اگه یکی پارسال همین موقع بهمون میگفت تا سال آینده قراره کرمان حمله تروریستی بشه و یه عده بی گناه پرپر بشن؛ سردار زاهدی رو توی کنسولگری ایران تو سوریه بزنن؛ رییس جمهور مملکت، آیتالله رییسی و وزارت امورخارجه، آقای امیرعبداللهیان توی یکی از کم دسترس ترین نقاط کشور، با بالگرد به شهادت برسن؛ آقای هنیه رو تو تهران ترور کنن، سیدِ مقاومت، جنابِ سیدحسن نصرالله رو شهید کنن و جانشین آقای هنیه، آقای سنوار وسط سرزمین های اشغالی به قافله شهدا بپویندن عمراً باورمون میشد . . .💔
دیگر برایت شعرهایم را نمی خوانم
دیگر در این تنهاییِ با هم نمی مانم
دیگر نمی خواهم به هر قیمت شده، باشی
از اینکه بی حد عاشقت بودم پشیمانم
باران اگر روزی به همراهِ تو معنا داشت
حالا خودم تنهای تنها زیر بارانم
دیگر نمی خواهم دروغانه بتابی، نه
تاریکی ام را دوست دارم ماه تابانم
عشقی که می گفتی نمی میرد به مو بند است
حدّ دوام آوردنش را هم نمی دانم
با هر دروغت ضربه ای بر باورم میخورد
از لطف تو بدبین و غمگین و پریشانم
بی اعتمادم کرده ای... از عشق می ترسم
جوری شده از سایه ی خود هم گریزانم
من جانِ خود را پای عشق تو هدر دادم
بعد از تو شاید مرگ باشد راه درمانم
باور ندارم حرف هایت را، نگاهت را
با جمله ی "من دوستت دارم" نرنجانم
_حمیدرضاگلشن
تو از من رفتی و این اولین تیتر خبرها شد؛
که یک شاعر میان جوهر خودکار خود مُرده👩🦯
کاش میشد سرنوشتِ خویش را از سر نوشت
کاش میشد اندکی تاریخ را بهتر نوشت
کاش میشد پشت پا زد بر تمام زندگی . . .
داستان عمر خود را گونهای دیگر نوشت!
زمان:
حجم:
2.6M
یهعالمهگریهبهروضهبدهکارم💔:)
_نوحهخوانیِشهیدآرمانِعزیز ...
مهدی رسولیقبله نما.mp3
زمان:
حجم:
3M
مدد ز غیرِ تو ننگ است؛ یا علی مددی (:
مَن اگر با مَن نباشم می شَوَم تنها ترین
کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین
مَن نمی دانم کی ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است
آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن، روشن است
مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن!
ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن!
هرچه از مَن یا مَنِ مَن، در مَنِ مَن دیده ای
مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای
هیچ کس با مَن، چنان مَن مردم آزاری نکرد
این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد
ای مَنِ با مَن، که بی مَن، مَن تر از مَن می شوی
هرچه هم مَن مَن کنی، حاشا شوی چون مَن قوی
مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
هیچ کس با مَن مَنِ مَن، مثل مَن درگیر نیست
کیست این مَن؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر
این مَنِ مَن مَن کُنِ از مَن کمی دیوانه تر
زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست
ورنه مَن مَن کردن مَن، از مَنِ مَن عار نیست
راستی! این قدر مَن را از کجا آورده ام؟
بعد هر مَن بار دیگر مَن، چرا آورده ام؟
در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من
_ناصرفیض
هممون نیاز داریم به کسي ك بفهمه کلافگیمونو ،
بلد باشه به موقع بخندونتمون ،
به موقع سکوت کنه..
به موقع بغل کنه
به موقع باشه :)
دل به هرکس میسپاری، پای احساست بمان؛
من که رفتـم، پای قلب قـدر نشنـاست بمـان؛
طاقت این سوءظنها را ندارم بیش از این؛
با همیـن تردیـدها درگیـر وسواست بمـان!
من به گلهایی که میخشکند عادت کردهام؛
تو همیشه عاشـق ارکیـده و یاست بمـان!
زود دستم را زمین انداختـم در این قمـار!
با همان سرباز و شاه و بیبی و آست بمان:)
ظاهراً معیار تو چیزی به غیر از عشق بود!
تا ابد پابنـد آن معیــار و مقیـاست بمـان!
کندوکاو و فکر کردن مال قبل از عاشقیست..
عاشق هر کس که هستی پای احساست بمان...