4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ تلنگر
🔹او هیچ نکرد، فقط نشست...و تنها گوش کرد و جواب داد!
هدایت شده از اجتهاد
💢فقها نسبت به تاریخ کم مهر هستند/ اگر بخواهیم طبق نظر فقها در مورد تاریخ داوری کنیم، نمیتوان سنگی بر سنگی گذاشت
✔️استاد محمدهادی یوسفی غروی:
🔹عمدتا آقایان فقها سر و کار چندانی با مسائل تاریخی نداشتهاند و برخی نسبت به مسائل تاریخی کم لطف هستند و باور ندارند که برخی از مسائل تاریخی قرائن صدق در حد قوت قابل قبولی ایجاد میکند. اینکه کسی اعتنا به تاریخ داشته باشد به ارزش مؤیدات تاریخی هم پی خواهد برد.
🔸اخیرا سعیهایی در بهرهمندی فقه از تاریخ انجام و کتبی هم نوشته شده است. مجموعه نوشتارهایی هم اخیرا دیدهام که مرویات ضعیف اهل سنت را با مرویات ضعیف شیعه مقایسه کرده است که کارهای خوب و قابل استفاده است ولی این گرفتاری وجود دارد که کسانی ارزش تاریخ را نمیدانند.
🔹اگر ما بخواهیم طبق نظر فقها در مورد تاریخ داوری کنیم نمیتوان سنگی بر سنگی گذاشت. مرحوم شیخ کلینی این مقدار تشخیص داده است که چیزی با عنوان کتاب التاریخ لازم است لذا این باب را ایجاد کرده است ولی منحصر به ذکر موالید معصومین(ع) و وفات و البته مقداری هم از حوادث زندگانی معصومین(ع) است و البته تقیدی به این ندارد که مطالبی را از زندگانی معصومین(ع) استخراج و به صورت مجزا قید کند که برای غیرمعتقدین به ایشان هم قابل پذیرش و استفاده باشد.
👈 بیشتر بخوانید: http://ijtihadnet.ir/?p=75311
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
#منشور_روحانیت
🔹 اينجانب معتقد به فقه سنتى و #اجتهاد_جواهرى هستم و تخلّف از آن را جايز نمىدانم.
🔹 اجتهاد به همان سبك صحيح است ولى اين بدان معنا نيست كه فقه اسلام پويا نيست، #زمان و #مكان دو عنصر تعيينكننده در اجتهادند.
🔹مسئلهاى كه در قديم داراى حكمى بوده است به ظاهر همان مسأله در روابط حاكم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد و یک نظام ممکن است حکم جدیدى پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادى و اجتماعى و سیاسى همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقى نکرده است، واقعاً #موضوع_جدید ى شده است که قهراً حکم جدیدى مىطلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد.
(منشور روحانیت، ۳ اسفند ۱۳۶۷)
🔸روششناسی اجتهاد (روشنا)
🆔 @ravesh_ejtehad
#منشور_روحانیت
🔹حضرت امام(ره) در منشور روحانیت (۳ اسفند ۱۳۶۷)، بر ضرورت پایبندی به #روش_فقه_سنتی و اجتهاد جواهری اما #پویا (با در نظر گرفتن زمان و مکان و موضوعشناسی مسائل جدید) تاکید میکنند.
🔹این نامه حضرت امام(ره) خطاب به یکی از شاگردانشان مبتنی بر روش مورد اشاره به نگارش در آمده است:
▫️لازم است از برداشت جنابعالی از اخبار و احکام الهی اظهار تأسف کنم.
▫️بنا بر نوشته جنابعالی #زکات تنها برای مصارف فقرا و سایر اموری است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است راهی نیست
▫️ و #رِهان در «سَبْق» و «رِمایه» مختص است به تیر و کمان و اسب دوانی و امثال آن که در جنگهای سابق به کار گرفته میشده است و امروز هم تنها در همان موارد است
▫️و #انفال که بر شیعیان تحلیل شده است، امروز هم شیعیان میتوانند بدون هیچ مانعی با ماشینهای کذایی جنگلها را از بین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیطزیست است را نابود کنند و جان میلیونها انسان را به خطر بیندازند و هیچکس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد
▫️منازل و مساجدی که در #خیابانکشی ها برای حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است، نباید تخریب گردد و امثال آن
▫️و بالجمله آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخنشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.
(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۵۰)
🔸روششناسی اجتهاد (روشنا)
🆔 @ravesh_ejtehad
#منشور_روحانیت
🔹حوزهها و روحانیت باید #نبض_تفکر و نیاز آینده #جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند.
(منشور روحانیت، ۳ اسفند ۱۳۶۷، صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۲۹۲)
🔸روششناسی اجتهاد (روشنا)
🆔 @ravesh_ejtehad
✅ اجتهاد و مسائل نوپدید
▫️شهید مطهری:
🔹مشکلات جامعه بشری نو میشود و مشکلات نو، راه حل نو میخواهد. #الحوادث_الواقعه چیزی جز پدیدههای نوظهور نیست که حل آنها بر عهده حاملان معارف اسلامی است.
🔹سر ضرورت وجود مجتهد در هر دوره و ضرورت تقلید و رجوع به مجتهد زنده همین است و الا در یک سلسله مسائل استاندارد شده، میان تقلید از زنده و مرده فرقی نیست. اگر مجتهدی به مسائل و مشکلات روز توجه نکند او را باید در صف مردگان به شمار آورد.
(نهضتهای اسلامی، ص ۹۴)
@motahari_ir
🔸روششناسی اجتهاد (روشنا)
🆔 @ravesh_ejtehad
لزوم مطالعات تاریخ سیاسی در شناخت فقه مذاهب
✍️علی راد
فقه با تاریخ در هم تنیده و رابطه ای دو سویه میان ایندو وجود دارد لذا تاریخ جزئی اجتناب ناپذیر از فقه مذاهب اسلامی است . فهم درست و تفسیر دقیق گزاره های فقهی شریعت بدون درنگ ژرف در پس زمینه های تاریخی ( به مفهوم کلان تاریخ ) این گزاره ها از زمینه تا مقاصد آنها میسور نیست . فروکاست ادله نقلی فقه به مثابه متون ادبی و بسنده نمودن به تحلیل معناشناختی متن گرای محض آنها رهزن نظریه اصیل شریعت در عرصه های متنوع فقه اسلامی است و به نص گرایی در پژوهش فقهی می انجامد که فقط به دنبال تبیین مدلول ادبی و معانی ادله فقهی بدون توجه به پسامتن تاریخی , فرهنگی , اجتماعی , سیاسی و .... این ادله است . در این میان آگاهی فقیه از نظریه های سیاسی حاکم و رایج در دوره های مختلف تاریخ اسلام به ویژه چهار قرن نخست هجری امری اجتناب ناپذیر است زیرا نظریه سیاسی حاکم در جوامع اسلامی نقشی مهم در پدیداری جوامع فقهی , فروکاست و حذف ادله رقیب و چگونگی تفسیر گزاره های فقهی داشت .
استاد محمود شهابی در کتاب اداور فقه در لزوم آگاهی فقیه از نظریه های سیاسی در مطالعات فقهی چنین می نویسد :
« در دين اسلام « امامت » ، يا « خلافت » ، يا « سلطنت » ، يا « امارت » ، و به تعبير اوسع « حكومت » ، يا بهر تعبيرى ديگر تعبير شود ، از ديانت و فقاهت جدا نيست و ارتقاء و اعتلاء شئون دينى و فقهى يا انخفاض و انحطاط آنها به آن بی ارتباط نمی باشد بلكه تا حدى معلول اوضاع و احوال دستگاه فرمانروايى و مولود علم و عمل و علاقه و ، خلاصه ، ايمان يا بی ايمانى شخص زمام دار و فرمانروا است چنان كه اوضاع و احوال عمومى نيز به ويژه در دوره هايى كه باصطلاح اين عصر « حكومت مردم بر مردم » تحقق نيافته و مردم از چنگ فرمانروايى خودسر و خود خواه و خود پسند خلاص نگشتهاند ، زاييده و نتاج همان اوضاع و احوال است .
