💢ژرار ژنت و روایت شناسی مدرن
علی راد
ژرار ژنت در نظریه روایتشناسی خود، روایت را در قالب سه سطح اصلی, داستان (histoire)، روایت (récit) و روایتگری (narration) تحلیل میکند و مفاهیم کلیدی چون زمان روایی، کانونیشدگی، و نوع راوی را معرفی میکند. وی تأکید میکند که روایت صرفاً بیان داستان نیست بلکه نظامی پیچیده از زمانبندی روایی، وجه (نزدیکی یا فاصله گوینده با داستان)، لحنی خاص و نوع راوی است.
ژِرار ژُنت, نظریه روایتشناسی خود را با پشتوانه فکری از دو حوزه مهم ادبیات، یعنی صورتگرایان روس و ساختارگرایان فرانسوی توسعه داد. ژُنت, آموزههای خود را بر پایه درک ساختاری زبانشناسی فردینان دوسوسور(1913م) و نظریات بینامتنیت یولیا کریستوا (1980م) و رولان بارت بنا نهاد. او همچنین به تحلیل دقیق زمان روایی، وجه و لحن در روایت میپردازد که به شکلی منسجم چارچوبی علمی برای تحلیل متون روایی ارائه میدهد. نظریه روایتشناسی ژرار ژنت در ادبیات تطبیقی و مطالعات میانرشتهای بسیار تأثیرگذار بوده و به عنوان یکی از جامعترین نظریات روایتشناسی شناخته میشود. پژوهشهای متعدد با استفاده از نظریه ژنت، به تحلیل عمیقتر زمان، وجه و ساختار روایت در رمانها و داستانهای کوتاه پرداخته و نشان دادهاند که این نظریه چارچوبی کاربردی و فراگیر برای بررسی جزئیات روایی است. به طور خاص، مباحثی همچون تقسیمبندی روایت به سه سطح، بررسی تأخیر و تقدم روایت، و تحلیل کانونیشدگی، از مهمترین دستاوردهای نظریه ژنت در مطالعات ادبی و داستاننویسی فارسی بودهاند. این نظریه در متون مختلفی از جمله آثار غسان کنفانی و رمانهای معاصر ایرانی به شکلی دقیق و موفق به کار گرفته شده است و اشرافی جامع بر مکانیسمهای روایی فراهم میآورد
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
@OstadRad