eitaa logo
طومار نقد
740 دنبال‌کننده
999 عکس
126 ویدیو
136 فایل
مطالعات فقه، تفسیر و حدیث امامیه ارتباط با ادمین: @OstadAliRad
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابی حاوی تجربه های شخصی نویسنده کتاب از فرایند دانش اندوزی , پژوهشگری و نویسندگی با تاکید بر آنچه از نا استادانش آموخته است . @OstadRad
💠📣 پیش همایش حدیثی یکصدمین سال باز تأسیس حوزه علمیه قم برگزار می شود ↙️ همراه با رونمایی از کتاب های: 📚 الکافی با ترجمه فارسی (از آثار جدید پژوهشگاه قرآن و حدیث) و 📖 کتاب ادعیه الکافی 🎙سخنران ویژه: آیت الله رضا استادی 🗓 زمان: پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ 🕘 ساعت: ۱۰ 📌 مکان: قم، سالن اجتماعات موسسه دارالحدیث 📽 همراه با نمایش فیلم "مستند الکافی" ساعت 14 قابل استفاده برای همه طلاب و دانشجویان گرامی @OstadRad
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش چهارم ) ✍️علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران ) 1. ادوار الکافی پژوهی در غرب جریان خاورشناسی در حدیث پژوهی اهل سنّت بیش از یک سده پیشینه دارد و اینک در حال سپری نمودن دوره توسعه و تعمیق پژوهش های خود درباره مبانی , تاریخ , جریان ها و رویکردها , جوامع و مصادر , مکاتب و حوزه ها و تمایزات و آسیب های حدیث اهل سنّت است اما کارنامه پژوهشی خاورشناسان درباره حدیث شیعه به سان پژوهش های ایشان درباره حدیث اهل سنّت چندان پُر برگ و پُر بار نیست و این مهم در علل مختلفی ریشه دارد که از جمله مهم ترین آنها می توان به توجه دیر هنگام غرب و خاورشناسان به اسلام شیعی و میراث شیعه به مثابه یک آیین و مذهب دانست . خاورشناسان سده اخیر میلادی متاثر از اندیشه های خاورپژوه مشهور ایگناس گلتسیهر (1850-1921م ) به مذهب شیعه به عنوان یک جریان فرقه ای و حاشیه ای در تاریخ اسلام می نگریستند و رویکرد چندان مثبت و همدلانه به میراث و اندیشه های شیعی نداشتند و آن را فرقه ای در اقلیت با رویکرد باطن گرا و متمایل به اندیشه های گنوسی و راز گرایی ارزیابی می کردند .اسلام شیعی به مثابه اقلیتی در تقابل با اسلام اهل سنّت چندان در مرکز مطالعات اسلام شناسی خود قرار نداشت اما به ظهور انقلاب اسلامی در ایران شیعه شناسی با تاکید بر جنبه های اعتقادی و سیاسی این مذهب مورد توجه جدی قرار گرفت . از سوی دیگر کارکردگرایی در مطالعات برخی از مکاتب خاورشناسی نیز در عدم توجه به شیعه و پژوهش های شیعه شناسی اثر گذار بود زیرا شناخت اسلام شیعه به مثابه مذهب گروهی اقلیت برای ایشان در مناسبات سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی , فرهنگی و... فواید مستقیم یا غیر مستقیم به دنبال نداشت ولی با ظهور انقلاب اسلامی شناخت اسلام شیعی به مثابه رقیب جدی اسلام سنّی و با ظرفیت های متمایز آن در حوزه فرهنگ و سیاست در دستور کار جریان های شیعه پژوهی غرب قرار گرفت و پژوهش در مصادر اولیه حدیثی شیعه از ضرورت دو چندان برخوردار شد. بررسی آثار پژوهشی دربارۀ الکافی در میان خاورشناسان نشانگر آن است که ایشان هنوز در گام های نخست شناخت و ارزیابی این کتاب قرار دارند و دیرهنگام متوجه اهمیت آن شده اند. این مسئله نیز به دلایل کلیِ عقب ماندگی غرب در شناخت شیعه و منابع شیعه بازمی گردد. چرا که تا قرن ها حدیث شیعه به عنوان یک حدیث فرقه ای مطرح بوده و خاورشناسان نخستین شناختشان از اسلام، تنها قرائت رسمی آن در جهان تسنن بوده است. ریشۀ این مسئله نیز به رویکرد کارکردگرای مکاتب خاورشناسی بازمی گردد که خاورشناسان لازم می دانند نتیجۀ هر پژوهشی را در بخشی از جامعه اعم از سیاست، اقتصاد، روابط اجتماعی و... بروز دهند و به فواید مستقیم یا غیرمستقیم دست یابند. این در نقطۀ مقابل آن است که علم برای علم یا دانایی فراگرفته شود و هدف عینیِ مشخصی دنبال نگردد. گویا خاورشناسان به این روایت «اللهم إنّی أعوذُ بِکَ مِن علمٍ لاینفع» با جدّیت عمل می کنند. نهایت آنکه دو عامل کنفرانس استراسبورگ که امام موسی صدر در آن شرکت داشته و تلاش جدّی برای معرفی شیعه به دنیا نمود و انقلاب اسلامی ایران موجب شناخت آنان از پدیدۀ تشیع شد. انقلاب اسلامی ایران، جهان غرب را به یک ضرورت و الزام در شناخت شیعه واداشت. چنانکه امروز هم عالمان و هم سیاست ورزان غربی در پرتو انقلاب اسلامی ایران و سایر انقلاب های شیعه در خاورمیانه درصدد شناخت بنیان های اعتقادی شیعه به عنوان یک خوانش متفاوت از اسلام هستند. با توجه به اینکه بخشی از بنیان ها و عقاید شیعی در کتاب الکافی کلینی ریشه دارد ، به واکاوی و تحقیق ابعاد مختلف این کتاب حدیثی به عنوان یک ضرورت و نیاز شیعه شناسی توجه می کنند. در نتیجه به نظر می رسد آیندۀ خاورشناسی در باب الکافی پژوهی، آینده ای پر نشاط و جذاب و متنوع است که به طبع وظیفۀ شیعیان را نیز سنگین می نماید. در طبقه بندی کلی، خاورشناسان در مواجهه با حدیث شیعه انواع مطالعات را داشته اند که یک نوع از آن مربوط به تاریخ احادیث شیعه و جوامع حدیثی شیعه بوده که الکافی پژوهی ذیل آن قرار می گیرد. پژوهش های خاورشناسان دربارۀ کتاب کافی را که از حدود یک قرن قبل آغاز شده می توان به طور تقریبی به سه دوره تقسیم کرد که در ادامه بیان خواهدشد. @OstadRad
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش پنجم) ✍️علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران ) 1.1. دورۀ درنگ در مضامین برگزیده الکافی در این دوره که تقریباً از ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰میلادی را پوشش می دهد و البته یک همپوشانی جزئی با دوره اول هم دارد، تلاش شده بخش هایی از الکافی ترجمه و مطالعه شود. برخی از مهمترین شخصیت هایی که در این دوره به الکافی پژوهی پرداخته اند دانشمندان ذیل هستند: نخست، پروفسور نورمن کالدر که مقالۀ بسیار خواندنی درباره یک حدیث در الکافی در مسألۀ نکاح منتشر کرد. دوم، مارسین کاوسکی که دو مقالۀ خوب دربارۀ الکافی پژوهی منتشر کرد که البته جامع نیستند. او بیشتر بر اصول الکافی متمرکز بوده است. 1.2. دورۀ تحول در رویکرد و مسئله این دوره تقریباً از ۲۰۰۰میلادی تاکنون است که در آن تحول در الکافی پژوهی در قیاس با دوره های قبل محسوس است. هرچند به نظر می رسد خاورشناسان در الکافی پژوهی همچنان در مرحلۀ آغازین هستند، چرا که هنوز متخصص الکافی شناسی در جهان غرب به چشم نمی خورد؛ اما در قیاس با دو دورۀ نخست، پژوهش هایی که از ۲۰۰۰م تاکنون منتشر شده، نشانگر تفاوت در رویکرد و تخصص و تمرکز در الکافی است. در این دوره آثار شاخص فراوانی در زمینۀ الکافی پژوهی منتشر شده که می توان از آثار آندره نیومن، اتان کولبرگ، رابرت گلیو، ویلفرد مادلونگ و دیگران یاد کرد. همچنین دلایل و زمینه های اقبال جدّی خاورشناسان به الکافی پژوهی در این دوره متفاوت بوده که می توان دسته بندی ذیل را از آن ارائه کرد: نخست، برخی در الکافی پژوهی درصدد بازشناسی جریان های تشیع اولیه امامیه هستند. چرا که اثر مرحوم کلینی به مثابۀ موسوعه ای است که می توان از طریق آن هم تشیع در روزگار کلینی را شناخت و هم از مقایسه الکافی با آثار دیگر به تفاوت ها و تمایزهای قرائت کلینی از اسلام شیعی پی برد و از این رهگذر سیر تطور برخی آموزه های شیعی را بررسی نمود. اگرچه برخی یافته های حاصل از این بررسی خوشایند جامعۀ شیعیان نیست. دوم، الکافی برای مستشرقان به مثابۀ مصدری برای بازیابی نخستین میراث حدیثی امامیه است. از این رو خاورشناسان با توجه به جایگاه تاریخی و دسترسی کلینی به منابع حدیثیِ اولیۀ امامیه، الکافی را از منظر لایه شناسی منابع یا مصادر کلینی در تألیف این کتاب مورد مطالعه قرار می دهند. در حقیقت ادعای شیعه مبنی بر وجود میراث مکتوب شیعه در دو قرن نخست در قالب تألیف اصول اربعة مئة یا مکتوبه های حدیثی اصحاب ائمه (ع) برای مستشرقان بسیار حائز اهمیت است و از این رو بررسی می کنند که الکافی چگونه میراث اولیۀ مکتوب را در خود بازتاب داده است. @OstadRad
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش ششم) ✍️علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران ) سوم، تعاملات درونی شیعه در قالب حوزه های حدیثی کوفه، قم، ری و بغداد را از کتاب الکافی کلینی می توان استخراج کرد. چنانکه برخی خاورشناسان همچون اندرو نیومن معتقد هستند الکافی به منظور تعدیل جریان عقل گرای شیعیان بغداد نگاشته شده است. چهارم، با مقایسۀ کتاب الکافی با دیگر میراث حدیثی شیعه در حوزه های بغداد و قم در دوره های قبل، معاصر و بعد از کلینی می توان به تفاوت ها و تمایزهای حدیث نگاری شیعه دست یافت. چرا که الکافی مهمترین مصدر در میان کتب اربعه حدیثی به لحاظ قدمت و میزان تأثیر گذاری است. به طور نمونه مقایسۀ الکافی با المحاسن و بصائر الدرجات برای خاورشناسان مهم بوده است. پنجم، اشتمال کتاب الکافی بر برخی آموزه های بنیادی شیعه زمینه ساز توجه ویژه به این کتاب است. مستشرقان معتقدند الکافی به ویژه بخش اصول آن، مانیفست شیعه، یعنی آیینه تمام نمای باورها و عقائد شیعه با قرائت و خوانش جناب کلینی است. مقصود نیز آموزه هایی