🔮🎷#هفت_وادی_عشق داستان منطق الطیر
هدهد: « هفت وادی (مرحله) در راه است که اگر از این هفت وادی بگذریم به خدمت سیمرغ میرسیم. اما چون کسی از این راه برنگشته است کسی نمیداند چند فرسنگ است.
وادی اول طلب، دوم عشق، سوم معرفت، چهارم استغنا، پنجم توحید، ششم حیرت و هفتمین فقر و فناست. پس از آن دیگر تلاشی لازم نیست که کشش و جاذبه او خودش تو را جلب میکند.
1- در وادی طلب صدها بلاوسختی بهسویت میآید. باید تلاش بسیار کنی و از دلبستگیهای مادی و ثروت و مقام و هرچه داری بگذری تا دلت از هرچه غیر اوست پاک شود. این وادی خونین و پرخطر است.
2- در وادی عشق همه چیز غرق آتش است. عاشق باید چنان بسوزد که خودش هم چون آتش گرمرو و سوزنده و سرکش شود. در این مرحله عاقبت اندیشی ارزشی ندارد. دیدگاه کاسبکارانه و عقلاندیشی فیلسوفانه بهدرد نمیخورد. آنجا باید هرچه داری در راه معشوق نثار کنی.
3- در وادی معرفت، آفتاب معرفت به دلت میتابد. هر کسی قدر و منزلت خود را میشناسد و راه و روش خود را پیدا میکند. به یکی محراب عبادت میدهند و به یکی بت و صلیب. کسی که به این مرحله برسد تمام سختیها و مشکلات دنیا برایش آسان میشود و همهی تلخیها به کامش شیرین میگردد. عارف در این وادی به هرجا و هرکس بنگرد چهرهی معشوق را میبیند.
4- در وادی استغنا سالک (کسی که در راه عرفان قدم بر میدارد) به بینیازی میرسد و بسیاری چیزها ارزشش را از دست میدهد. دریاها و اقیانوسها برایش چون قطرهای است و خورشید و ستارگان چون جرقهای. نه به بهشت دلخوش است و نه آتش جهنم برایش سوزنده است. در این وادی کمیت و تعداد ارزشی ندارد. پروائی نیست که هزاران کودک سر بریده شوند تا از آن میان یکی موسی شود یا هزاران نفر غرق گردند و فقط نوح و عدهای معدود زنده بمانند. در آنجا همه چیز ارزش ظاهریش را از دست میدهد و رهرو از هر چه جز معشوق بینیاز میشود.
5- در وادی توحید عاشق و معشوق یکی میشوند. عاشق همه چیز و حتی خودش را هم به شکل معشوق میبیند و اختلافها از بین میرود.
6- وادی حیرت محل درد و رنج و اشک است و سالک به سرگشتگی و حیرانی میرسد.
7- سخن گفت از وادی فقر و فنا مشکل است. در این مرحله هر چه جز اوست فراموش میشود. چیزی جز آنچه او بخواهد نمیبینی و نمیشنوی و انجام نمیدهی. مانند موجی که از دریا به حرکت درمیآید و هر نقشی که بر ساحل است پاک میکند و جز جاپای موج، چیزی در ساحل باقی نمیماند. »
ادامه دارد……
#منطق_الطیر_عطار🌻