هدایت شده از علمای زنجان
علامه شیخ عبدالکریم زنجانی
عبدالکریم بن محمدرضا بن محمدحسن بن محمدعلی نجفی زنجانی؛ مجتهد امامی، فیلسوف و متکلم و نویسنده و یگانه روزگار خود...
شیخ محمد سند می گوید: مرحوم شیخ عبدالکریم زنجانی، نمیدانم نام او را شنیدهاید یا نه، استاد سید خوئی بود. او با نیت ایجاد تقریب بین مذاهب به مصر سفر کرد، حتی طه حسین در کنگره اسلامی فلسطین دست او را بوسید و گفت این اولین بار است که دستی را میبوسم و این از روی تحسین است.
شیخ محمدحسین آل کاشف الغطاء در نجف نیز این اقدامات را انجام داد، اما در نزدیک کردن دیدگاهها و نظرات موفق نشد. مردم مصر، اردن و شام با شیخ عبدالکریم زنجانی ارتباط خوبی برقرار کردند، حتی او در مسجد اموی خطبهای پرشور خواند و از شیعیان اهل بیت تنها شیخ عبدالکریم زنجانی بود که به این منبر رفت. شیخ محمدحسین آل کاشف الغطاء به شیخ عبدالکریم گفت: من رفتم و به موفقیتی که تو دست یافتی نرسیدم، و نکته این جاست که تو عرب نیستی ولی من عربم! شیخ در پاسخ گفت: چون تو رفتی و با علم ادبیات با آنها مواجهه کردی، با اینکه در ادبیات توانایی داشتی، ولی مصر مادر ادبیات است. من با علم فلسفه و منطق نزد آنها رفتم و آنها در این زمینه توانایی ندارند.
کتاب عوالم الإنسان و منازله، العقل العملي و قضاياه، ج۱، ص۲۶۵.
@olama_zanjan
هدایت شده از علمای زنجان
صلاح جواد شبّر در کتاب 101 شخصیت فراموش شده(101 شخصیه منسیه) آورده است:
بهخاطر میآورم که اوایل دهه شصت میلادی بود که دیدم شیخ عبدالکریم زنجانی از خانهاش در منطقه «الحویش» بیرون آمد تا برای نماز جماعت به مسجد امام علی(ع) برود. او همیشه درون حرم، در راهروی سمت شمالی، مقابل درِ قبله میایستاد. جلوی رویش یک سجاده بزرگ پهن میکرد، سپس روی زانو مینشست و مشغول ذکر و دعا میشد. نمازش طول میکشید و در نتیجه شمار نمازگزاران پشت سرش اندک بود.
خانهاش بیش از ۳۰ مترمربع نبود؛ در کوچهای در نجف که اوایل ورود امام خمینی(ره) به نجف (۱۹۶۵/۱۳۴۴ش) در آن ساکن بودند و به «عقد سی مونی» معروف بود. منشأ این نام را نمیدانم. خانه نزدیک بازار بود و شاید در گوشهای از درِ ورودی، که شیخ هنگام ورود و خروج از آن رنج میکشید. شیخ مردی بلندقد و درشتاندام بود با ریش سفید انبوه که چهرهاش را نورانی میکرد، عینک بر چشم و عمامهای بزرگ که نشان از رسیدن او به مرتبه اجتهاد داشت. در بازار راه میرفت و به همه کاسبان سلام میکرد.
در دوره سلطنت، ملک فیصل به دیدارش رفت و به خانه محقرش پا گذاشت؛ خانهای که از سادهترین منازل به شمار میآمد. گمان نمیکنم خانوادهای در عراق یا حتی ایران داشت. پادشاه اصرار داشت به دیدارش در آن کوچه تنگ و آلوده برود. در آن زمان، اهل نجف نسبت به هرگونه ارتباط علما با حکومت حساس بودند و چنین رابطهای را حمل بر بدی میکردند، چراکه جامعه، ارتباط با قدرت را به معنای تأیید مشروعیت آن میدانست، با اینکه من چنین فکری را قابل توجیه میدانم.
همین نگاه باعث شد که جامعه تا حدی او را طرد کند و تبلیغاتی علیهاش شکل بگیرد. برخی حتی از سلام کردن به او خودداری میکردند. با این حال، از نظر علمی و جایگاه، شهرت بسیاری داشت و بسیاری او را در ردیف بزرگان علم زمانهاش میشمردند.