است که ما آن ها را شیعه بنیان و الهیات اختصاصی شیعه می نامیم، مثل امامت اثناعشری، علم امام و غیبت امام زمان. برای این منظور خاورشناسان بر روایات تأویلی الکافی و مواجهه جناب کلینی با معارف باطنی امامیه تمرکز دارند. به ویژه آنکه اندیشمندان مدرسه سوربن که شاگردان هانری کوربَن بوده اند، شیعه را بیشتر یک مذهب عرفانی با آموزه های باطنی می شناسند و بدین سبب افرادی همچون امیرمعزّی بیشتر به لایه های باطنی تشیع توجه نموده اند. به عبارت دیگر در ذهن این نوع خاور شناسان این مسئله مهم است که شیعه به چه میزان از بطون قرآن کریم و رویکرد تاویلی در تبیین آموزه ها و بنیان های شیعی خود استفاده کرده. چنانکه یکی از شبهات مطرح علیه شیعه آن است که شیعیان چون در ظواهر قرآن کریم نتوانستند ردّ پایی برای آموزه های خود پیدا کنند، سراغ بطن آن رفته اند. لذا می گویند الکافی و بصائر دو گروه همسانی هستند که رویکرد تأویلی دارند؛ البته با این تفاوت که کلینی تلاش کرده این رویکرد را مقداری تعدیل کند. ششم، خاورشناسان علاقه مند به بررسی این موضوع هستند که آیا از جریان های انحرافی یعنی غلاۀ، واقفه، فطحیه و... در کتاب الکافی روایات منعکس شده یا نه و آیا الکافی به پالایش و پیرایش این نوع جریان ها نیز پرداخته است یا خیر؟ هفتم، مقایسۀ کتاب الکافی با جوامع حدیثی اهل سنت. در ذهن خاور شناسان این مسئله مطرح است که آیا کلینی در ساختار کتاب الکافی و باب بندی ها، اهل ابداع و ابتکار بوده یا از کتب اهل سنت تقلید و تبعیت نموده است؟‌ هشتم، بررسی احادیث خاص در الکافی کلینی. آنچه که به تعبیر مادلونگ خَلافیات شیعه است، همچون تحریف قرآن، تعدد قرائات قرآن، متعة و... به طور مثال ‌برخی خاورشناسان به احادیث نکاح کلینی خیلی توجه داشته اند تا ببینند کلینی در آن دوره دیدگاه رایج شیعه دربارۀ متعۀ را مطرح کرده یا نه. نمونۀ دیگر بحث جانشینی و غیبت و علم امام که جزء احادیث خاصی است که خاورشناسان از الکافی گزینش کرده و در تک تک آن ها کار کرده اند. @OstadRad
دو. مادلونگ در ادامه به معرفی بخش های سه گانه اصول، ‌فروع و روضه الکافی پرداخته و در محور مهمی از این مدخل به تبیین دلایل استقبال عالمان امامیِ بغداد به الکافی کلینی اشاره کرده و چند دلیل را برشمرده است: اول، قابلیت کتاب کلینی برای ایجاد هم سویی و هم طرازی با مکتب بغداد در برخی از موضوعات کلامی مانند صفات خداوند. دوم، فاصله گرفتن جناب کلینی از الهیات تنزیهی مکتب قم که بعدها صدوق دوباره این الهیات تنزیهی را در کتاب خود احیاء کرد. چنانکه بغدادی ها در باب خداشناسی در نقطۀ مقابل قم، قائل به الهیات اثباتی و ایجابی بودند. مادلونگ مواردی را در این باره از شیخ طوسی نقل کرده است. مقاله " کلام اوّلیه شیعه امامی: درنگی در کتاب الکافی " ( ۲۰۱۳ م ) مهمترین دستاوردهای مادلونگ در این مقاله چنین است : یک. درنگ عمیق در احادیث اصول کافی به منظور بازیابی سبک تعلیمی امامان شیعه مادلونگ به سبک شناسی احادیث الکافی پرداخته و از این رهگذر