دیر کن، اما بیا!
فقط وقتی که آمدی مرا بردار و برو
من از نرسیدن ها لبریزم . . .
رفته... هنوز هم نفسم جا نیامدهست
عشق کنار وصل به ماها نیامدهست
معشوق آنچنان که تویی دیده روزگار
عاشق چو من هنوز به دنیا نیامدهست
صدبار وعده کرد که فردا ببینمش
صد سال پیر گشتم و فردا نیامدهست
یک عمر زخم بر جگرم بود و سوختم
یک بار هم برای تماشا نیامدهست
ای مرگ! جام زهر بیاور که خسته ایم
امشب طبیب ما به مداوا نیامدهست
دل خوش به آنم از سر خاکم گذر کنند
گیرم برای فاتحهی ما نیامدهست
_حامد عسکری
"پیامهایذخیرهشده"
گرچه آهو نیستم اما پر از دلتنگیام؛ ضامنِ چشمان آهوها، به دادم میرسی؟!💔
میگم امام رضا . . .
مارو یه چایی مهمون نمیکنی؟(:💔
"پیامهایذخیرهشده"
کاش هیچ وقت اردیبهشت نمیشد . . .💔
در این خزانِ بی او، دل چون برگ رها شده در باد؛ سرگردانِ عطرِ بهاریست که دیگر نمیوزد ...
Baloğlan QafarovBaloğlan Qafarov-Ruhlar Alemi.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
از میان کلمات ناراحت کنندهای که بر زبان و قلم میآید، ناراحتکنندهترینشان این است: کاش میشد...
او نیمه گمشدهام نبود،
خودِ من بود در پیکری دیگر؛
امن، اندازه و آشنا:)
همیشه کنجِ خیالی
نه بودنی، نه وصالی
چگونه از تو بگویم
که آرزوی محالی...
حسین طاهریUntitled 1 (3) (2).mp3
زمان:
حجم:
7.2M
فقط حیدر امیرالمومنین است:)
"پیامهایذخیرهشده"
فقط حیدر امیرالمومنین است:)
خدایا؛
مارو تا عیدِ مولا زنده نگه دار ...
پوشیده چون جان میروی، اندر میان جانِ من
سروِ خرامان منی، ای رونق بُستان من
چون میروی، بیمن مرو، ای جانِ جان، بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو، ای مشعلهٔ تابان من
هفت آسمان را بردرم، وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری، در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم، شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدنِ تو دین من، وی روی تو ایمان من
بیپا و سر کردی مرا، بیخواب و خور کردی مرا
در پیش یعقوب اندر آ، ای یوسف کنعان من
از لطف تو چون جان شدم، وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده، در هستی پنهان من
گل جامهدر از دست تو، وی چشم نرگس مست تو
ای شاخهها آبِست تو، وی باغ بیپایان من
یک لحظه داغم میکشی، یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی، تا وا شود چشمان من
ای جان پیش از جانها، وی کان پیش از کانها
ای آنِ بیش از آنها، ای آن من، ای آن من
چون منزل ما خاک نیست، گر تن بریزد باک نیست
اندیشهام افلاک نیست، ای وصل تو کیوان من
بر یاد روی ماه من، باشد فغان و آه من
بر بوی شاهنشاه من، هر لحظهای حیران من
ای جان چو ذره در هوا، تا شد ز خورشیدت جدا
بی تو چرا باشد؟ چرا؟ ای اصل چارارکان من
ای شه صلاحالدین من، رهدان من، رهبین من
ای فارغ از تمکین من، ای برتر از امکان من:)
_مولانا