از اين رو اگر كسى بخواهد بر چگونگى وضع تفقه و اجتهاد در عهدى اطلاعى كامل به هم رساند ناگزير بايد بر اوضاع و احوال دستگاه حاكمه و بر طرز فكر و عمل و علاقه و ايمان كسى كه در رأس دستگاه قرار يافته و زمام حكومت بر شئون دين و دنياى مردم را بدست گرفته و نفوذ و قدرت در اجتماع به همرسانده اطلاع و آگاهى پيدا كند . اين آگاهى و اطلاعست كه هر چه كاملتر و وسيعتر و دقيقتر باشد باحث از ادوار فقه و ناظر در تحوّلاتى كه آن را پيش آمده بهتر و روشنتر بر منظور خود وقوف می يابد و به مطلوب خويش نائل می گردد و به علل بسط و قبض تفقّه و عوامل پيشرفت يا وقفه و ركود ، يا تأخّر و سقوط ، يا انحراف و قصور ، آن بيشتر آشنا و واقف می گردد » ( محمود شهابی خراسانی , ادوار فقه , ج 3 , ص 90 ) .
@OstadRad
🟣 دسترسی رایگان به نسخههای خطی کتابخانهٔ دانشگاه استانبول
🔹کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه استانبول مجموعهای از نسخ خطی و مرقعات محفوظ در گنجینهٔ خود را در دسترس پژوهشگران گذاشته است.
🔹برای جستجو در این نسخهها و دانلود آنها به نشانی زیر مراجعه کنید
B2n.ir/e60723
@pdf_kotob_e_adabi
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش اوّل )
علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران )
چکیده
پژوهش¬های خاورشناسان دربارۀ الکافی الکلینی در سده معاصر هر چند دوره های متنوع با رویکردهای متعدد را تجربه کرده است ولی تحلیل روند و برایند این جریان حدیث پژوهی نوآمد در بازشناسی حدیث شیعه گویای این مهم است که این جریان هنوز در گام نخستین خود در شناخت و ارزیابی الکافی الکلینی قرار دارد و تا رسیدن به پژوهش های فاخر و ممتاز در تحلیل و نقد این کتاب حدیثی شیعه فاصله زیادی دارد لذا تا کنون تک نگاری جامع , فاخر و برتری از سوی خاورشناسان در الکافی پژوهی ارائه نشده است و تعداد خاورشناسانی که به پژوهش درباره الکافی کلینی پرداخته اند چندان فراوان نیستند . این مهم خود نتیجه علل و زمینه های مختلفی است که از جمله مهم ترین آنها توجه دیر هنگام غرب در آشنایی درست و عمیق با مذهب شیعه و اسلام شیعی است که در فراوانی و کیفیت محتوایی پژوهش های شیعه شناسی ایشان و به طور خاص پژوهش درباره جوامع حدیثی شیعه از جمله الکافی کلینی اثر نهاده است . پژوهش های سده معاصر خاورشناسان درباره الکافی کلینی به سه دوره تاریخی متمایز از همدیگر تفکیک پذیر است : دورۀ فقر و بحران آگاهی , دورۀ درنگ در مضامین برگزیده , دورۀ تحول در رویکرد و مسئله . پژوهش¬های خاورشناسان درباره الکافی کلینی به دو رویکرد انتقادی و ناهمدلانه و رویکرد خنثی و محض تقسیم پذیر است . شخصیت هایی چون ویلفرد مادلونگ , آندره نیومن , رابرت گلیو , تمیمه دائو , ... از جمله مهم ترین خاورشناسانی هستند که درباره الکافی کلینی پژوهش هایی را در قالب مدخل دایرة المعارفی , مقاله مستقل و جستاری از کتاب منتشر نمودند . تحلیل مضامین اصلی این پژوهش ها , مسئله اصلی پژوهه حاضر است .
واژگان کلیدی : الکافی کلینی , خاورشناسان , ویلفرد مادلونگ , آندره نیومن , رابرت گلیو , تمیمه دائو , نقد کتاب .
@OstadRad
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش دوّم )
علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران )
درآمد
الکافی محمد بن یعقوب کلینی ( 329 ق ) از جمله جوامع حدیثی متقدم امامیه و کتابِی سترگ و ارجمند در اندیشه اصولیان و اخباریان امامیه است . از سوی دیگر این کتاب و نماینده اندیشههای کلینی در آموزه های اسلام شیعی در معارف و آموزه های متنوع اعتقادی , فقهی , اخلاقی و ... است و احادیث آن جایگاه و کارکرد ویژهای در تبیین احکام فقهی و معارف امامیه دارد . درباره الکافی کلینی پژوهش های متعددی از سوی جریان-های متعدد و با رویکردهای مختلفی انجام پذیرفته است . از جمله این جریان¬ها که با رویکرد ویژه خود تا حدودی کتاب الکافی کلینی را پژوهیده است , جریان استشراق است . واژه عربی استشراق برابر نهاد اصطلاح انگلیسی Orientalism است که در زبان فارسی از آن به خاورشناسی تعبیر می شود . به پژوهش¬ها و مطالعات خاورشناسان درباره شرق فکری و اقلیم شرق جهان Oriental studies یا مطالعات شرقی اطلاق می شود که از مبانی , روش و رویکرد ویژه خود در شناخت و نقد میراث شرق از جمله ادیان شرقی و دین اسلام دارد . مطالعات خاورشناسی رویکردی فرا الهیاتی و تاریخی¬نگر به میراث فکری شرق به ویژه میراث مسلمین در اسلام شناسی دارد . این رویکرد تلاش می¬کند از هر گونه اثبات گرایی , جزم اندیشی , انسجام بخشی , مذهب گرایی و گرایش های ایدئولوژیکی اجتناب بورزد , اصول و روش علم مدرن را در مطالعه و نقد میراث شرق رعایت نماید , از افتادن در دام و تله شبه علم بپرهیزد و تا حد ممکن تصویری تقریباً راستین از آنچه بود را ارائه کند از این رو ممکن است نتایج آن با پژوهش¬های مسلمین با رویکرد الهیاتی و ایدئولوژیک که غالباً در مقام اثبات و توجیه میراث دینی هستند , تفاوت های بنیادین و حتی متعارض داشته باشد . این سخن به معنای پیراستگی مطالعات شرق شناسی از پیش فرض¬های جانبدارانه شخصی و جریانی , التزام عملی خاورشناسان به اصل انصاف علمی و بی طرفی در پژوهش , صحت و تایید مطلق نتایچ پژوهش های ایشان نیست بلکه شماری از پژوهش¬های ایشان به آسیب¬ها و کاستی¬های متعددی از مرحله پیش فرض تا دستاورد تحقیق دچار هستند و همانند دیگر پژوهش های انسان محور احتمال رخنه هر گونه آسیب و ضعف در آنها وجود دارد . آنچه مهم است اجتناب از نقد الهیاتی و نقد موازی در سنجش پژوهش های اسلام شناسی خاورشناسان و تاکید بر نقد پارادایم و نقد روش پژوهش خاورشناسان فارغ از درستی یا نادرستی دستاورد پژوهش¬های ایشان در اسلام شناسی از نگاه مسلمین است . نتایج اسلام شناسی خاورشناسان از یک پارادایم کلان و روش ویژه پیروی می¬کند و نقد ایدئولوژیک نتایج تحقیقات ایشان , پژوهشی علمی به شمار نمی¬آید و بیش تر به جدل و منازعه شبیه¬تر است تا نقد علمی لذا هیچ نقطه تلاقی و زمینه گفتکو و نقد و نظر با خاورشناسان پیدا نمی¬کند .
@OstadRad