جایگاه و مکانت علمی، تعلیمی و تبیینی ائمه را تصویر سازی کرده و تصریح داد که از الکافی کلینی چنین بر می آید که ائمه جلسه منظم نداشتند, خود کتابی تالیف نکردند بلکه مرجعی برای پاسخ به سوالات بودند در نتیجه احادیث ائمۀ شیعه اغلب در واکنشی به پرسشها صادر شده اند لذا ‌بیشتر احادیث شیعه پرسمانی هستند و این بدان معناست که ائمه شیعه آغاز کنندۀ گفت و گو نبودند. هم چنین بخشی از احادیث ائمه تقیه ای و ناآشکار هستند و کلینی این ها را برای ما روشن نکرده است لذا این احادیث نا آشکار بوده و نیازمند بازشناسی هستند . دو. تمرکز مادلونگ بر اولویت و ترجیح عقل بر نقل در برخی از روایات اصول الکافی از نگاه مادلونگ از تحلیل احادیث الکافی کلینی می توان چنین استنباط نمود که کلام تشیع اولیه به کلام معتزله نزدیک شده است لذا عقل منزلت بالایی در اندیشه کلینی دارد . سه. گرایش شیخ مفید و سید مرتضی به سمت معتزله دارای زمینه های تاریخی از روزگار کلینی است و چرخش ناگهانی یک دفعه در این مسیر رخ نداده است . از احادیث اصول الکافی چنین برمی آید که ائمۀ شیعه (ع) در گفت و گو با جریان های عقل گرای زمان خود تقریباً تفکر عقل گرای روزگار خود را تایید کردند و این مسئله زمینه را فراهم کرد تا کلینی در الکافی احادیث جایگاه عقل را برجسته سازد. مادلونگ سپس به این نکته توجه می دهد که برخی متکلمان معاصر شیعه تلاش دارند مفهوم عقل در روایات الکافی را استحاله کنند و بگویند عقلی که مد نظر ائمه (ع) بوده است عقل عادی و معمولی و بشری نیست، تا دست رقیب را از استدلال به این نکته کوتاه نموده و چنین بگویند عقل در این روایات عقل دیگری است که فوق بشری و در اختیار انبیاء و ائمه است. چهار. از نگاه مادلونگ روایات منتخب الکافی کلینی در موضوع صفات خداوند چون قدرت، اراده و مشیت همسوی با آرای معتزله است. @OstadRad
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش هفتم) ✍️علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران ) 1. رویکردها خاورشناسان در الکافی پژوهی رویکردهای خاورشناسان در مواجهه با الکافی کلینی به دو دستۀ کلی تقسیم می شود. 1.1. رویکرد انتقادی و ناهمدلانه نخست، برخی خاورشناسان متأثر از دوره شکاکیت، رویکرد انتقادی به روایات شیعه و به تبع کتاب شریف الکافی دارند که آن را رویکرد سوگیرانه یا ناهمدلانه می توان خواند. تلاش این گروه تمرکز بر بررسی های جزئی در روایات الکافی به منظور برجسته سازی نقاط ضعف این کتاب است. لذا کلان نگری و مجموع نگری در این رویکرد مشاهده نمی شود. 1.2. رویکرد خنثی و محض دوم، نقطه مقابل رویکرد اول است که آن را رویکرد خنثی و محض می توان نامید. البته همچنان نمی توان از واژۀ همدلانه برای گروه دوم استفاده کرد؛ چرا که نمی توان به انگیزه خوانی مستشرقان دربارۀ چراییِ الکافی پژوهی پرداخت. در حوزۀ روشی نیز مستشرقان از سه روش توصیفی-تحلیلی، گفتمان پژوهی و روش انتقادی در تحلیل کتاب الکافی بهره برده اند. مستشرقانی که نگاه تاریخی یا تراثی به جایگاه کتاب الکافی دارند، از روش توصیفی-تحلیلی بهره می گیرند. 