"پیامهایذخیرهشده"
هارداسان؟
با اینکه همه میگویند یکسال از آسمانیشدنت گذشته، ولی هنوز جمعهها به قاب تلویزیون چشم میدوزم تا تو را بین مردم سیلزده، محروم و دردمند ببینم...
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم:)
"پیامهایذخیرهشده"
من از شروع ماجرا به انتها رسیده ام . . .
Alireza Ghorbani4_5846170395094293173.mp3
زمان:
حجم:
12.7M
در آن غروبِ سردِ خزان؛
تو را صدا زدم که بمان!
ولی تو ناشنیده گرفتی...
مرا محکم بغل کن
زنده خواهم شد به آسانی،
که گرمای تنت برگردش خونم اثر دارد:)
به چشمهایم زل زد و گفـت:
باهم درستـش میکنیم
چه لذتی داشت این باهم . . .
حتی اگر باهم
هیچ چیزی هم درسـت نمیشد:))