنیوی دارد , پیامبری با بازار که اوج دنیاگرایی است , هم رنگ و همسان نیست. انسان هر چه به عالم معنا و معنویت نزدیک تر به همان سان از دنیا و مظاهر آن که در بازارها متجلی است , گریزان است! بازار نماد دنیاگروی و لهو و لعب و غفلت از یاد خداوند است ! بازار, محبوب ابلیس و ابلیسیان است و نسزد که عبد صالح و انسان کامل در آن درنگ نماید , حضور پیدا کند , با بازاریان همنشین و هم سخن گردد ! برایند این پنداره گسستن حضور پیامبر(ص) از بازار و انحصار حضور ایشان به مسجد و منبر است , انگاره ای که اینک از امامت و نبوت در اذهان برخی از مسلمین نهادینه شده است , و از حضور پیامبر در بازار و آموزه های ایشان در موضوع بازار کمتر سخن به میان می آید!
حال اینکه نصوص تاریخی و حدیثی گویای این مهم است که پیامبر اکرم (ص) از ظرفیت بازارهای مکه و مدینه حداکثر استفاده را برای تبیین آموزه های وحیانی استفاده نمود , بازار را محراب خود قرار دارد , با حضورهای مکرر و پیاپی خود به تثبیت عدالت اقتصادی و زدودن ربا , گران فروشی , احتکار , کم فروشی , حیله , غل و غش در کالا , ... اهتمام جدی ورزید , ارزش و جایگاه بازار و بازاریان را تعالی بخشید , تاجران را همنشیان شهیدان معرکه جنگ و شهدای راه دین معرفی کرد , فقه بازار را بر بازاریان واجب نمود , از ظرفیت های سیاسی , اجتماعی و ادبی بازار غفلت نورزید , فضای بازار را رایحه آیات قرآن عطرآگین نمود , در بازار به نبرد شرک و کفر برخاست , با قرآن تحدی نمود ........ .
متون حدیثی و تاریخی گویای حضور گسترده و فراگیر پیامبر(ص) در بازارهای مکه و مدینه, رصد و پایش , نظارت و صیانت , هدایت و تعالی بازار به سوی عدالت بود ؛ شاید یکی از اسرار لطیف آیه تعبیر « ... و یَمشونَ فِیالاَسواقِ » در آیه « وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ » (فرقان / 20) در این مهم نهفته باشد که حضور در بازار را نسبتی با پیامبری است زیرا بازار آنگونه که آوردگاه عدالت و توحید است میتواند آوردگاه استثمار و تکاثر , شرک و کفر نیز باشد و پیامبران را نشاید که از بازار غفلت ورزند , بلکه باحضور در بازار با اقشار مختلف و متنوع مردمان انس گیرند , از فقر و رنج ایشان آگاهی یابند , مترفین و اهل تکاثر را هشدار دهند , .... و این است تفاوت بازار با مسجد!
آری , حضرت محمد (ص) , پیامبر بازار نیز بود و حتی دشمنان او نیز از حضورش در بازار برای ترور او نقشه کشیدند لکن او از آن نهراسید , طعم عدالت در بازار را برای مومنان به قرآن و حتی اهل جزیه چشانید به گونه ای که اهل کتاب می توانستند در بازارهای مسلمین اجناس خود را بفروشند زیرا امنیت بازار تحت نظارت و صیانت حضرت محمد (ص ) بود ؛ امام علی (ع) , جانشین راستین او نیز این رویه را ادامه داد : « و کانَ یرکبُ بَغلَةَ رَسولِ اللّهِ(ص) الشَّهباءَ ویطوفُ فِی الأَسواقِ سوقا سوقا، ... » و حضور دجالیان و ابلیسیان در بازار مسلمین را ریشه کن کرد که چون آفتاب نبوت و امامت بر بازار نتابد ابلیس و دجال سایه شوم خود را بر آن بگستراند !
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 حدیث فقر پیامبر(ص)
از پارادایم تصوف تا ایدئولوژی زهد
✍️علی راد
«پارادایم تصوف – ایدئولوژی زهد» بر مبنای دنیاگریزی و مخالفت با ثروت و مال استوار است و از گذشته تا اکنون تصویری هم سوی با آرمان های خود از شخصیت و سیره رسول خدا (ص) ارائه کرده است و امروز در رسانه و منابر جهان اسلام نیز همین پنداره و انگاره از سیمای نبوی حضور و کارکردهای موثر در فرهنگ, تمدن, سبک زندگی, دانش اندوزی مسلمانان داشته و دارد ؛ این در حالی است که پژوهشهای عمیق و دقیق سیره پژوهی بر عکس این مدعا دلالت دارند و تمامی ادله روایی و تاریخی فقیر بودن قابل مناقشه و نقدپذیرند . خاستگاه تصویر فقرآلود از رسول خدا (ص) در اذهان مسلمانان- که بیشتر واعظان و اهل منبر آن را ترویج می دهند- در انگاره فضیلت فقر بر ثروت, جایگاه معنوی و فضایل اخروی فقیران ریشه دارد که از سوی جریان تصوف در جامعه اسلامی نهادینه شد و از این طریق ترس از ثروت در ذهن مسلمانان تثبیت یافت و فقر در جوامع اسلامی اشاعه یافت ؛ این در حالی است که ایدئولوژی فقیر بودن محمد (ص) افزون بر تعارض با آیات و اصول اسلام در تنافی آشکار با نصوص تاریخی است که اثبات میکنند ایشان فردی ثروتمند و دارای اموال قابل توجه بود که از ثروت خود برای زدودن فقر بهره برد ؛ از این رو در منابع سیره و تراجم از محمد (ص) با گزاره هایی چون «کان میسوراً غنیاً » و «لم یکن فقیرا قط » یاد شده است.
