eitaa logo
"پیام‌های‌ذخیره‌شده"
46 دنبال‌کننده
626 عکس
140 ویدیو
3 فایل
شبی از میان این همه درد امید می‌روید؛ و تو گمان می‌کنی که پایان است، ناگهان خدا همه چیز را درست می‌کند:)
مشاهده در ایتا
دانلود
1_2130944439.mp3
زمان: حجم: 2.6M
یه‌عالمه‌گریه‌به‌روضه‌بدهکارم💔:) _نوحه‌خوانیِ‌شهید‌آرمانِ‌عزیز‌ ...
مهدی رسولیقبله نما.mp3
زمان: حجم: 3M
مدد ز غیرِ تو ننگ است؛ یا علی مددی (:
مَن اگر با مَن نباشم می شَوَم تنها ترین کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین مَن نمی دانم کی ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن، روشن است مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن! ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن! هرچه از مَن یا مَنِ مَن، در مَنِ مَن دیده ای مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای هیچ کس با مَن، چنان مَن مردم آزاری نکرد این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد ای مَنِ با مَن، که بی مَن، مَن تر از مَن می شوی هرچه هم مَن مَن کنی، حاشا شوی چون مَن قوی مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست هیچ کس با مَن مَنِ مَن، مثل مَن درگیر نیست کیست این مَن؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر این مَنِ مَن مَن کُنِ از مَن کمی دیوانه تر زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست ورنه مَن مَن کردن مَن، از مَنِ مَن عار نیست راستی! این قدر مَن را از کجا آورده ام؟ بعد هر مَن بار دیگر مَن، چرا آورده ام؟ در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من _ناصرفیض
جای‌معنیِ‌عشق‌بایداسمِ‌تورو‌تولغت‌نامه‌نوشت:))🫂💘
‏هممون نیاز داریم به کسي ك بفهمه کلافگیمونو ، بلد باشه به موقع بخندونتمون ، به موقع سکوت کنه.. به موقع بغل کنه به موقع باشه :)
دل به هرکس می‌سپاری، پای احساست بمان؛ من که رفتـم، پای قلب قـدر نشنـاست بمـان؛ طاقت این سوءظن‌ها را ندارم بیش از این؛ با همیـن تردیـدها درگیـر وسواست بمـان! من به گلهایی که می‌خشکند عادت کرده‌ام؛ تو همیشه عاشـق ارکیـده و یاست بمـان! زود دستم را زمین انداختـم در این قمـار! با همان سرباز و شاه و بی‌بی ‌و آست بمان:) ظاهراً معیار تو چیزی به غیر از عشق بود! تا ابد پابنـد آن معیــار و مقیـاست بمـان! کندوکاو و فکر کردن مال قبل از عاشقی‌ست.. عاشق هر کس که هستی پای احساست بمان...
راهی که به خود داشتم، از شوق تو گم شد! از خود خبرم نیست، که دارد خبرم را...؟
لَمس دَستِ تو به رُسوا شُدَنَم می‌اَرزد عِشق آن اَست که مُنجَر به حَواشی بِشَوَد
فراموشی بگیرم هم فراموشت نخواهم کرد که از ذهنم اگر رفتی ز دل هرگز نخواهی رفت
نیمه شب شد دل من در تب و تاب است هنوز یاد آن شب که دلش را به دلم داد بخیر...💔
سوختم، باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم‌ها‌را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است . . پس بزن باران بزن شاید توخاموشم کنی!
ذوق شعرم را کجا بردی که بعد از رفتنت عشق و شعر و دفتر و خودکارم آرامم نکرد؟