2. نگاه اجمالی به خاورشناسان الکافی پژوه پس از مروری بر ادوار الکافی پژوهی در غرب، مروری بر خاورشناسانی که در طی 90 سال گذشته به الکافی پژوهی پرداخته اند، حائز اهمیت است. در دسته بندی کلی این مستشرقان را به دو گروه می توان تقسیم کرد: نخست خاورشناسانی که متناسب با پژوهش هایشان به الکافی پرداخته اند. ریتر، بروکلمان، سزگین در این گروه هستند که به سبب گستردگی در این مقاله از آنها صرف نظر می شود. دوم گروهی که به طور مستقل به الکافی پرداخته اند و الکافی جزء پروژه مطالعاتی آن ها بوده که از جمله ایشان به اتان کولبرگ، اندرو نیومن، مارسین کاوسکی، رابرت گلیو، مایکل کوک، ویلفرد مادلونگ , ... می توان اشاره کرد. پیش از ورود به بحث، لازم به ذکر است که برحسب تتبع انجام شده، ظاهراً خاورشناسان جز دو کتاب، مابقی آثارشان دربارۀ الکافی در قالب مقالات منتشر شده و گویا هنوز به مرحلۀ اشباع علمی نرسیده اند که کتاب فاخری در واکاوی و نقد ابعاد متنوع این کتاب منتشر نمایند . 2.1. ویلفرد مادلونگ ویلفرد فردیناند مادلونگ W. Madelung ( 1930 – 2023 م ) اسلام‌شناس و استاد تاریخ اسلام دانشگاه آکسفورد به مناسبت ترجمه برخی آثارش از جمله کتاب مشهورش با عنوان جانشینی محمد ( ص )، چهره ای نام آشنا در ایران است. مادلونگ چند مقاله دربارۀ الکافی دارد اما کتاب مستقلی درباره الکافی کلینی تألیف نکرد . مدخل کلینی دائرۀ المعارف اسلام ( 2000 م ) ظاهراً آغازه ورود ویلفرد فردیناند مادلونگ به الکافی پژوهی نگارشِ مدخل کلینی ابوجعفر محمد توسط او برای دائرۀ المعارف اسلام بود ( Brill , Encyclopaedia of Islam New Edition,v 5 , pp. 632 – 363 , 2000, al-Kulaynī (or al-Kulīnī), Abū D̲j̲aʿfar Muḥammad,) . مادلونگ در این مدخل به چند نکته محوری درباره الکافی کلینی می پردازد : یک. مادلونگ ابتدا کلینی را به شکل درخور و شایسته معرفی می کند. یکی از نقاط مهم مدخل کلینی، تلاش مادلونگ برای تاریخ گذاری سفر احتمال کلینی به بغداد است که از حیث روشی بسیار مهم است. شایان گفتن است که یکی از چالش های شرح و حال نگاری ثقة الاسلام کلینی , مسئله سفر یا عدم سفر او به بغداد و مدت حضورش در این ابر شهر اندیشه و سیاست است . دیدگاه مشهور چنین است که کلینی در دوران تالیف کتاب الکافی کلینی مدت ۲۰ سال را در بغداد سپری کرد . این مسئله از آنجا برای خاورشناسان مهم است که برخی معتقدند الکافی کلینی برای نقد و تعدیل تشیع عقل گرای نوبختی در عراق نوشته شد و این مهم مستلزم حضور جناب کلینی در بغداد و گفت و گو و تعامل نزدیک و پیوستۀ آنان با یکدیگر است . چرا که با حضور مداوم کلینی در ری یا قم و عدم تعامل با جریان شیعیان عقل گرای نوبختی چنین ادعایی را پذیرفت که الکافی برای نقد و تعدیل تشیع عقل گرای بغداد نگاشته شده باشد . مسئله سفر کلینی به بغداد برای مادلونگ بسیار مهم است که در نهایت در تردید باقی مانده و دربارۀ وقوع یا عدم وقوع این سفر به نتیجه قطعی نرسیده است.👇👇
درنگی کوتاه در پژوهشهای پنج خاورشناس درباره الکافی کلینی ( بخش هشتم) ✍️علی راد ( دانشیار دانشگاه تهران ) 1.1. آندره نیومن از استاد آندره نیومن دربارۀ الکافی کلینی چندین اثر شایسته توصیف و تحلیل است . مقاله " آموزۀ غیبت امام عصر در دیدگاه کلینی و نعمانی " ( ۲۰۰۲ م ) آندره نیومن در مقاله " آموزۀ غیبت امام مهدی ( عج ) در دیدگاه کلینی و نعمانی " بر نتایج ذیل تاکید دارد: یک . نیومن در این مقاله ابتدا تمام مباحث مربوط به غیبت امام عصر ( عج ) در الکافی را با الغیبة نعمانی (شاگرد جناب کلینی) مقایسه می کند و سپس از برایند آن چنین نتیجه می گیرد که اساساً کلینی رابطۀ مثبت و تعامل همدلانه با نواب اربعه نداشت و با آموزه نیابت و سفارت از حضرت مهدی ( عج ) هم¬گرا نبود زیرا کلینی نمایندۀ جریان حدیثی قم بود و قمی ها با نواب اربعه رابطۀ همدلانه ای نداشتند . در حالی که درست در نقطۀ مقابل دیدگاه کلینی با دیدگاه نعمانی مواجه هستیم که بر اهمیت مسئلۀ سفارت و نیابت تاکید دارد و این نوعی چرخش شاگرد از دیدگاه استاد است که توسط نعمانی رخ داد . دو. بر پایه داده های موجود در کتاب الکافی کلینی می¬توان چنین گفت که در مدرسۀ حدیثی قم،‌ غیبت حضرت مهدی ( عج ) مسئلۀ جدّی و پُر رنگ نبود از این رو تعداد احادیث الکافی در باب غیبت حضرت مهدی ( عج ) نزدیک به ۲۳ روایت است ولی در آنها به آموزه نیابت و سفارت هیچ اشاره ای وجود ندارد . گویا کلینی و دیگر محدّثان مدرسه قم ، طولانی شدن غیبت را قطعی نمی دانستند و اعتقادی به آن نداشتند لذا بابی را به موضوع نیابت و سفارت در کتابهای حدیثی خودر اختصاص نداند . در حالی که نعمانی تقریباً ۱۰۵ حدیث در این موضوع را گزارش کرده است از این رو می توان نعمانی را نمایندۀ یک تفکر و قرائتی را خارج از مدرسه قم و در تقابل با الکافی کلینی دانست. چنانکه خارج از مدرسه قم، این مقوله ابتدا در کتاب های حدیثی، سپس کلامی و بعد فقهی جایگاه خود را باز کرد زیرا جامعۀ شیعه با چالش غیبت طولانی امام مواجه شد و نیاز به مرجعیت دینی هم طراز با امام شدّت یافت . نیومن در این مقایسه به این مسئله هم توجه نموده است که کلینی در این ۲۳ روایت عمدتاً از قمی ها و جریان اشعری های قم این احادیث را گزارش می کند و گویا هدفمند از توسعه مسئله غیبت و آموزه نیابت اجتناب می ورزد اما در کتاب الغیبة نعمانی شاهد یک چرخش معنادار هستیم زیرا او بیشترِ روایاتی که در این کتاب روایت کرده است از طریق روایان و محدّثان غیر قمی است. سه. نعمانی موفق شد چندین گفتمان در حوزۀ غیبت را تأسیس نماید. اوّل : پدیده غیبت حضرت مهدی ( عج ) یک ابتلا و فتنه برای تشیّع است . دوّم: غیبت حضرت مهدی ( عج ) آن قدر طولانی خواهد شد که شک و حیرت حتّی خود شیعیان را فراخواهد گرفت و دشمنان، شیعه را به سخره خواهند گرفت. سوّم : در دوران غیبت حضرت مهدی ( عج ) جامعۀ تشیع وظایفی بر عهده دارد . در حقیقت نعمانی در حال مدیریت جامعۀ بحران زدۀ تشیع است تا به آنان بگوید پیشتر