او از نخستین کسانی بود که علم حوزه نجف را به بیرون منتقل کرد و به مأموریتهایی در دمشق، مصر، الازهر، فلسطین و… رفت. کتابی از سفرهایش وجود دارد. گفته میشود وقتی «طه حسین» (۱۹۷۳-۱۸۸۹) در یکی از کنفرانسهایش سخنان او را شنید، باور نمیکرد شخصیتی با چنین عمق فلسفی و علمی از حوزه نجف آمده باشد. در آن زمان طه حسین وزیر فرهنگ مصر بود و دو ساعت سخنرانی شیخ، نگاه محافل علمی مصر و الازهر را نسبت به نجف تغییر داد و پلی فکری میان این دو مرکز مهم علمی ایجاد کرد. این رویداد را محمد جواد مغنیه ثبت کرده و روزنامه لبنانی «العرفان» نیز منتشر کرده است.
این علامه بزرگ خود را وقف پژوهشهای فلسفی کرده بود و در پی آن بود که سطح علمی نجف را بالا ببرد، حتی در حوزه فلسفه. اما آن زمان فلسفه مظنون بود و فلاسفه را اهل خیالپردازی یا حتی بیدینی میدانستند. همانند ماجرای مخالفتها با بنیانگذار فلسفه شیعی در اواسط قرن بیستم، به دلیل مباحثی مثل نسبیت و رابطه جرم و انرژی. او در هند نیز در دانشگاهها سخنرانی کرد.
شیخ عبدالکریم زنجانی (۱۸۷۸-۱۹۶۸) اهل زنجان (روستاهای ترکزبان) بود. پس از هجرت به نجف، نزد بزرگان از جمله سید محمدکاظم یزدی ـ صاحب «عروه الوثقی» (وفات ۱۹۱۹) ـ و آخوند خراسانی (وفات ۱۹۱۱) شاگردی کرد تا به مرتبه اجتهاد رسید.
در آن دوران، زنجانی دریافت که تحریم کامل رابطه با حکومت از سوی مراجع نجف، پس از بازگشت آنان از ایران در ۱۹۲۳، پیامدهای منفی برای آینده تشیع در عراق خواهد داشت. از این رو، تصمیم گرفت کانالی برای ارتباط باز کند بدون آنکه درگیر نزاع با سلطنت شود. پادشاه در او مردی میانهرو و زاهد دید که از پذیرش هدایا یا امتیازات خودداری میکرد.
او در فلسفه و فقه آثار متعددی نوشت که از جمله آنها کتابی درباره فیلسوفان اسلامی، اثری درباره ابنسینا، رسالهای در اهمیت جهاد در فلسطین، کتابی در مسائل فقهی، و اثری با عنوان «آرمانها در اسلام» بود.
شیخ همیشه تنها به حرم میرفت و تنها بازمیگشت. به نوعی با فضای غالب آن روز نجف همخوانی نداشت.
وی در سال ۱۹۶۸ در خانهاش در بازار «الحویش» در گذشت؛ خانهای که هنوز پابرجاست و در کوچهای تنگ، نمور و تاریک قرار دارد. مردی که در نهایت فقر چشم از جهان بست، بیهیچ تعلق دنیوی، و در حرم مطهر به خاک سپرده شد. اگر درست یادم باشد، تابستان بود و پیش از آنکه برای تحصیل به بغداد بروم و کمی بعد حزب بعث به قدرت رسید.
آشنایی من با او به اوایل دهه شصت میلادی بازمیگردد، شاید آن زمان بیش از هشتاد سال داشت. خانهاش مقابل مغازه عمویم در بازار الحویش بود و هنگام رفتن به نماز، با عمویم برخورد میکرد. روزی هم گفتم که میخواهم به دیدارش بروم....
@olama_zanjan
چند کتاب تازه منتشر شده از شیخ عبدالکریم زنجانی(ره)
💎کشکول ناب حوزوی🔻
✅ @kashkolenab
فهرست مقالات کتاب «حقیقت سلمان فارسی»
رونمایی از مجموعه مقالات دومین کنگره ملی سلمان در اصفهان
شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
عناوین و نویسندگان مقالات:
پنج جستار شامل: سلمان بهمثابۀ یک عجم میان عرب؛ سلمان و اسرائیلیات؛ فارسیات سلمان؛ زهدیات سلمان و شیعیات سلمان
✍️ رسول جعفریان
پیجوییِ خبر جاثلیق
✍️ محمد قندهاری و محمدصادق رضوی
میراثِ رواییِ اَبوعُثْمان نَهْدی از سلمان
✍️ محمد شهسواری
آذرنوش و مجعول بودن حدیث ثریا
✍️ علی راد
از شاگرد تا صحابى؟
✍️ بردلی بومن، ترجمۀ سید کمال دعایی
سلمان فارسی و فتوحات صدر اسلام
✍️ منصور داداشنژاد
سلمان، صحابیِ ایرانیِ
✍️ سارا باون سوانت، ترجمۀ سید کمال دعایی
سلمان در آثار علمای اصفهان
✍️ محمدرضا هدایتپناه
نگارههای سلمان فارسی در نُسخِ مصوّرِ
✍️ ارطغرل ارتکین
سلمان فارسی در نسخههای شبیهنویسان
