به چشمهات اعتماد نکن،
اونها فقط محدودیتها رو نشون میدن.
با فهم و درکت نگاه کن،
دنبال چیزی بگرد که میدونی
و راه پرواز رو خواهی دید.
محدودیتی در کار نیست...!
«ناگهان به حال خود گریستم
چرا که بعد از هر خوشی، نگران بودم که چقدر طول میکشد تا اندوه دوباره به سراغم بیاید.»
دلم آدم امن میخواد. واقعی. حمایتگر. قابل اعتماد. صمیمی. که آره من کنارتم. با هم درستش میکنیم. باهم میرسیم. باهم پیشرفت میکنیم. اگه بخوام گریه کنم توی بغلش باشه. اگه بخوام بخندم کنار هم باشیم. باهم رفیق باشیم. اگه هر چی شد پشت هم باشیم. موندگار، همیشگی، صمیمی.
میخوام بدونی من میمونم.
وقتی بالایی، وقتی پایینی، وقتی خستهای، وقتی دورت شلوغه، وقتی حالت بده، وقتی رو ابرایی، وقتی تنهایی؛ وقتی طرد شدی، من میمونم. رفیق نیمه راهت نمیشم، هستم کنارت، هرچیم که شد ما باهم درستش میکنیم.
یادتون نره، کسی که دلخوری و گلایهاش رو مطرح میکنه با شما نمیجنگه، برای شما میجنگه و روزی که بیخیال حرف زدن بشه، اون روز مصادف میشه با روشن شدن روز شمار جداییتون
اینجا تمامِ حنجرهها لاف میزنند
هرگز کسی هر آنچه که میگفت، آن نبود.
| امید صباغ نو |