برای این شرایط تدابیری اندیشیده شده و بر این اساس تلاش می کند ویژگی های این دوره و وظایف منتظران را تبیین نماید. گویا قمی ها همچنان منتظر مداخلۀ امام هستند، اما با گفتمان جدید نعمانی شیعیان به این نتیجه می رسند که امام پیشتر وظایف ظاهری خود را به عالمان و راویان حدیث واگذار کرده است. کتاب " شکل گیری تشیع، گفت وگو میان مدرسه حدیثی قم و بغداد " (2002 م ) مسئلۀ اصلی کتاب « شکل گیری تشیع، گفت وگو میان مدرسه حدیثی قم و بغداد» مقایسۀ سه کتاب حدیثیِ امامیه با یکدیگر است : الکافی کلینی، بصائر الدرجات صفار و المحاسن برقی . این کتاب سراسر بر اساس تحلیل محتوا و مقایسه این سه کتاب نوشته شده است . از جمله نتایج آندره نیومن در این کتاب که با الکافی کلینی در پیوند است عبارتند از : یک . کلینی با تالیف الکافی کلینی در صدد بود مکتب حدیثی متفاوتی را در بغداد مطابق با مؤلفه های مدرسه حدیثی قم تأسیس کند. دو. بر پایه تحلیل نیومن، کلینی در تقابل با عقل گرایی افراطی شیعیان نوبختیِ بغداد از یک سو و از سوی دیگر در تقابل با جوامع حدیثی اهل سنت بود . نیومد تصریح می کند که ۲۱۲ حدیث مرتبط با موضوع خداشناسی و بخش های دیگر الکافی کاملاً گرایشی عقل ستیزانه با خوانش شیعیان عقل گرای نوبختی در خداشناسی دارد. نیومن معتقد است کلینی در بخش خداشناسی الکافی صریحاً اعلام می کند که تکیه بر عقل خود بنیاد بشری در شناخت خداوند نادرست است و تلاش می کند شیعیان بغدادی گرفتار شده در اندیشۀ معتزله را نجات دهد . سه. نیومن بر این باور است که بخش فروع کتاب الکافی در تقابل با جریان عقل گرای فقهی شیعیان بغداد است. وی تذکر می دهد که کلینی مسائل خاصی را در فروع ذکر کرده تا نشان دهد با فقه عقل گرا نمی توان به پاسخ برخی مسائل دست یافت و باید تابع نقل بود.👇👇
چهار. نیومن معتقد است کلینی در بغداد حضور جدّی و طولانی مدت داشته و الکافی را خطاب به شیعیان بغداد نوشته است. ادعایی که خاورشناسان دیگری آن را نقد کرده اند. @OstadRad
شش. نگاه کلینی به جایگاه امام , بدون شک در فقه امامیه نیز تأثیرات جدّی نهاد که به نظر گلیو اگر کلینی نبود، حوزۀ قم تحت تأثیر نگاه ناجیانۀ صِرف به امام، فقه را ادامه نمی داد. چنانکه اگر صدوق از قم خارج نمی شد و با شیعیان حیرت زدۀ ماوراء النهر مواجه نمی شد، هیچ گاه کتاب من لایحضره الفقیه را نمی نوشت . به عبارت دیگر تا وقتی عالمی تنها در قم است، چه بسا احساس گناه کند که در رسالت امام دخالت کند و بخواهد شئون جدید فقهی برای عالمان و امت تعریف کند اما کلینی این تابو را شکست و فقه را براساس اقتضائات دوران غیبت امام تنظیم کرد و این نقش مهمی در کاستن از عناصر غلوآمیز از امام داشت که به تدریج کلاً هم در فقه حذف شد. لذا کلینی با کاستن از موعود گرایی محض شیعیان، آنان قادر به بازیابی هویت مذهبی و اجتماعی خود شدند و دوباره توانستند در جهان اسلام نقش آفرینی نمایند؛ مسئله ای که اگر محقق نشده بود، مدرسۀ بغداد هم در ادامۀ فعالیت هایش دچار مشکل می شد. @OstadRad