✍️ رضا کوچکزاده
بررسی نام سلمان فارسی در نامگذاریهای شهری استان اصفهان
✍️ سید امیر میرهلی
سلمان به روایت میبدی در کشفالاسرار
✍️ محمد سوری
مفهومِ عبادت در نگاهِ سلمان
✍️ مصطفی صادقی کاشانی
سلمان فارسی در آینۀ آثار ابنابیالدنیا
✍️ فرجاد امین
سلوک سلمان فارسی و آگوستین قدیس
✍️ فرشته کاظمپور
نقش سلمان در گزارشهای شأن نزول آیۀ غیبت
✍️ محمدمهدی معراجی و سید اکبر موسوی تنیانی
منبع: کانال استاد جعفریان
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad
🧿 آذرنوش و مجعول بودن حدیث ثریا
از تقریر نظریه تا نقد پارادایم (01)
✍️علی راد
حدیث ثریا « لو كان العلم بالثريا لتناوله ناس من أبناء فارس» از جمله احادیثی است که در باب فضیلت عجم و فارس در جوامع حدیثی اوّلیه مسلمانان روایت شده است. زمینه و هدف صدور این حدیث با شخصیت سلمان فارسی از جمله صحابی رسول اکرم(ص) پیوند دارد, صحت صدور و پیوند آن با سلمان از سوی محدّثان نقّاد قرن سوم و چهارم هجری تایید شده است. آذرتاش آذرنوش از نویسندگان معاصر ایرانی به جعلی بودن حدیث ثریا باورمند است. این مقاله ضمن تقریر و تاریخ گذاری نظریه آذرنوش به آسیب شناسی پارادایم علمی او در مجعول دانستن حدیث ثریا می پردازد. آذرنوش در سه بازه زمانی به مجعول بودن حدیث ثریا تصریح و تاکید نمود. نخستین بار در سال 1385ش با انتشار کتاب چالش میان فارسی و عربی به نظریه خود به عنوان بخشی از این کتاب در جستار نخست آن تصریح نمود. سپس در مصاحبه با فصلنامه مترجم در سال 1397ش آن را تکرار کرد و در نوبت سوّم در نشست علمی ترجمه قرآن در سال 1398 ش دوباره بر جعلی بودن حدیث ثریا تاکید نمود. این روند تاریخی گویای این مهم است که آذرنوش هیچ تغییری در نظریه خود نداد بلکه بر آن اصرار ورزید.
❇️ مجعول بودن حدیث ثریا هر چند بخش بسیار کوتاه از کتاب چالش میان فارسی و عربی است لکن بر کلان نظریه آذرنوش در این کتاب استوار است. سویه ی مهم این کتاب جنبه تاریخی آن است لذا این کتاب در واقع پژوهش تاریخی در رویداد مناسبات زبان فارسی با زبان عربی در روند تاریخی سده های نخست هجری است.
فراوانی روایتهای تاریخی, تحلیل و تفسیر داده ها و نقد متون و رهیافتهای تاریخی به مناسبات ایرانیان با عرب ها در سطح زبانی و فرهنگی در سراسر این کتاب گواه درستی این ادعا هست و سویه تاریخی این کتاب بر سویه ادبی آن غالب و تقدّم رتبی دارد. رهیافت تاریخی آذرنوش در این کتاب, در رویکرد و نوع گزینش مستندات تاریخی او اثر گذار بوده است, فرضیه ستیز ادبی و زبانی فارسی و عربی در سده¬های نخست و مجعول شمردن حدیث ثریا در پرتو آن تبلور آشکار این اثرگذاری است.
با توجه محتوای کتاب چالش میان فارسی و عربی و توجه به جایگاه علمی آذرنوش به مثابه استاد ممتاز دانشگاه تهران در پژوهشهای زبان شناسی تطبیقی میان فارسی و عربی, قبول التزام او به کاربست یک پارادایمِ تاریخی فراگیر, هنگام تالیف این کتاب اجتناب ناپذیر است. این احتمال پذیرفتنی نیست که بگوییم آذرنوش باری به هر جهت و بدون هیچ فرانظریه ای دست به تالیف این کتاب زده باشد و بدون التزام به یک پارادایم تاریخی, حدیث ثریا را ساخته و پرداخته ایرانیان در نیمه دوّم سده چهارم هجری ارزیابی نموده باشد و بی پروا این نظریه خود را بارها به تاکید و اصرار بیان کرده باشد! هر چند در نگاه منتقدان نقدهای جدی بر کتاب آذرنوش وارد است لکن این نقدها به این معنا نیست که آذرنوش بدون هیچ مبنا و نظریه پیشینی این کتاب را نوشته باشد بلکه بر عکس, نقدهای منتقدان گویای این مهم است که نظریه آذرنوش از اهمیت لازم برای ارزیابی و نقد برخوردار بوده است.
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad