eitaa logo
عیون.
823 دنبال‌کننده
464 عکس
32 ویدیو
1 فایل
چشم‌ها، بیشتر از حَنجره‌‌ها می‌فهمند. - همه‌ی مکتوباتِ عُیون، تراوشاتِ "دل" است. اینجا من می‌نویسم و او می‌خواند. - و من؟ زنده به آغوش‌های کوتاه!
مشاهده در ایتا
دانلود
کوهی به آرامی فرو می‌ریخت، از اینکه یاسِ او خیلی سریع از دستش ربوده شد. "وَ اخْتُلِسَتِ‌ الزَّهْرَاء."
هدایت شده از - قرین -
فاطمیه‌ها ده تا برای حضرت زهرا گریه می‌کنم و صدتا برای حضرت علـی:))
این شب‌ها.
از او برای همه گفته بودم، "در صدرِ آرزوهایم می‌درخشید."
نمیدانم اما یک چیزی سرجایش نیست. شاید این خانه و داستان‌های آرام و بی‌سر و صدایش. شاید این سکوتِ بی‌جا، با وجودِ آدم‌های نزدیک. شاید این خستگیِ پس از استراحت که هیچ‌گاه منطقی به‌نظر نرسید. شاید احساسات و افکاری که در هوا می‌پیچند پیِ کالبدی برای نفوذ. شاید این دنیا، شاید من، اصلا من کجاست؟ کسی او را دیده؟
تو آنجایی، آنجایی که در کنارِ من نیست؛ اما آنجا قدرِ این خوشبختی و خوش‌اقبالی‌اش را می‌داند؟
مجموعه‌ی دست‌ها و رنگ‌ها و نقش‌ها ..
عیون.
این تیکه 1:12 واقعا ..
خستگی ناپذیرم در مقابلِ گوش دادنِ چندباره به این آهنگ و مرورِ ریز به ریزِ شعرش و خیره شدن‌ها و اشک واقعا.*
زندگی می‌کنم، دلتنگ می‌شوم و نفس می‌کشم. درس می‌خوانم، دلتنگ می‌شوم، معاشرت می‌کنم. قدری به کارها می‌رسم، دلتنگ می‌شوم، تمامِ کارهایی که باید از دستِ یک آدمی‌زادِ معمولی بر بیاید را انجام می‌دهم و راستی، گفتم که دلتنگ می‌شوم؟!
"جان می‌بخشید در میانِ بی‌جانی‌ها."