نمونه مشابه آن «پارادایم قلندریه - ایدئولوژی قدرت» است. تصور غالب این است که قلندریه فقط جریان عرفانی است لکن با رویکردهای پارادایم شناسی روشن شده است که جریانی اجتماعی- سیاسی بود که به دنبال سهم خواهی از قدرت سیاسی بود هر چند در طول تاریخ دگردیسی ها نیز داشته است .
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 نفرین محمد (ص) از حقیقت تا مجاز
✍️ علی راد
عن النبی (ص) : « ويل للعرب من شر قد اقترب أفلح من كف يده ... »
کاربرد اسلوب وعید و تهدید در گفتار زمانی رخ می دهد که گوینده از عناد مخاطب به ستوه آید و ناگزیر برای ابراز تنفر به سرزنش و نفرین او روی آورد ؛ واژه ویل از جمله شناخته شده ترین کلمات عربی است که چون در صدر جمله ای بنشیند بر نفرین و سرزنش مخاطب دلالت آشکاری دارد .
شاید در آغاز تعبیر « نفرین محمد (ص) » تناقض آمیز به نظر برسد زیرا قرآن پیامبر (ص) را در اوج مقام خُلق عظیم و رحمت بر جهانیان معرفی می کند. چگونه ممکن است از چنین شخصیتی در این تراز از کمال , نفرین – یا نفرین هایی - صادر شده باشد؟ این تناقض با تصویر صوفیانه و عرفانی رایج در اذهان برخی از مسلمانان از شخصیت پیامبر(ص) نیز هم سویی دارد , تصویری که حضرت محمد (ص) را اهل تسامح و تساهل با دگراندیشان , اهل اغماض و تجاهل نسبت به انحطاط فرهنگی و افول اخلاقی جامعه , اهل مدارا و رواداری با جریان های زر و زور , قدرت و ثروت معرفی میکند با استناد به اینکه اگر با دگراندیشان درشتی در گفتار و رفتار نماید از پیروان او کاسته خواهد شد! تصویری که جریان یهود از حضرت عیسی (ع) در یک فرایند تاریخی – جدلی بر ساخت , عیسای مجاهد نستوه را به عیسای خاموش, عارف صلح اندیش و اهل مدارا با ستمگران بدل نمود , عیسی را چنان با ملکوت و خدا پیوند زد که نسبت و پیوند او با انسان و دنیا گسست و این چنین عیسای مریم به اسطوره ها پیوست و اینک میراث برجای مانده از او چیزی جز شکیبایی تا روز آخر و واسپاری تاریخ به روند طبیعی آن نیست! آیا محمد (ص) نیز چنین بود و به چه میزان این تصویر از او درست می نماید و حقیقت نفرین های پیامبر اکرم چیست؟ روشن است که تصویر فوق نگاهی بریده و نا تمام به سیره و سیمای محمد (ص) در قرآن و تاریخ دارد , محمد (ص) آن گونه که پیامبر صلح و مدارا بود , پیامبر رزم و نبرد نیز بود , شدّت و رحمت به موازی و تساوی در وجود او در جریان بود و این عملکرد مخاطبان محمد (ص) بود که نوع رفتار مهر آمیز یا قهر آلود او را تعیین می کرد , چنین نبود که پیامبر(ص) با کسی که شایسته قهر و شدّت است به عطوفت و لطافت برخورد کند , به تجاهل و اغماض روی آورد و چشم بر افول انسانیت ببندد , هر چند که رفتار نخستین محمد (ص )با همگان از سر تکریم و مهرورزی بود.
نفرین نبوی از سَر دلسوزی و رنج انسان کامل به اسیران فرو خفته در شهوت و جهالت بود , نفرین او با نفرین دیگران تفاوت ماهوی داشت , نفرین او برخاسته از از سَر خشم , جهل , خود خواهی , حسادت , ... نبود بلکه تجلی رحمت در آینه قهر بود .
نفرین محمد (ص) در امتداد نفرین وحیانی در مقام روشنگری واقعیت , تبیین حقیقت , ستردن جهالت از اندیشه , زدودن غفلت از جان انسان های فرو خفته در سراب شهوت , گرفتار در اسارت نفس , اسطوره ها و خرافه ها بود . نفرین محمد (ص) همانند نفرین های قرآن هشداری بود به خطری هولناک که بشریت را تهدید می کرد, در حال ربودن سعادت انسان بود , در حال کاشتن نطفه زقوم شقاوت در شوره زار زندگی جاهلیت بود!
آری نفرین محمد (ص) هم چنان در تاریخ و امروز جهان طنین انداز است تا جان¬های تکیده , عقل های خموده , وجدان های خفته , چشم های فروبسته را بیدار سازد , و سیطره شر بر حیات انسان را ریشه کن سازد تا به رستگاری دست یابد.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
انتشار جلد هشتم دانشنامۀ «اسلامیکا»
♦️دبا: مجلّد هشتم از مجموعۀ ١۶ جلدی دائرﺓالمعارف اسلامیکا (Encyclopaedia Islamica) به سرویراستاری فرهاد دفتری و مرحوم ویلفرد مادلونگ از سوی انتشارات بریل منتشر شد. اثری که نسخۀ انگلیسی و مختصر دائرﺓالمعارف بزرگ اسلامی به سرویراستاری کاظم موسوی بجنوردی است.
🔹از ویژگیهای منحصربهفرد آن توجه ویژه به اسلام شیعی و میراث غنی و متنوع آن و نیز ایران فرهنگی است، که آن را مکمل دائرﺓالمعارفهای دیگر به زبانهای غربی میکند، ازجمله دائرﺓالمعارف اسلام چاپ انتشارات بریل با بیش از یکقرن سابقه و با نگاه اهل سنت به اسلام.
🔸اسلامیکا، علاوهبر ارائۀ مدخلهایی دربارۀ موضوعات و شخصیتهای مهم در اسلام بهطور عام، این امکان را به خوانندۀ غربی میدهد تا اسلام شیعی و ایران فرهنگی را نیز بهنحو خاص بشناسد.
♦️اسلامیکا نتیجۀ همکاری مرکز دائرﺓالمعارف بزرگ اسلامی و مؤسسۀ مطالعات اسماعیلی است که با نظارت علمی احمد پاکتچی در تهران و رضا شاهکاظمی در لندن، و نیز مدیریت شهرام خداوردیان در تهران و وندی رابینسون در لندن در حال فعالیت است. همچنین ایزابل میلر، استیفن هرتنستاین، راسل هریس، محمد عیسی ویلی، نجم عباس، مرجان افشاریان و مهران نوری از اعضای تیم ویراستاری اسلامیکا هستند.
🔹جلد هشتم اسلامیکا با مدخل «حبیب عجمی» (Ḥabīb al-ʿAjamī) آغاز میشود و با مدخل «حویزی، عبدعلی» (al-Ḥuwayzī) پایان مییابد و شامل مقالاتی دربارۀ امامان شیعیان: امام حسن مجتبی (ع)، امام حسین (ع)، امام حسن عسکری (ع)، و شخصیتهای شیعی ازجمله علی بن حسین (علیاکبر)، حبیب بن مظاهر، و علامۀ حلّی است. در میان مشاهیر ایران فرهنگی در این جلد، مدخل حافظ میدرخشد. از بزرگان صوفیه، مقالاتی دربارۀ حسن بصری، هجویری، خواجه عبدالله انصاری هروی و حلاج آمده است و همچنین شامل مقالات مهمی دربارۀ آیین حج، علم حدیث، نهاد حوزۀ علمیه و مفهوم حقیقت است.
🔸مقایسۀ کمّی مقالۀ امام حسن عسکری (ع) در اسلامیکا، به قلم احمد پاکتچی در ١٢هزارو٨۴۶ کلمه، با همین مدخل در ویراست دوم دائرﺓالمعارف اسلام، در ٧٨۴ کلمه، نمونهای گویا از تمرکز اسلامیکا بر معارف شیعی است.
▫️جلد هشتم دانشنامۀ اسلامیکا در هزارو١٨٠ صفحه، با تعدادی قریب به ۳۰۰ اشتراک آنلاین مستمر از کتابخانههای دانشگاهی، افراد و مراکز علمی در غرب است که برای این نوع آثار مرجع رقم بسیار مهمی به شمار میرود، بهبهای ۵۷۵ یورو از سوی انتشارات بریل، کهنترین و معتبرترین ناشر آثار استشراقی در مغربزمین با ٣۴٢ سال پیشینه، در لایدن هلند نشر یافته است.
🆔@pazhooheshyar_marja
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
فهرستواره_فقه_هزار_و_چهار_صد_ساله_اسلامی_در_زبان_فارسی_محمدتقی_دانش.pdf
حجم:
3.1M
فهرستواره فقه هزار چهارصد ساله اسلامی
در زبان فارسی
از
محمدتقی دانشپژوه
به انضمام
رسالهی اصول فقه فارسی
تألیف
ابوالفتح شریفی گرگانی
نشر علمی و فرهنگی
۱۳۶۷ خورشیدی
نشر علمی و فرهنگی، دیگر این نسک را چاپ نکرد.
🆔@pazhooheshyar_marja
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad